یکشنبه 27 اردیبهشت 1405 - 3:02 بعد از ظهر

ابوالفتح خان صارم الدوله

ابوالفتح خان صارم الدوله (فرزند محمدحسن خان سردار معروف به خان باباخان سردار ایروانی و خانم فخرالدوله (ماه رخسار) دختر عباس میرزا نایب السلطنه است) ابوالفتح خان صارم الدوله همسر بانو عظمی دختر ششم ناصرالدین شاه بود.
ابوالفتح خان صارم الدوله متولد 1227 خورشیدی (۱۲۶۴ ق) است. بانو عظمی ششمین دختر (ناصرالدین شاه و عفت السلطنه) با نام اصلی کسرائیل خانم است که ملقب به افتخارالدوله می شود . وی همسر ابوالفتح خان صارم الدوله شد.

ابوالفتح خان صارم الدوله
ابوالفتح خان صارم الدوله

ثمره ازدواج بانو عظمی و ابوالفتح خان صارم الدوله 5 پسر و یک دختر بود که برادرش مسعود میرزا ظل‌السلطان در 13 اردیبهشت 1261 خورشیدی (۱۴ جمادی‌الثانی ۱۲۹۹ ق) 5 دختر خود را به 5 پسر بانو عظمی داد و جشن 4 زوج در یک روز در باغ و خانه ظل السلطان (عمارت مسعودیه) با حضور ناصرالدین شاه قاجار برگزار شد.

  • شوکت‌السلطنه را به قهرمان میرزا (که بعد از پدر ملقب به صارم‌الدوله شد)
  • عزیزالسلطنه را به خان بابا خان
  • عفت‌الدوله را به بدیع‌الملک
  • بدرالدوله را به سلطان محمدخان
  • قمرالدوله را به عباسقلی خان
ناصرالدین شاه
ناصرالدین شاه

داستان حضور ناصرالدین شاه در این عروسی و چشم چرانی های او و … خواندنی است (بسته زیر را باز کنید تا بیشتر بخوانید)

[learn_more caption=”داستان حضور ناصرالدین شاه در عروسی”] خاطرات‌ ناصرالدین‌ شاه‌ ، روز دوشنبه‌ 14 شهر جمادل‌الاول‌ 1299 :

صبح‌ رفتیم‌ بیرون‌. دیشب‌ از نصف‌ شب‌ باران‌ شروع‌ شده‌بود. صبح‌ هم‌ كه‌ من‌ برخاستم‌، باز هم‌ در كمال‌ شدت‌می‌بارید. ناودانها كار می‌كرد. باران‌ زیاد می‌آمد. امروز درخانة‌ عفت‌السلطنه‌ مادر ظل‌السلطان‌، مجلس‌ عقدكنان‌ است‌.دخترهای‌ ظل‌السلطان‌ را، برای‌ پسرهای‌ افتخارالدوله‌ عقدمی‌كنند. ـ شوكت‌السلطنه‌ را به‌ امیرزاده‌؛ ـ عزیزالسلطنه‌ را به‌ خان‌باباخان‌؛ ـ شمس‌النهار را به‌ بدیع‌الملك‌؛ ـ زینت‌الملوك‌ را به‌ سلطان‌محمدخان‌ می‌دهند. عقد را روز شنبه‌ 12 جمادی‌الاول كرده‌ بودند؛ مجلس‌ ومهمانی‌ امروز است‌.

بنابود ما هم‌ به‌ عروسی‌ برویم‌، صبح‌ كه‌ دیدم‌ این‌ طور بارندگی‌ است‌، رفتن‌ را موقوف‌ كردیم‌. ظل‌السلطان‌ هم‌ آمد به‌ حضور، به‌ او گفتم‌ نمی‌روم‌. چهار ساعت‌ به‌ غروب‌ مانده‌ باران‌ ایستاد؛ هوا باز شد؛ دوباره‌ عازم‌ شدیم‌ برویم‌. مردم‌ هیچكس‌ خبر نداشت‌؛ تا خبر شدند و كالسكه‌ واسب‌ حاضر شدند، قدری‌ طول‌ كشید. بعد كه‌ همه‌ چیز حاضر شد، سوار شدیم‌ رفتیم‌. در بین‌ كه‌ عقدكنان‌ است‌ و مجلس‌ مهمانی‌ و محشر و قال‌ مقال‌، دخترِ مادرِ ظل‌السلطان‌ ـ كه‌ اسمش‌ افتخارالدوله‌ است‌ ـ زن‌ صارم‌الدوله‌، مادر دامادها كه‌ تازه‌ همراه‌ ظل‌السلطان‌ از اصفهان‌ آمده‌ است‌ و آبستن‌ بود دردش‌ گرفته‌ بود، می‌خواست‌ بزاید. در اطاق‌ دیگر، اوضاع ‌زاییدن‌ او را فراهم‌ آورده‌ بودند.

خلاصه‌ از در شمس‌العماره‌ سوار كالسكه‌ شدیم‌. هوا خیلی‌ سرد بود. به‌ واسطة‌ آمدن‌ باران‌، زمینها هم‌ خیلی‌ گل‌ بود. رفتیم‌ خانة‌ ظل‌السلطان‌ پیاده‌ شدیم‌. ظل‌السلطان‌، نایب‌السلطنه‌ 14، مردم‌ زیادی‌ بودند. یك‌راست‌ رفتم‌ اندرون‌ به‌ نایب‌السلطنه‌ و ظل‌السلطان‌ گفتم‌ شماهم‌ بیائید. نایب‌السلطنه‌ آمد. اما ظل‌السلطان‌ ـ چون‌ عروسی‌بود ـ خجالت‌ كشید، نیامد. خلاصه‌ رفتم‌ اندرون‌؛ تالار مجلس‌، همة‌ زنها، هركس‌ را می‌خواستی‌ از صاحب‌خانم‌ گرفته‌ تا از كشكول‌ در رفته‌، همه‌ بودند بجز حرمخانه‌. تومان‌آغا ، توران‌آغا ، زن‌ امام‌جمعه‌، زن‌ معیر ، همگی‌ از پیر و جوان‌، عمه‌ها، دخترهای‌ فتحعلی‌شاه‌، همه‌ بودند. بعضی‌ خوشگل‌، بعضی‌بدگل‌، دختر مخبرالدوله‌، زن‌ میرزا جوادخان‌ خیلی‌ خوشگل‌ بود. دختر دیگر فخرالدوله‌، زن‌ اسمعیل‌ خان‌ پسر سردار محلاتی‌، برعكس‌ خیلی‌ بد بود. شوهرش‌ هم‌ چندی‌ است‌ گریخته‌ است‌، رفته‌ است‌ هند. آنجا قدری‌ نشستیم‌، نارنگی‌ خوردیم‌؛ غلیانی‌ كشیده‌ شد. از چهار عروس‌ دو عروس‌ را به‌حضور آوردند؛ عزت‌الدوله‌ هم‌ بود. دیگر ملاابو و از این‌قبیل‌ اشخاص‌ هر كه‌ را بخواهی‌ بود. بعد آمدیم‌ بیرون‌، از پله‌های‌ عمارت‌ رفتیم‌ بالا. دستة‌ اهل‌ طرب‌، محمدصادق‌، غلامحسین‌، كمانچه‌چیها، همة‌ مطربها و رقاصها بودند.

دورغلام‌ گردش‌ پلة‌ عمارت‌ نشسته‌ بودند. می‌زدند و می‌خواندند. ما آمدیم‌ تالار. ظل‌السلطان‌، نایب‌السلطنه‌، سایرین‌ همه‌ بودند. امین‌الملك‌، موچول‌خان‌ ، آقاوجیه‌ و بعضی‌ از پیشخدمتها بودند. درین‌ بین‌ كه‌ از دَرِ باغ‌ سرخوانچه‌ پیدا شد، جلو خوانچه‌ موزیكانچی‌ و نقاره‌چی‌ و رقاصها بود[ند]. یك‌ پسرة‌ رذلی‌ اسمش‌ كریم‌ سركه‌ایست‌، جلو خوانچه‌ رذالت‌ می‌كرد. جلو خوانچه‌ هم‌ اشخاص‌ عجیب‌، غریب‌ دیده‌ شد. حكیم‌الممالك‌ را دیدم‌ . امین‌حضور، حاجی‌بهاءالدوله‌ ، جعفر، میرزارضاقلی‌ مستوفی‌ عراقی‌ سرجنبان‌، جهانسوزمیرزا، از همین‌ قبیل‌ اشخاص‌ زیاد بود. حكیم‌الممالك‌ و امین‌حضور، از خفت‌ همراه‌ خوانچه‌ اندرون‌ نرفتند. آمدند بالا. امین‌حضور تعریف‌ یكی‌ از رقاصهای‌ خواننده‌های‌ بالا را می‌كرد. پسره‌، هشت‌ نه‌ سال‌ بیشتر نداشت‌. امین‌حضور متصل‌ می‌گفت‌: این‌، بزرگ‌ شود خیلی‌ خوب‌ می‌شود؛ تعریف‌ می‌كرد. موچول‌خان‌، او را توبیخ‌ می‌كرد؛ می‌گفت‌: امین‌حضور، از تو قبیح‌ است‌. پنجاه‌ سال‌ داری‌، دیگر بس‌ است‌. بد چیزی‌ [است‌]، تعریف‌ بچه‌ رقاص‌ را می‌كنی‌! امین‌حضور، باز تعریف‌ می‌كرد. بعد گفتم‌ خواننده‌ها آمدند، توی‌ تالار نشستند. قدری‌ هم‌ آنجا زدند.

بعد آمدیم‌ گلخانة‌ ظل‌السلطان‌ گردش‌ كردیم‌. محمدصادق‌ آمد. یك‌ پیانو توی‌ گلخانه‌ بود؛ او را قدری‌ زد. یك‌ قناری‌ هم‌ آنجا هست‌. تا دست‌ به‌ پیانو می‌زنند، قناری‌ هم‌ می‌خواند. خیلی‌ چیز غریبی‌ است‌! تا دست‌ به‌ پیانو زد، قناری‌ هم‌ خواند! قدری‌ هم‌ آنجا گردش‌ كردیم‌. بعد آمدیم‌ منزل‌ ظل‌السلطان‌. یك‌ عقد وعروسی‌ دیگر هم‌ دارد. دختر مستوفی‌الممالك‌ را برای‌جلال‌الدوله‌ عقد می‌كنند. گویا روز هجدهم‌، مجلس‌ زنانه‌در خانة‌ میرزاعیسی‌ وزیر است‌[/learn_more]

به دستور ظل‌السلطان ابوالفتح خان (همسر بانو عظمی) گماشته و وزیر وی در اصفهان شد می گویند؛ ظل‌السلطان‌، لقب‌ صارم‌الدوله‌ را از شاه‌ برای‌ ابوالفتح‌خان‌گرفت‌ و وی‌ را به‌ وزارت‌ خود در حكومت‌ اصفهان‌ گماشت‌.
ظل‌السلطان‌، در شرح‌ حال‌ خود دوباره‌ به‌ حكومت‌ بهبهان‌ صارم‌الدوله‌ اشاره‌ نموده‌، به‌ شرح‌ ذیل‌؛

ابوالفتح‌خان‌ را ـ كه‌ به‌ عرض‌ من‌ لقب‌ صارم‌الدوله‌ برای‌ او گرفته‌بودم‌ از دولت‌ ـ از قمشه‌ مأمور به‌ بهبهان‌ كردم‌ با همشیره‌ام‌افتخارالدوله‌، از این‌ راه‌ مرخص‌ شده‌ می‌رفتند

ابوالفتح خان صارم الدوله
ابوالفتح خان صارم الدوله

و نیز باز مسعودمیرزا ظل‌السلطان‌، هنگامی‌ كه‌ با اردوی‌ نظامی‌ راهی‌ سفر خوزستان‌ شد، باز به‌ مذمت‌ صارم‌الدوله‌ پرداخته‌ و می‌نویسد: ابوالفتح‌ خان‌ صارم‌الدوله‌ ـ كه‌ بعد از حكومت‌ بهبهان‌، همراه‌ خود به‌اصفهان‌ فارس‌ نبردم‌ ـ با كمال‌ فلاكت‌ در تهران‌ زندگی‌ می‌كرد. وقتی‌ به‌ قریب‌یك‌ سال‌ دو فوج‌ آذربایجان‌ به‌ او ابوابجمع‌ كرده‌ بودند، از كثرت‌ بی‌عرضگی‌و بی‌قابلیتی‌ نتوانسته‌ بود اداره‌ كند؛ افواج‌ بر او شوریده‌ بودند، افواج‌ را از اوگرفته‌،. به‌ فرمایش‌ مادرم‌ علیاحضرت‌ عفت‌السلطنه‌، او را با همشیره‌، در این‌ سفر همراه‌ آوردم‌.پیشخدمت‌ باشی‌ و رئیس‌ خلوت‌ من‌ بود .
كینة‌ ظل‌السلطان‌ به‌ صارم‌الدوله‌ پایان‌ نیافتنی‌ است‌. زیرا بعد از آنكه‌ برای‌ خواهرش‌ لقب‌ یا خطاب‌ بانوی‌ عظمی‌ را می‌گیرد، باز در خاطراتش‌ علیه‌ خواهر خود و شوهرش‌، چنین‌ می‌نگارد :

یك‌ فتنة‌ بسیار بزرگی‌ به‌ واسطة‌ میرزااسدالله‌خان‌ نائینی‌، میرزا،كنسولگری‌ روس‌ و به‌ تحریك‌ و پول‌ همشیره‌ام‌ بانوی‌ عظمی‌ و جوانی‌ ونفهمی‌ بارونفسكی‌، نایب‌ كنسول‌ روس‌ برپا شد. آن‌ هم‌ خواست‌ خدا وتوجه‌ اعلیحضرت‌ امام‌ زمان‌ ـ روحی‌ و جسمی‌فداه‌ ـ خوابانید. به‌ قرب‌هفتاد هشتاد نفر بابی‌ را پول‌ داده‌ و تحریك‌ كرده‌، به‌ كنسولخانة‌ روس‌ بردند. بابیها، آزادی‌ مذهب‌ و آزادی‌ عقیده‌ و شناسایی‌ رسمی‌ می‌خواستند، به‌ضمانت‌ دولت‌ روس‌. معلوم‌ است‌ در میان‌ یك‌ كرور مسلمان‌ متعصب‌ ـ [كه‌اگر] بكشد به‌ بهشت‌ می‌رود [و اگر] كشته‌ شود، زودتر به‌ بهشت‌ می‌رودـ باخیالات‌ ملاهای‌ متعصب‌، در شهر اصفهان‌، این‌ فتنه‌ چه‌ قسم‌ عظیم‌ است‌و ذیلش‌ چه‌ می‌شد. ولی‌ به‌ خواست‌ خدا و ائمة‌ هدی‌، من‌ خودم‌ تنها، باشیخ‌محمدتقی‌ مشهور به‌ آقا نجفی‌ حجة‌الاسلام‌ و یك‌ پسرم‌، بهرام‌میرزا ـكه‌ آن‌ شب‌ نزد من‌ بود ـ در میان‌ صدهزار مسلمان‌ متعصب‌ ـ كه‌می‌خواستند، كنسولخانة‌ روس‌ را آتش‌ بزنند و او را با تمام‌ اجزا بكشند ـرفته‌، فتنه‌ را خوابانیدم‌. الحق‌ در اینجا آقای‌ نجفی‌، با ما همراهی‌كرد.

می گویند؛  ظل السلطان در 27 بهمن ماه سال 1266 خورشیدی (۳ جمادی الثانی ۱۳۰۵ ق) صارم الدوله را با قهوه مسموم کرد و در سن ۴۱ سالگی کشت. و در شاه عبدالعظیم حسنی به خاک سپرده شد . در کتاب دختران ناصرالدین شاه ، فاطمه قاضیها اشاره شده است که ؛ ظل السلطان با صارم الدوله خصومت داشت تا جائی که او را به قتل رساند. ظل‌السلطان‌ در کتاب سرگذشت مسعودی راجع‌ به‌ صارم‌الدوله‌ شوهر خواهرش‌ چنین‌ می‌نویسد:

تمام‌ مكنتش‌ روزی‌ كه‌ آمد درب‌ خانة‌ من‌، چهل‌ هزار تومان‌نمی‌شد. بعد از خواست‌ خدا، به‌ واسطة‌ من‌، امروز صاحب‌ دوكرور مكنت‌ و دولت‌ شده‌اند. بی‌جهت‌ و سبب‌، خودش‌ وبچه‌هایش‌ و زنش‌ [ افتخارالدوله] ـ كه‌ همشیرة‌ من‌ باشد ـ چه‌خیانتها به‌ من‌ كردند، در عوض‌ آن‌ مهربانیهای‌ من‌! این‌ مطالب‌ را جزخداوند ـ تبارك‌ و تعالی‌ ـ كسی‌ نمی‌داند. امیدوارم‌ عدالت‌خداوندی‌، میانة‌ ما حاكم‌ باشد.

اعتمادالسلطنه‌، در خاطرات‌ روز سه‌شنبه‌ غرة‌ جمادی‌الثانی‌ 1305 خود،راجع‌ به‌ مرگ‌ او چنین‌ می‌نویسد : صبح‌ بازدید مجدالدوله‌ رفتم‌. آنجا شنیدم‌ صارم‌الدوله‌ بدحال‌ است‌. تعجب‌ كردم‌! روزی‌ كه‌ می‌آمدم‌ او را دیدم‌، احوالش‌ در نهایت‌ خوبی‌ بود؛تنها درد كمری‌ داشت‌. سوار شدم‌….
و باز اعتمادالسلطنه‌ دو روز بعد: شنیدم‌ دیروز دوساعت‌ به‌ غروب‌ مانده‌،ابوالفتح‌خان‌ صارم‌الدوله‌، مرحوم‌ شد. زیاد متألم‌ شدم‌. من‌ با این‌ جوان‌ ازطفولیت‌ آشنا بودم‌. این‌ شخص‌ پسر خان‌باباخان‌ سردار و مادرش‌فخرالدوله‌، ماه‌ رخسار خانم‌ دختر نایب‌السلطنة‌ مرحوم‌ بود. خودش‌ جوان‌خوش‌خلق‌ و خوب‌ صورتی‌ بود، افتخارالدوله‌ خواهر صلبی‌ و بطنی‌ظل‌السلطان‌، زنش‌ می‌باشد؛ اولاد هم‌ از این‌ زن‌ دارد. در دستگاه‌ظل‌السلطان‌ همه‌ كاره‌ بود و مكنت‌ زیاد دارد. خداوند او را رحمت‌كند.

املاک و عمارتها و خانه های ابوالفتح خان صارم الدوله
الف) باغ ابوالفتح خان صارم الدوله ؛ مطابق نقشه تهران ۱۳۰۹ ق . در شمال باغ های قوام الدوله و معاون الملك و در غرب باغ معیرالممالك ، باغ ابوالفتح خان صارم الدوله واقع بود که محدوده کوچه های زاهد و حبیبی در شمال ، وزیری در جنوبا ، خیابان وحدت اسلامی در مغرب و ضلع غربی کوچه وزير نظام را دربرمی گرفته است.
ب) خانه باغ ابوالفتح خان صارم الدوله و همسرش بانو عظمی؛ به گفته استاد عبدالله انوار بانو عظمی در زمانی که همسر ابوالفتح خان صارم الدوله بود در باغ سردار ، یعنی در جنوب مسجد سپهسالار عمارتی برای خود ساختند و در آن اسکان داشتند، اما بعد از مرگ همسر و اخبار عیاشی های وی ، که به گوش برادرش ظل السلطان رسید. ظل السلطان بخشی از

خانه باغ ابوالفتح خان صارم الدوله همسر بانو عظمی قبل از تخریب
خانه باغ ابوالفتح خان صارم الدوله همسر بانو عظمی قبل از تخریب

خانه خود را در اختیار بانو عظمی قرار داد که مراقبت بیشتری از رفت آمدها و مراودات بانو عظمی داشه باشد.
باغ سردار یا همان خانه ِ باغ محل اسکان ابوالفتح خان صارم الدوله و همسرش بانو عظمی تا سال 1357 دایر و در اختیار نوادگان وی بود که توسط کمیته امداد مصادره و در سالهای بعد جهت طرح توسعه مجلس و ساخت خانه های سازمانی برای نمایندگان کاملا ویران و از صحنه روزگار محو شد.

خانه باغ ابوالفتح خان صارم الدوله همسر بانو عظمی قبل از تخریب
خانه باغ ابوالفتح خان صارم الدوله همسر بانو عظمی قبل از تخریب

ج) باغ سعدآباد ابوالفتح خان صارم الدوله؛ اولین قطعه از اراضی سعدآباد را رضاخان از ابوالفتح سردار اعظم پسر صارم الدوله خریداری می کند و بعد با خریدن دیگر قطعات آن را گسترش می دهد . حاج آقا رضا رفیع در این باره می نویسد: ساعت شش بعدازظهر به تجریش و حدود باغ فردوس رسيده … خود را به سعدآباد رسانیدم من سعدآباد را سه سال بود از ابوالفتح سردار اعظم ، پسر بانو عظمی به مبلغ چهارصد هزار تومان با مهر حاج آقا نورالله کلباسی برای رضاخان سردار عبه خریداری کرده بودم .
آثار و اماکن مرتبط با ابوالفتح خان صارم الدوله: خانه باغ صارم الدوبه که تخریب شد
آثار و اماکن با ارتباط کم ابوالفتح خان صارم الدوله : خانه بانو عظمی همسرش که در حال تخریب و ویرانی است

ویرانی خانه دختر ناصرالدین شاه در همسایگی میراث فرهنگی (بانو عظمی)
ویرانی خانه دختر ناصرالدین شاه در همسایگی میراث فرهنگی (بانو عظمی)

وقایع و اتفاقات مربوطه ابوالفتح خان صارم الدوله : به توپ بستن مجلس یوم التوپ
اطلاعاتی هم درباره تخریب خانه همشرش در دوران جمهوری اسلامی را در اینجا بخوانید و ببینید
ته نویس) این گزارش به رسم معمول و بدون اجازه و با افتخار تقدیم می شود به آقای محمدباقر فرهند ، دوست عزیز خداقوت

اینجا را با دوستان خود به اشتراک بزارید

یک دیدگاه

  1. سلام – ممنونم برادر – شرمسار که این وضع میراث فرهنگی ست که به تاراج می رود در بی کفایتی و منفعت طلبی

    شهریار؛ سلام بر شما رفیق عزیز ، خدا قوت به شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *