سه‌شنبه 26 خرداد 1405 - 7:22 قبل از ظهر

آرامستان گردی در بی اعتمادی و …

1) چندی پیش برنامه آرامستان گردی را با حضور اصحاب رسانه (خبرنگاران و روزنامه نگاران) برگزار کردم ، با گزارشهای اشتباه و خودسرانه کاری ندارم ، روزنامه اعتماد کلا نام من را اشتباه نوشته بود ، شهرام شکیبا شده بودم ….
2) فکر کنید یکی از کلاسهای شما روز جمعه باشد و شما هم اهل سفر باشید! فکر کنید بالاجبار روزهای جمعه سفر نروید و به کلاس تشریف ببرید !! باز هم فکر کنید روز امتحان را اشتباه ببینید و فقط 10 دقیقه امتحان در جلسه حضور داشته باشید !!! آن شخص … من بودم !!!! البته خدای را سپاس که استاد دلش به حال ما سوخت و نمره 12 را داد.
3) فکر کنید می خواهید درباره یک مکان مطلبی بنویسید ، به مدیریت مرتبط به آن مجموعه سر می زنید ، قرار است بعد از کلی رفت و آمد و التماس اطلاعاتی را به شما درباره آن مکان بدهند ، به شما می گویند: ما برای تهیه این مطلب یک مشاور گرفته ایم و … خلاصه بعد از چند روز رفت و آمد مطلب نوشته شده توسط خود شما ! که در وبلاگ قبلی تان منتشر کرده بودید را !! با غلط املایی !!! تحویل خودتان دهند (آقایان مشاور خسته نباشید)
4) …

اینجا را با دوستان خود به اشتراک بزارید

3 دیدگاه

  1. تلخ شیرینی است این اتفاقات 😉

    شهریار: دقیقا”

  2. درود جناب شهریار.
    فقط می تونم بگم متاسفم.
    مسئله همین جاست که کارهای ساده را درست انجام نمی دهیم که هر روز پسرفت می کنیم…
    از آن قضیه اشتباه زمان امتحان هم خاطره بسیار بدتری از شما دارم… فراموشش کنید.

    شهریار: با نمره استاد فراموش شد

  3. شهرام جان، تلخي نكن داداش
    خدا رو شكر كه اهميت رو درك كردن و گزارش هم نوشتن
    يواش يواش بقيه هم درست ميشه

    شهریار: راست می گویید ، هنوز کمی عصبانیم ، از تذکرتان ممنونم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *