دوشنبه 25 خرداد 1405 - 3:02 بعد از ظهر

کوله بار سفر به یزد

دیروز به خاطر مشغله فراوان کاری و سر و کله زدن با یکی از مدیران جدید محل کارم نتوانستم دست به کیبورد شوم  ، تجربه های گران بهایی از سفر به یزد داشتم ، اول آنکه سفر بدون دختر و همسرم بی معنی است (البته همسفر خوبی داشتم – آقای چراغی ارادت داریم) ، دوم هم اینکه تا به الان آدم خوش شانسی بودم ، پندهای استاد چرخیان تاثیر گذار بود ، سوم آنکه متوجه شدم بعضی چیزها را می دانم اما خیلی از موارد را اصلا نمی دانم و با آدمهای اطرافم متفاوتم  … باید تغییر روش دهم ، چهارم آنکه چقدر سولاخ سنبه دارد این یزد !!! حالا حالا ها باید بگردم ….
بیشتر بخوانید : استان یزد ، شهر یزد ،
دستاوردها ؛ آب انبار تالار سرو – سرور  ،

اینجا را با دوستان خود به اشتراک بزارید

یک دیدگاه

  1. این وبلاگ شما هم کم سوراخ سنبه نداره !کلی گشتم تا یه جا پیدا کنم نظر بزارم.ولی هیچی از سفر یزد دستگیرم نشد .این سوراخ سنبه هاش کو پس؟

    شهریار: به زودی گزارش سفر یزد را خواهم نوشت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *