گراند هتل، نخستین سالن بالماسکه تهران و یکی از شاخصترین نمادهای ورود مدرنیته به پایتخت، بار دیگر در آتش سوخت؛ رویدادی که نه یک حادثه صرف، بلکه امتداد یک الگوی نگرانکننده در تاریخ خیابان لالهزار است: آتش، تخریب و حذف تدریجی حافظه شهری.
بر اساس مشاهدات خبرنگار اعزامی سفرنویس، سقف بخش شمالی گراند هتل تهران بهطور کامل فرو ریخته و آسیبها بهگونهای است که بقای بخشهای باقیمانده نیز در هالهای از ابهام قرار دارد.

تاریخچه ای که می سوزد
گراند هتل نهفقط محل اقامت، بلکه میزبان نخستین رویدادهای مدرن شهری بود: از بالماسکهها و مهمانیهای رسمی تا اجراهای نمایشی و گردهماییهای فرهنگی. در واقع، گراند هتل را باید یکی از نخستین فضاهای «مکان رویداد» به معنای مدرن در تهران دانست؛ جایی که تجربه زیسته شهروندان از «دورهمی»، «نمایش» و «فراغت» دگرگون شد.
نخستین آتش 1313
این بنا پیش از این نیز طعم آتش را چشیده بود. در ظهر روز ۶ فروردین ۱۳۱۳، با اداره اطفائیه تهران تماس گرفته شد و آتشسوزی در گراند هتل گزارش گردید. روزنامه اطلاعات در ۷ فروردین همان سال، گزارشی از این حادثه منتشر کرد؛ گزارشی که از اعزام ماشینهای ابتدایی آتشنشانی به محل خبر میداد.

1314 یک سال بعد تولد بالماسکه
تنها یک سال پس از آن حادثه، همین بنا میزبان یکی از خاصترین رویدادهای فرهنگی تهران شد: اولین مهمانی بالماسکه در ۲۴ بهمن ۱۳۱۴ بلیت با ماسک: ۵ ریال، بدون ماسک: ۱۰ ریال ، اجرای ارکستر به رهبری نازاریان و جایزه برای بهترین لباس
این رویداد، نمادی از ورود سبک زندگی مدرن به تهران بود؛ شهری که در حال تجربه «زیستن به شیوهای دیگر» بود.

لالهزار؛ خیابان آتشهای مشکوک
اما مسئله تنها به یک بنا محدود نمیشود. خیابان لالهزار، در دهههای اخیر، بارها شاهد آتشسوزیهایی بوده که بسیاری از کارشناسان و فعالان میراث فرهنگی، آنها را «مشکوک» و در برخی موارد «عامدانه» ارزیابی کردهاند. الگویی که بارها تکرار شده:
یک بنای تاریخی یا ارزشمند، سالها رها میشود.
کاربری آن تضعیف یا متروک میگردد.
ناگهان دچار آتشسوزی میشود.
و پس از آن، مسیر برای تخریب یا تغییر کاربری هموارتر میشود …
این الگو، لالهزار را از یک محور فرهنگی-تاریخی، به عرصهای برای حذف تدریجی هویت شهری تبدیل کرده است.

تکرار امروز؛ تکرار همان سناریو؟
گراند هتل قدیمیترین هتل مدرن ایران در لالهزار، ساخته شده در اواخر دورهی قاجار به همت باقرخان، مهاجر قفقازی بود. هتلی سهطبقه با ۲۵ اتاق و سالن ۶۰۰ نفره که میزبان نمایشهای میرزاده عشقی، عارف قزوینی و قمرالملوک وزیری بود و بعدها «تئاتر نصر» از دل آن متولد شد. این بنا، صحنه تلاقی هنر، سیاست، موسیقی و زندگی مدرن بود.

حادثه اخیر گراند هتل، در چنین بستری معنا پیدا میکند. آیا این آتشسوزی نیز در ادامه همان روند است؟ یا صرفاً یک اتفاق ناگوار؟ پاسخ هرچه باشد، نتیجه یکسان است: از دست رفتن بخشی از حافظه تهران. گراند هتل، تنها یک ساختمان نیست؛ روایتی است از: شکلگیری فضاهای عمومی مدرن ، تغییر سبک زندگی شهری و آغاز تجربه «رویداد» در تهران ، سوختن آن، سوختن یک خاطره جمعی است.
پرسش نهایی
آتش امروز چه معنایی دارد؟ بیتوجهی؟ فراموشی؟ یا پذیرش تدریجی حذف تاریخ؟
در سالهای اخیر، گزارشهای سفرنویس گراند هتل در دست عمله های مرمت گر ، آتشسوزيهاي سريالي در خانههاي تاريخي لالهزار و … به وضعیت ناپایدار این بنا، روندهای مرمتی پرچالش و مداخلات غیرحرفهای اشاره کرده بودند.
سفرنویس | SafarNevis برگزاری تورهای تهران گردی، ادیان گردی ، آرامستان گردی و معرفی ناشناخته های ایران زمین
به جای اینکه مثل «مولن روژ پاریس» برای ما به عنوان نماد قدمت و برای دولت محل کسب درآمد توریستی بشه، دستهای آلودهی چند نفر، باید از بین ببرنش تا چند صباحی به اموال خودشون اضافهش کنن و به ریش همهمون با هم بخندن
خاک بر سر ما که عرضه و توان مقابله با رانتخوارها و زمینخوارها و میراثخوارها رو نداریم (البته منظورم شخص خودمه که تازه بعد از ازبین رفتنش، متوجه وجود چنین چیزی شدم)
ممنون برای اطلاعرسانی و عذرخواهم برای ادبیاتم
سفرنویس: به روزهای روشن و بهتر امیدواریم