در خبرها آمده بود که فرانسه و پایتخت آن پاریس، پربازدیدترین کشور و شهر جهان است… خب؟ همینجور نشسته اسد من را نگاه میکنید؟ هیچ اتفاقی برایتان نیفتاده؟ خون آریاییتان به جوش نیامده؟ فرهنگ ٢٥٠٠سالهتان درد نگرفته؟ عجیب است، مردم انگار بیحس شدهاند! ولی شخص بنده، که هنوز خون آریایی در رگانم جاری است، هنوز حساسم. ولی ترجیح دادم به جای جوگیر شدن دنبال این بروم که بدانم چرا این همه توریست به فرانسه میروند! مگر آسیاب آبیهای شوشتر چه کم از آسیاب بادی قرمز دارد؟! تمام نتایج به یک چیز ختم شد: کلا فرانسه کشور عجیبی است، توجه بفرمایید:

شما بروید برج ایفل، پای برج ایفل ون گشت ارشاد نایستاده که شما مجبور بشوید راهتان را کج کنید و بروید قبرستان پرلاشز!
وقتی رفتید بالای برج ایفل، مثل برج میلاد نیست که بگویند زود بازدیدتان را تمام کنید و بروید پایین! چون یک عالمه بلیت دیگر هم فروختهایم!
در فرانسه باشید، حتی اگر در خیابان شانزهلیزه هم مغازه داشته باشید، حتی اگر صاحب مغازه دو نبش مون بلان اصل یا خود خود کارتیه هم باشید، باز حق ندارید جلوی مغازهتان صندوق خالی بگذارید که جای پارک ماشینتان محفوظ باشد!
فرانسویها یک مشت آدم کهنهپرست و بدون فکر اقتصادی هستند. الکی به تابلوهای قدیمی رنگورورفته، به درختهای قدیمی دراز، به خیابانهای اتوباننشده ٢٠٠سال قبل، به آب انگورهای مانده و بوگندو، به کافههای دستنخورده ٥٠سال قبل، به ساختمانهای عهد بوق علاقه دارند. شما بالای یک ساختمان بروید میبینید اینها از چه ثروتی محرومند. همه ساختمانها به یک اندازه. اینها نمیفهمند اگر این ساختمانهای کلنگی را بکوبی، برج بسازی چه سودی دارد. من واقعا تعجب میکنم اینها چطور دست روی دست گذاشتهاند و دنبال به روز کردن شهرشان نیستند؟! فقط به خاطر یک مشت توریست؟!
فرانسویها اصلا برایشان امنیت کشورشان مهم نیست، به همین دلیل آنجا عکاسی با هر دوربینی آزاد است! نیاز به مجوز روزنامه هم ندارد! اگر کارتت را نشان دادی، معنیش پرروبازی نیست! لابد حق داشتی که این کارت را دادهاند دستت!
در فرانسه، مثل همه جای دنیا، توریستها جاسوسند. ولی همانطور که گفتم امنیتشان برایشان مهم نیست! آنجا هم مثل باقی کشورهای ضعیف، کاری به کارشان ندارند؟! از بس انسانهای ضعیفی هستند. خب بگیرندشان، اینهمه هم مزون و کت و شلوارفروشی خوب در پاریس هست! چند دست کت و شلوار برای این جاسوسها بگیرند و روانه کشور خودشان کنند!
پاریس جایی است که قبرستانهایش آبادتر از پارکهای ماست! خودش یک موزه است! کلش قطعه هنرمندان است! اصلا انگار اینها غیرهنرمند ندارند! البته دقیق که نگاه کنید اینها خیلی هم درک هنری ندارند، هرکس که چهار تا خط نوشت را میگویند هنرمند! برای همین هم قبرستانشان پر شده، مثل اینجا که نیست که وزارت ارشادی داشته باشند، ضابطه داشته باشد، وقتی یک هنرمندی فوت کرد، بیایند بررسی کنند که این واقعا هنرمند بوده؟ در جشنوارههای دولتی شرکت کرده؟ راجع به موارد مورد علاقه وزارتخانه چیزی نوشته، کاری کرده، حرف که دیگر زده! بعد مجوز دفنش در قطعه هنرمندان صادر شود، هنر همینطور الکی نیست که. به خاطر همین دقتها و بررسیهاست که هنر ما اینجاست و هنر فرانسه آنجا!
فرانسه فقط پاریس نیست! فرانسه فقط شمال نیست! شما به هر جای این کشور بروید عین شمال است! جنوبش بروید شمال است! غربش بروید شمال است! اصلا یک وضعی! آدم سرگیجه میگیرد که چرا همه راهها به کلاردشت ختم میشود! جادههایش هم امن است و رانندههای سوسولی دارد که درست رانندگی میکنند! آنها بلد نیستند مثل ما شوماخر باشند! آخه آدم کافهنشین قهوهخور را چه به لایی کشیدن و از خاکی سبقت گرفتن؟!
توضیح: مطلب طنز روز پنجشنبهام گویا باعث دلخوری عزیزانی شده بود که از قضا، سالهاست خود دغدغه آزادی بیان دارند، اما برای حراست و پابرجا ماندن نشریات مستقل و متفاوت، وظیفه سنگین نظارتی برعهده دارند. البته گمان میکنم هرکس خودش میداند چه کاری میکند، میداند که کمک به روشن ماندن چراغ مطبوعات، خدمت بزرگی است. اما همه که نمیدانند! بنابراین اگر باعث ناراحتی و آزردگی همکاری شدهام، صمیمانه پوزش میخواهم.
روزنامه شهروند، شماره ۳۵۵ يکشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۳ ، صفحه آخر، نویسنده؛ سوشیانس شجاعیفرد
سفرنویس | SafarNevis برگزاری تورهای تهران گردی، ادیان گردی ، آرامستان گردی و معرفی ناشناخته های ایران زمین
خیلی تلخ بود چون حقیقت تلخ نیست، واقعیت تلخ است. نوش جانشان بابت فرهنگ و مدیریتشان
شهریار: واقعا نوش جانشان
سلام… خواندن متن که تمام شد, دیدم دلم میخواهد دوباره بخوانمش. خواندم… فقط سکوت پاسخش بود…
مستدام باشید.
شهریار: سلام و البته سکوت و حسرت با هم
سلام
🙂
همين كه حساس مي شوند كلي است
راست مي گويد بنده خدا
شهریار: سلام، آقا با بخش طنز سفر چطورید، سوژه خنده زیاد است!
عالی بود
شهریار: سلام
عالی بود, از این متن ها باید زیاد نوشت
شهریار: نوشته من نبود!
باسلام و عرض ادب خدمت شما
مطلبی بود تامل برانگیز و تا یه جاهاییشو قبول دارم و واقعا درست هست ولی کامل قبولش ندارم…تو مملکت ما حرف زیاد هست…خوب هست که با اطلاعات دقیق تر و علمی تر بررسی بشه اینجور مساءل نه اینکه بیایم مقایسه ای حرف بزنیم و بعدش همه خوانندگان بگیم به به و چه چه و واقعا چقدر خوب گفت و افسوس بر ما و آفرین بر اون کشورها…بحث وسیعی هست و نیاز به گفتگو تخصصی تر در اینجور مساءل وجود داره…
بسیارسپاسگزارم از شما…
موفق باشید…
شهریار: سلام بر شما، این نوشته ای طنز است و نه نوشته ای علمی!!! راستی تخصص یعنی کپی کردن عکسها و مطالب دیگران؟!! آن هم بدون ذکر منبع
باسلام و عرض ادب دوباره خدمت شما
اول عرض کنم خدمت شما که ما همیشه از خوانندگان همیشگی سایت بسیار مفید شما هستیم و به دیگران سایت شمارو هم خیلی معرفی میکردیم پس خیلی زشت و بی ادبانه بود که توهین کردید به سایت ما و زیر سوال بردید مارو و واقعا نمیدونستیم انقدر حسود وجود دارد…بعد خوب هستش آدم باتجربه ای مثل شما که ماهم شمارو بسیار قبول داریم انتقاد پذیر نباشن و با توهین بیان برخورد کنند…بعد عرض کنند خدمت شما انقدر سواد داریم که که وقتی متنی رو بخونیم متوجه بشیم توش چی به چی هستش…آدم تو این بحث ها و برخوردا متوجه میشود ک شعور واقعی آدما چقدر هست…
بسیار سپاسگزارم از شما…
موفق باشید…
بسیار مسخره بود و مقوله گردشگری فراتر از این خودزنی های شماست آقای ناآریایی از خود راضی!!
برای عوام و عوام زده ها خوب نوشتی یه مشت رسانه های این وری اون وری هم که امثال شما ر باد می کنند و هر دو خوشتون میاد
سری به آمارهای گردشگری در پیش از انقلاب بزنید خواهید دید که در این زمینه اقتصادی در کجا قرار داشتیم و نگرش جهان به ما چگونه بود و با آمدن مشتی چپول و مذهبی و … که هرکدامشان به نوعی تحجر را در ذات خود دارند به این وضع رسیدیم و آقایان پرمدعای بی خون!! :)) آریایی یا ناآریایی تو همون غرب کمتر از ایران عصبیت نزادی نیستش خوبه چشمتون رو باز کنید و استثمار همون فرانسه ر ببینید که چقدر مستعمره داشته و این سیاه ها را با انجیل به بردگی کشیده
داستان زیاده و ببخشید که من وقت بیشتر از این ندارم گفتم دیدگاهم رو بگم
به امید جامعه ای آگاهتر و عمیق تر همراه با خردورزی و میهن دوستی
:))))))
شهریار: سلام