نیمقرن پیش، در 9 اردیبهشت 1354، صدام حسین، معاون رئیسجمهور وقت عراق، برای امضای قرارداد الجزایر به تهران آمد؛ سفری که قرار بود صلح را به مرزهای ایران و عراق بیاورد. اما تاریخ جز این خواست. صدام، که روزگاری در خیابانهای تهران قدم میزد، سالها بعد جنگی هشتساله علیه ایران به راه انداخت که میلیونها قربانی بر جای گذاشت. عکسی نادر از او در کوچههای پایتخت، که در روزنامههای عربی بازنشر شده، ما را به سفری در زمان دعوت میکند تا حاشیههای این سفر را کشف کنیم: از ضیافت نیاوران تا زیارت مشهد، از کربلای عراق تا کربلا سازی تهران

اپیزود اول) ضیافت شاهانه و صدای هایده
امیرعباس هویدا در صبح 9 اردیبهشت 1354 در فرودگاه مهرآباد به استقبال صدام حسین رفت و شب همان روز در کاخ نیاوران، محمدرضا پهلوی ضیافتی برای مهمان عراقی با حضور هایده و مهستی، ترتیب داد. براساس روایتها صدام حسین مجذوب صدای هایده شد و حتی شایعاتی وجود دارد که صدام از هایده دعوت کرد تا برای برگزاری کنسرت به عراق سفر کند. در ضیافت آن شب هنر و سیاست بههم آمیختند؛ لحظهای که بعدها با جنگ و جدایی دو کشور، به خاطرهای تلخ تبدیل شد.


اپیزود دوم) صدام در حرم امام رضا
شاید عجیبترین حاشیه این سفر، بازدید صدام از حرم امام رضا (ع) در مشهد باشد، آن هم در ایامی که با دهه کرامت امروز (اردیبهشت 1404) همزمان است. صدام، که در این سفر به دنبال تثبیت روابط دیپلماتیک بود، در اقدامی نمادین به زیارت حرم رفت و حتی 500 هزار دلار به آستان قدس رضوی تقدیم کرد. این اقدام، که شاید برای جلب نظر افکار عمومی ایران انجام شد، در تضاد با اقدامات بعدی او در جنگ ایران و عراق و سیاستهای ضدشیعی حزب بعث در سالهای بعد قرار میگیرد. حضور صدام در این مکان مقدس، که برای میلیونها نفر نماد معنویت است، پرسشی را در ذهن ایجاد میکند: آیا این زیارت از سر اعتقاد بود یا بخشی از نمایش دیپلماتیک؟

اپیزود سوم) قدمهای صدام در برابر هتل امپایر
یکی از حاشیههای جالب این سفر، گشتوگذار صدام در خیابانهای تهران بود. در خبرگزاری ها و روزنامه های عراقی نوشته بودند:
صدام به خیابانهای تهران رفت و از بازار تهران بازدید کرد. (اقدامی که در سفرهای دیپلماتیک رایج نبود، بهعنوان تلاشی برای نشان دادن حسن نیت و نزدیکی صدام به مردم ایران تفسیر شد)

دو عکس از این پیاده روی و قدم زدن صدام در تهران، در روزنامههای عربی بازنشر شده بود، پیدا کردن مکان فعلی این عکس کمی دشوار بود. او در مقابل هتل امپایر، که امروزه با نام مهمانپذیر کشاورز شناخته میشود، پرسه زده بود. این هتل در آن زمان اقامتگاهی برای رقصندهها، موزیسینها و هنرمندان کاباره امپایر بود، کابارهای که در طبقه زیرین سینما امپایر قرار داشت و شبهای تهران را با موسیقی و رقص زنده میکرد. حضور صدام در چنین مکانی، که نمادی از فرهنگ شهری و شبزندهداری تهران دهه 50 بود، نشاندهنده کنجکاوی او نسبت به زندگی روزمره پایتخت ایران است. اما این لحظه تصویری متفاوت از مردی را نشان میدهد که بعدها چهرهای خشن در تاریخ منطقه به خود گرفت.

اپیزود چهارم) از صدام تا نخلهای میدان ولیعصر: تغییری بحثبرانگیز و مذهبی
پنجاه سال پس از آن سفر، میدان ولیعصر، جایی که صدام در آن قدم زده بود، شاهد تحولی عجیب است. مدیران شهری تهران، با هدفی مذهبی و با الهام از فضای کربلای عراق، دستور کاشت 12 درخت نخل در این میدان را دادهاند. این اقدام، که هزینهای میلیونی در پی داشته، قرار است هویت مذهبی به این مکان مرکزی پایتخت ببخشد. درختان نخل، که به آبوهوای گرم و خشک عادت دارند، در سرمای زمستان تهران دوام نمیآورند و بهسرعت خشک میشوند. نمونهاش را میتوان در میدان فلسطین دید، جایی که نخلهای کاشتهشده در حال خشک شدن هستند و عکسی از آنها گواه این ناسازگاری است.

آیا کاشت نخل در تهران منطقی است؟
آیا کاشت درختان نخل در تهران، با توجه به سرمای استخوانسوز زمستانهای این شهر، تصمیمی عقلانی است؟ هزینههای هنگفت صرفشده برای این پروژه با چه هدفی بوده؟ آیا صرفاً نمادسازی مذهبی، بدون در نظر گرفتن شرایط اقلیمی و پایداری محیطزیستی، توجیهپذیر است؟ خشک شدن نخلها در میدان فلسطین نشان میدهد که این درختان نمیتوانند با آبوهوای تهران سازگار شوند. آیا بهتر نبود این بودجه صرف پروژههایی شود که به بهبود کیفیت زندگی شهروندان یا حفظ محیطزیست کمک کند؟

تصمیم به کاشت نخل در میدان ولیعصر، که روزگاری صدام در آن قدم زده بود، نهتنها از نظر اقلیمی اشتباه به نظر میرسد، بلکه این سؤال را مطرح میکند که آیا هویتسازی شهری باید به قیمت نادیده گرفتن واقعیتهای زیستمحیطی انجام شود؟ شاید راز آن عکس قدیمی صدام، که در کوچههای تهران گم شده، یادآوری باشد که تصمیمات امروز ما نیز در تاریخ قضاوت خواهند شد.
ته نویس1) از تهران 54 تا امروز: نگاهی به گذشته
این حاشیهها، از ضیافت پرشکوه نیاوران تا قدم زدن در مقابل هتل امپایر و زیارت حرم امام رضا، تصویری چندوجهی از سفر صدام به تهران ارائه میدهند. سفری که قرار بود پلی برای صلح باشد، اما سایه جنگ را در آینده خود پنهان داشت. امروز، پنجاه سال پس از آن روزها، این داستانها ما را به تأمل در تاریخ و تصمیمات آن زمان وامیدارند. شاید راز واقعی این سفر نه در اسناد رسمی، بلکه در همین حاشیهها نهفته باشد؛ حاشیههایی که هنوز هم قصهگوی گذشتهاند. سفرنویس قصه این سفر را در تور حوالی الیزابت دوم بازگو می کند. با ما در این تور همسفر شوید …

ته نویس2) محمدرضا پهلوی چند ماه پس از این سفر، در مصاحبهای با حسنین هیکل (روزنامه نگار مصری)، نظر خود درباره صدام را چنین بیان کرد:
باید بگویم که صدام را پسندیدم. او که همچنان یک جوان است، از افکار شهامتآمیزی برخوردار است. او قدم به جلو گذاشت و ما با نیت پاک از او استقبال کردیم. من میخواهم ایران همیشه مصمم و نیرومند و در هر زمان آماده دفاع باشد. روی این اصل از پیشنهاد امنیت خلیج فارس که صدام حسین در دیدار اخیرش از تهران پیشنهاد کرد، استقبال کردم. کاخ نیاوارن 1354.06.23
منابع و سرچشمه های این گزارش:
روزنامه های الثوره و الجمهوریه ، مجله فرهنگی و علمی الگاردینیا، تارنمای مشروطه ، آرشیو روزنامه اطلاعات و …
سفرنویس | SafarNevis برگزاری تورهای تهران گردی، ادیان گردی ، آرامستان گردی و معرفی ناشناخته های ایران زمین