سیدمحمد صنیع حضرت از اوباش حکومتی قاجار و وابسته به محمدعلی شاه بود، صنیع حضرت در 22 آذر 1286 در میدان بهارستان و مسجد سپهسالار، علیه مشروطه خواهان، شهر را متشنج کرد، در نهایت امر صنیع حضرت در 9 مرداد 1288 در میدان توپخانه به جرم ترور میرزا مصطفی آشتیانی اعدام شد.

صنیع حضرت که اهل محله چاله میدان بود با جمع کردن اوباش برای پادشاه وقت فعالیت می کرد، در روزهای 21 و 22 و 23 آذر 1286 گروههایی از اراذل و اوباش به سرکردگی صنیع حضرت و مقتدر نظام و با حمایت دربار به میدان بهارستان رفته و با تجمع در مسجد سپهسالار به ایجاد اخلال و توهین به مجلسیان و مشروطه خواهان پرداخته و به ساختمان مجلس شورای ملی هجوم برده و با عربده کشی باعث اختلال در امور نمایندگان شدند. اما توسط محافظین مجلس از مدرسه بیرون رانده شده و در میدان بهارستان اقدام به برپایی چادر نمودند و در آنجا مستقر شدند.
احمد کسروی در کتاب تاریخ مشروطیت در مورد این روز واقعه چنین نوشته است:
روز ۲۳ آذر ۱۲۸۶ (۹ ذیقعده ۱۳۲۶ هـ ق) عده ای از بی سر و سامانهای چاله میدان به سرکردگی صنیع حضرت به سمت مسجد سپهسالار رهسپار شدند… در این روز تعداد زیادی از انجمنهای وابسته به نهضت مشروطه اول در این مدرسه تجمع کرده بودند. ناگهان اوباش به هیاهو پرداخته و به مجلسیان و مشروطه خواهان دشنامها دادند و با این هیاهو از مدرسه سپهسالار خارج شده و به طرف مجلس حرکت کرده و به تیراندازی به سمت مجلس پرداختند.
در کتاب حیات یحیی نوشته یحیی دولتآبادی چنین نوشته شده است؛
در جبهه استبداد، عربده کشی و تهدید مجلسیان ادامه داشته و روزها آش و پلو بهطور مفصل تدارک دیده میشد و شبها مشروب بسیار حاضر، و فواحش رفت و آمد میکردند. روحانیان حاضر در چادرها این گونه منکرات را علناً مشاهده میکردند و همه را صواب میدانستند. روز دوم سید محمد یزدی بالای توپ نشسته و علیه مشروطه سخن رانی میکند، جوانی عنایت الله نام در میان مردم سخنی میگوید که بوی مخالفت با او را دارد، اراذل و اوباش به وی حمله کرده و با قمه او را قطعه قطعه مینمایند
پس ازتوافق محمدعلی شاه با مشروطه خواهان پادشاه دستور داد، اوباش را دستگیر کنند. صنیع حضرت در خانهٔ پدرزن خود پنهان شده بود اما زمانی که برای دستگیری وی رفتند وی موفق به فرار شد. اما پس از 20 روز کشمکش روز دوشنبه ۱۳ بهمن (۲۹ ذیحجه) دستگیر و با رأی عدلیه به 2000 ضربه شلاق و ده سال حبس (تبعید) در کلات محکوم و روانه زندان شد.

اما این تبعید طولانی نبود و در روز به توپ بستن مجلس، محمدعلی شاه، صنیع حضرت و سایر تبعیدشدگان را برای یاری فراخواند. اراذل و اوباش محله چاله میدان به سرکردگی صنیع حضرت، جبهه نخست محمدعلی شاه در برابر مشروطیت را تشکیل میدادند.
صنیع حضرت ابتدا از کارکنان قورخانه طهران بود اما چون در سرکوب مشروطه خدمات شایانی به محمدعلی شاه نمود پس از این واقعه از طرف شاه به عنوان ششمین رئیس اداره قورخانه گماشته شد.

در نهایت امر پس از فتح تهران توسط مشروطه خواهان و استقرار مشروطهٔ دوم و براساس کتاب تاریخ بیداری ایرانیان، ناظم الاسلام کرمانی، که به اهتمام علی اکبر سعیدی سیرجانی منتشر شده است، خانه صنیع حضرت غارت و تفنگ زیادی از آنجا کشف شد و صنیع حضرت دستگیر شد.

صنیع حضرت و 10 نفر دیگر از سران استبداد چون شیخ فضلالله نوری و … با نظر دادگاه به اعدام محکوم و در 9 مرداد 1288 در میدان توپخانه و در دید عمومی به دار مجازات آویخته شدند.

جرم صنیع حضرت ترور میرزا مصطفی آشتیانی به دستور مفاخرالملک در منزلش (در جوار مرقد حضرت عبدالعظیم) در تاریخ 4 فروردین 1288 با همکاری مجلل السلطان بود.

مردم محله سیروس بر این باور هستد که خانه سیدمحمد صنیع حضرت در این محله و خیابان سیروس (شهید مصطفی خمینی) بوده و از گذشته دور، نام این گذر، به خاطر منزل ایشان و خدماتش به حکومت صنیع حضرت نام گرفته است، در حال حاضر خانه ای از دوره قاجار در این گذر وجود ندارد و به احتمال فراوان در سالهای بعد از اعدام صنیع حضرت، عمارت تخریب و نوسازی شده است
سفرنویس | SafarNevis برگزاری تورهای تهران گردی، ادیان گردی ، آرامستان گردی و معرفی ناشناخته های ایران زمین
چه عکس هایی.کاملا مستند??
شهریار؛ سپاس از شما