سرستون تختجمشید که ۳۱ تیر ۱۳۹۰ با نمایش دوستی ایران و ونزوئلا در کاراکاس نصب شده بود، در سال ۱۴۰۴ بیسر و صدا حذف شد؛ نه بهدلیل فرسودگی، بلکه بهدلیل تغییر معادلات قدرت و با یک چرخش سیاسی کنار گذاشته شد. در مقابل، ستون تخت جمشید مشابه در آرژانتین نزدیک به پنج دهه است پابرجاست و همتای آن در شیراز سالها پیش قربانی تصمیمهای داخلی شد …

این گزارش، سرگذشت یک نماد سنگی را روایت میکند که از دل آپادانای تختجمشید برخاست، از میدان ایران بوئنوسآیرس گذشت، در شیراز زخمی شد، در کاراکاس حذف گردید و در ریو دو ژانیرو هنوز نفس میکشد. سرستون شبیهسازیشده تختجمشید نه فقط یک اثر هنری یا المان شهری، بلکه ابزار دیپلماسی فرهنگی، حامل پیامهای ایدئولوژیک و قربانی مستقیم تحولات ژئوپلیتیک بوده است.
ریشه تاریخی سرستون؛ از آپادانا تا دعای داریوش سرستونهای گاوسر تختجمشید بخشی از نظام معماری و ایدئولوژیک هخامنشیاند. این سرستونها در کاخ آپادانا، علاوه بر کارکرد سازهای، حامل معنا بودند: پیوند زمین و آسمان، نظم، قدرت و «داد». دعای منسوب به داریوش بزرگ در نقش رستم، که بر پایه سرستونهای معاصر نیز حک شد، بیانیهای اخلاقی سیاسی است: عدالت، نفی ستم، کنترل خشم و برتری راستی. همین متن، قرنها بعد، به چهار زبان بر پایه سرستون کاراکاس نشست.

متن کتیبه حذف شده داریوش در ونزوئلا
داریوش بزرگ : خدای بزرگ است اهورامزدا. که این جهان را بیافرید . که خرد و نیروی کوشش را بر من ارزانی داست به خواست و نیروی اهورامزدا شاهم و فرمانهای او را اجرا میکنم این چنین :
دوستدار و پیرو راستی هستم و بدی را دشمنم . خواهان داد و عدل هستم . نه می خواهم که از سوی توانایی به ناتوانی ستم شود و نه میخواهم که ناتوانی به توانایی بد کند . آنچه موافق راستی است میل من است و آنچه خلاف راستی است به شدت با آن مخالفم . خویم را در حد اعتدال نگه میدارم و چون خشم بر مرا فرا گیرد با اراده بر آن چیره میشوم تا مبادا ناروایی روی دهد . هوس اسیر دام من است و بر آن سخت حکومت میکنم . آنرا که نیکی کند مطابق نیکی اش پاداش میدهم . آنکه بد کند به کیفرش میرسانم . به هیچ وجه مایل نیستم که زیان و بد کرده شود و چون کسی مرتکب بدی شد به هیچ وجه مایل نیستم که بی کیفر بماند . هرگاه مردی بر علیه کسی ادعا کند تا مورد دادرسی واقع نشود بر او حکمی روا نمی کنم . از آنانی خوشوقت و خشنود هستم که با تمام نیرو و قدرتشان در راه نیکی بکوشند این چنین است رفتار و کردار من و این است آنچه که من می کنم . در میدان نبرد رزم آرایی چیره هستم . در پیکارگاه دستانم میجنگند . چشم و هوشم نیز بکار است . آنانی که فرمانبرند می بینم و آنانی که خلافی کنند کارشان بر من پوشیده نیست . در میدان پیکار به چالاکی میجنگم . از نیروی دستان و پاهایم به خوبی بهره مند هستم . سوار کاری زبده و چالاکم کمانکشی ورزیده هستم . چه به هنگام نبرد پیاده و چه سواره . نیزه گزاری چرب دست هستم . این و هنرهای دیگر را اهورا مزدا بر من بخشود . اهورامزدا یاری ام کرد و نیروهایم را به نیکی هدایت کرد . ای مرد که این را میخوانی . نیک آگاه باش که داریوش چگونه شاهی است . چه هنراها و نیروهایی دارد . این برای تو ناراست نباشد . آنچه را که گفتم عمل کن. در اين كشور ها ، مردي كه وفادار بود ، نيك پاداش دادم و آن كه دشمن بود نيك كيفر دادم ، به خواست اهورامزدا اين كشور ها قانون مرا اجرا كردند . آنچه به آنان گفتم آنگونه كردند.
آرژانتین؛ دیپلماسی پهلوی و ماندگاری بیسروصدا در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۴۴، همزمان با سفر محمدرضا پهلوی و فرح دیبا به آرژانتین، «میدان ایران» در پالرمو بوئنوسآیرس گشایش یافت. شاه ایران وعده اهدای ماکتی از ستون تختجمشید را داد؛ وعدهای که ۱۳ سال بعد، در 30 آذر ماه 1357 با ورود شش کانتینر حاوی قطعات ستون محقق شد. ستون ۱۹ متری، با سر گاوهای عظیم، برپا شد؛ درست در آستانه سقوط نظام پهلوی. نکته کلیدی اینجاست: ستون ایرانی پالرمو، مستقل از تغییر رژیم، انقلاب، تبعید شاه و دگرگونی ژئوپلیتیک خاورمیانه، پابرجا ماند. نه حذف شد، نه مصادره، نه بازتعریف ایدئولوژیک.

گزارش سفر محمدرضا پهلوی به آرژانتین
سفر محمدرضا پهلوی و شهبانو فرح دیبا به آرژانتین 20 اردیبهشت 1344 آغاز شد و در روز چهارشنبه 22 اردیبهشت ماه 1344 در پیشگاه شاهنشاه و پرزیدنت آرتورو اومبرتو ایلیا و شمار بسیاری از بلندپایگان و سران کشور آرژانتین آیین گشایش “میدان ایران” در کناره جنگل پالرمو گردشگاه زیبای مردم گشایش یافت (نزدیک خیابان فیگوئروا آلکورتا، بین خیابانهای سارمینتو و کاسارس)

در این سفر شاه به عنوان نشانهای از برادری بین دو ملت، به فکر اهدای سرستون تخت جمشید (کار استاد حسن حاج نوری) افتاد، اتفاقی که 13 سال بعد قطعات آن در شش کانتینر کشتی به آرژانتین رسید.
نکته) ساخت میدان آرژانتین فعلی و خیابانهای منتهی به آن از سال 1351 آغاز شد و در سال 1356 به اتمام رسید و هم زمان با نصب سرستون تخت جمشید در میدانِ آرژانتین در آذر سال 1357 نام این میدان در تهران، به نامِ آرژانتین ثبت شد.

مشخصات سرستون تخت جمشید بوئنوسآیرس آرژانتین
در سفر شاه به آرژانتین تصمیم گرفته شد به عنوان نشانهای از برادری بین دو ملت، سرستونی شبیه سازی شده از تخت جمشید در میدان ایران نصب شود، اتفاقی که 13 سال بعد قطعات آن در شش کانتینر کشتی به آرژانتین رسید.
ادواردو پاریز، روزنامهنگار، در مقالهای که در روزنامه کلارین منتشر شده شرح داده
«تا دسامبر ۱۹۷۸ طول کشید تا اداره پارکهای شهرداری وقت بوئنوس آیرس، شش کانتینر را به همراه قطعات مورد نیاز برای مونتاژ به شرکت ساختمانی تحویل دهد. گفته میشود که برای مونتاژ آن، قالبهایی از ستون مخروطی ساخته و به چند بخش تقسیم شده است. سپس این قالبها با مخلوطی از سیمان و سنگ خرد شده از تخت جمشید پر شدهاند.»
سرستون تخت جمشید نصب شده در بوئنوسآیرس آرژانتین در 30 آذر ماه سال 1357 نزدیک خیابان فیگوئروا آلکورتا، بین خیابانهای سارمینتو و کاسارس برپا شد. این ستون نوزده متر ارتفاع و با دو سر گاو نر تزئین شده و در مجموع ۱۰۲۰۰۰ کیلوگرم وزن داشت. برخی می گویند: در اوایل دهه 50 خورشیدی همزمان با جشن های 2500 ساله دو ستون شبیه ستونهای تخت جمشید توسط یک شرکت المانی (در بعضی منابع شرکت چکش)، ساخته و یکی در آرژانتین و دیگری در شیراز نصب شد. این نماد در آرژانتین به نام ستون معبد ایرانی la columna del Templo Persa مشهور است.
چند متر دورتر از ستون، سازهای مرتفع قرار دارد که نمای جلویی آن با کنگرهای تزئینی با نقش شیر ایرانی مزین شده است. این اثر زیبا اثر هنرمند با استعداد آرژانتینی، بلاس سالوادور گوریری، است که از سرامیکهای بابلی ساخته شده است.
شیراز؛ تخریب در خانه همزمان با پروژه آرژانتین، ستون مشابهی در دهه ۵۰ خورشیدی در فلکه ولیعهد (ولیعصر) شیراز نصب شد. این ستون 19 متری، دقیقاً کپی ستونهای آرژانتین بود. اما در دهه 60 خورشیدی، در پی مخالفتهای ایدئولوژیک، اختلافات مدیریتی و حوادث اجرایی، سرستون آن چندین بار برداشته و نصب شد تا نهایتاً به بهانه مرگ یک کارگر، سرستون برای همیشه حذف شد. امروز، خود ستون نیز زیر سایه پل کابلی، در معرض حذف یا جابجایی است. پارادوکس تاریخی اینجاست: کپی ایرانی در خارج ماند، اصل نمادین در داخل ناقص شد.

ونزوئلا؛ کپی احمدینژاد از پروژه پهلوی نصب سرستون تختجمشید در کاراکاس در ۳۱ تیر ۱۳۹۰، در دولت محمود احمدینژاد، عملاً تکرار پروژهای بود که دههها پیش محمدرضا پهلوی در آرژانتین آغاز کرده بود: استفاده از معماری هخامنشی برای تحکیم روابط با آمریکای لاتین. این سرستون ۹ متری، ساختهشده از سنگ هرسین، اثر هدایت یوسفی، با چهار کتیبه از دعای داریوش به چهار زبان (فارسی ، انگلیسی و میخی) در اتوبان فرانسیکو فوخاردو و مقابل دانشگاه مرکزی ونزوئلا نصب شد؛ همزمان با جشنهای دویستمین سالگرد استقلال ونزوئلا و اوج اتحاد احمدینژاد و هوگو چاوز.

روایت نصب ستون در ونزوئلا
در سال 1389 احمدميرزا كوچک خوشنويس رئيس پژوهشگاه سازمان ميراث شيراز در گفتگویی اعلام کرد: نمونه ساخته شده ستون هخامنشی تخت جمشید در 22 بهمن ماه سال جاری به كشور ونزوئلا اهدا ميشود. ستونهایی 7 متری ساخته شده با مواد مقاوم در برابر آسيبهاي طبيعي که متن حقوق بشر كوروش روی آن حک شده در راستاي شناساندن بيشتر ايران و نشان دادن عدالت محوري که نمونه ستونها به كشور اورگوئه و برزيل نيز اهدا ميشود …
اما در نهایت امر در 31 تیر 1390 مراسم رونمایی از سرستون تخت جمشید با حضور عبدالرضا مصری، سفیر جمهوری اسلامی ایران و همچنین خورخه رودریگز شهردار کاراکاس و تمیر پورراس معاون آسیای وزارت امور خارجه ونزوئلا در حاشیه اتوبان اصلی شهر کاراکاس برگزار شد.
گزارش روزنامه محلی چنین است: زیر نور خورشید درخشان و نسیم گرمی که پایتخت را مزین میکرد، دیروز ماکتی از پایتخت تخت جمشید افتتاح شد. در حالی که ملودیهای شرقی در پسزمینه پخش میشدند و توسط بخش سازهای بادی ارکستر سمفونی شهرداری کاراکاس اجرا میشدند، پردههای قرمز و سیاه به صورت مکانیکی پایین آمدند تا مجسمهای با ارتفاع بیش از شش متر، هدیهای از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران به کاراکاس به عنوان بخشی از جشنهای دویستمین سالگرد استقلال ونزوئلا، را نمایان کنند، این اثر هنری در لاین شرقی، نزدیک باغ گیاهشناسی دانشگاه مرکزی ونزوئلا واقع شده است.
رودریگز شهردار کاراکاس خاطرنشان کرد که این هدیه ایرانی، نشانهای از همکاری دوجانبه بین دولت محمود احمدینژاد، رئیس جمهور ایران، و هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا است. «وقتی ما مستعمره بودیم، تنها بودیم؛ نمیتوانستیم در دنیا دوستی داشته باشیم. ما فقط یک مالک داشتیم که در شمال بود. به همین دلیل، خوشحالیم که به دویستمین سالگرد، سرشار از آزادی و حاکمیت، در کنار مردمان دیگری که به دنبال عدالت و ساختن جهانی بهتر هستند، میرسیم
حذف، توجیه، جایگزینی برنامهریزیشده توسط مادورو در سال ۱۴۰۴، خبرگزاری فارس بهصورت گذرا اعلام کرد که سرستون «چند ماهی است برداشته شده». اندکی بعد، سفارت ایران در کاراکاس دلیل را رانش زمین و مسائل فنی عنوان کرد!! نهتنها رانش زمین رخ نداده بود، بلکه محل یادمان بهطور کامل بازطراحی شد و با حضور شخص نیکلاس مادورو، مجسمهای جدید جایگزین آن گردید. این همزمانی، فرضیه حذف آگاهانه نماد ایرانی را بهعنوان امتیاز ژئوپلیتیک (تهدید ترامپ برای عدم مراودات با جمهوری اسلامی) و بخشی از بازچینی نمادهای قدرت ملی تقویت میکند. در این میان، آنچه فرو ریخت فقط یک سرستون نبود؛ اعتبار دیپلماسی فرهنگیای بود که پشت توجیههای اداری پنهان شد. مادورو عملاً سرستون تختجمشید را به قربانی یک چرخش ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک بدل کرد.

وعده دروغ سفارت ایران در ونزوئلا
پیرو سوالات و پیگیری برخی از هموطنان ارجمند در رابطه با نماد تاریخی ایرانی نصب شده در یکی از معابر داخل شهر کاراکاس به اطلاع میرساند؛ در پی رانش و فرونشست زمین در محوطه پیرامونی محل استقرار نماد فرهنگی و تاریخی مذکور، طی جلسهی مشترک کمیسیون منتخب از طرف دولت ونزوئلا و سفارت جمهوری اسلامی ایران در کاراکاس، تصمیم شهرداری پایتخت برای جابجایی موقت این نماد به محلی امن اعلام گردید. این اقدام بهموقع برای حفاظت از نماد مذکور و نیز استقرار آن در مکانی بهتر و مورد توجه و دید همگانی بیشتر صورت گرفته است و ضمن ارج نهادن به دغدغه ارزشمند هموطنان عزیز نسبت به تاریخ و تمدن کهن و شکوهمند کشورمان، تاکید میشود جای هیچ گونه نگرانی در این خصوص وجود ندارد.
در حالی این خبر منتشر شد که دو روز بعد مجسمه دیگری به جای سرستون تخت جمشید نصب شد و هیچ اثری از سرستون ایرانی وجود ندارد که آیا منهدم شده یا تخریب !
نکته) در 16 اسفند سال 1401 در حاشیه نمایشگاه فرهنگ دوستی ایران – ونزوئلا کتاب “خون دلی که لعل شد” حاوی خاطرات سیدعلی خامنهای از مبارزات در دوران تبعید و زندان ایشان با ترجمه اسپانیولی رونمایی شد.
اطلاعات مجسمه جایگزین شده
دو مجسمه عظیم از گوايكاای پورو (Guaicaipuro) رهبر بومی ضد استعمار اسپانیا و اوركيا (Urquía) نماد رهبری زن بومی، تاریخ رونمایی: ۱۲ اکتبر ۲۰۲۵ / ۲۰ مهر ۱۴۰۴ با حضور رسمی نیکلاس مادورو، هنرمند مجسمهساز مانوئل پنیون Manuel Peñón anuel Suescún سبک: فیگوراتیو حماسی، اغراق در ژست، نمادپردازی آیینی عناصر نمادین: گرز جنگی در دست گوايكاايپورو، پر سرخ رهبری (penacho rojo) در دست اوركيا
مادورو در سخنرانی افتتاحیه گفت: این مجسمهها نماد هستند ، ۱۲ اکتبر بهطور رسمی روز مقاومت بومی نامگذاری شده (نه روز کشف آمریکا) و هدف ما قطع نمادین پیوند با روایتهای خارجی و بازگشت به «ریشهها» …

سرستون تختجمشید حذف شد ، نه بهخاطر زمین ، نه بهخاطر فرسایش ، بلکه برای باز کردن فضا به یک نماد ایدئولوژیک داخلی نه خارجی حتی اگر ایران باشد!

برزیل؛ ادامه حیات نسخه ونزوئلایی پس از ونزوئلا، نسخهای مشابه در ریو دو ژانیرو نصب شد. هرچند بهدلیل مخالفتهای سیاسی و اجتماعی، افتتاح رسمی نداشت، اما با پیگیری سفیر ایران، در میدان پدرو دوم جای گرفت. امروز، برخلاف کاراکاس، این سرستون نهتنها باقی مانده، بلکه در دستور کار مرمت قرار دارد؛ شاهدی دیگر بر اینکه سرنوشت نمادها بیش از جنس سنگ، تابع سیاست است.
از سرستون تا والرین؛ ملیگرایی نمایشی امروز در ایران، همزمان شاهد تخریب یا بیتوجهی به نمادهای تاریخی و ساخت مجسمههایی چون والرین برای تحریک حس ملیگرایی هستیم. تجربه سرستونهای پارسی نشان میدهد ملیگرایی دستوری و نمادسازی بدون اجماع فرهنگی، نه در داخل پایدار است و نه در خارج. تاریخ را نمیتوان با مجسمه احیا کرد؛ اگر حافظه جمعی و سیاست فرهنگی پشت آن نباشد.

نتیجه روشن است: نمادهای ایرانی نه با زمان، بلکه با سیاست فرو میریزند، حذف پنهانی سرستون شبیهسازی شده تخت جمشید، نشانهی شکست مزمن دیپلماسی فرهنگی ایران است؛ جایی که تاریخ، نه بر پایه حافظه جمعی، بلکه بر اساس توازنهای مقطعی سیاست جابهجا و حذف میشود. دیپلماسی، بدون اجماع فرهنگی و ثبات سیاسی، سرنوشتی شکننده دارد.
این گزارش با افتخار به ایرانیانی تقدیم می شود که برای آزادی و رهایی تلاش می کنند … به امید روزهای روشن و بهتر
سفرنویس | SafarNevis برگزاری تورهای تهران گردی، ادیان گردی ، آرامستان گردی و معرفی ناشناخته های ایران زمین