نمی خواستم بنویسم، نمی خواستم از تخریب ها بنویسم، دیگر نمی خواستم تور برگزار کنم و … اما اتفاقاتی باعث تحریک شدیدم شد …

الف) در یک جلسه یکی می گفت؛ کار به کارشان نداشته باشید، بگذارید کار خودشان را بکنند!! با تمام احترامی که برای آن دوست قائل هستم، فقط چند سوال دارم، تعریف شما از کار چیست؟ کاری که بشود پول در آورد! شما چه کاری برای شهر کردید؟ کاری که باعث شود عمارتی تخریب نشود، عمارتی احیاء شود، قسمتی از میراث شهر زنده بماند؟ تا بحال به فکر بازی برد ، برد بوده اید؟ من کارهای زیادی برای همان پروژه جلسه کرده بودم! فعالیتهای که به آینده شهرم گره خورده بود، شما بهتر است از همان دورآدور موضوع را پیگیری کنید …!! کار به کار دیگران نداشته باشید و بگذارید کسانی که می توانند کاری انجام دهند، کار خودشان را بکنند، شما هم کار خودتان برسید.

ب) خانه امین السلطان یا همان اتحادیه را خاطرتان هست، وقتی گفتم قسمتی از خانه را آتش زدند، برخی گفتند؛ خانه سالم است! سوال؛ اصلا تا بحال داخل این خانه رفته بودید! برخی نوشتند؛ دروغ بوده! سوال؛ اصلا نقشه عبدالغفار را تابحال دیده بودید و می دانید، خانه امین السطان کجاست؟ برخی سمینار دروغ و میراث برگزار کردند! دیگر خنده ام گرفته بود، همان قسمت که آتش زده شده بود، مالکش به دنبال کسب مجوز ساخت است! حالا خود همان دوستان بروند سمینار برگزار کنند. من کار خودم را کردم، خانه توسط یک سازمان خریداری شد، دوستان بروید کار خودتان را بکنید، اما کارشکنی نکنید!

ج) خبری در یک گروه می گذارم، به خاطر اینکه این گروه با آن گروه مشکل دارد، می گویند؛ خبر نشست با زرتشتیان را چرا گذاشتید! خنده ام می گیرد، درست در 12 دی ماه سال 1391 خودم جلسه ای در همان گروه اول گذاشته بودم و مهمان من همان موبد مهربان پولادی بود، کسی که مهمان نشست دوم آن گروه بود!! موضوع مضحک است! خنده ام می گیرد! اول با بی احترامی تمام کامنتی می گذارند و بعد می نویسند؛ با عذرخواهی ازبزرگان … و احترام به شخص … عذرخواهی میکنم از آقای … !! احترام!!! کسی به راحتی بی احترامی کند! من خودم به اندازه کافی شان و جایگاه اساتید و بزرگان را می دانم لطفا به خاطر اشتباهات خودتان از این بزرگان مایه نگذارید … ختم کلام کار را به کسی بسپارید که کار بلد باشد که مجبور به عذرخواهی نشود!

د) از این به بعد همه چیزها را می نویسم، نه به باندها کار دارم نه به مدیریتها، نه به کاردان ها و نه به کار بلدها، هر روز یک خبر تخریب، بگذار همه مثل قبل تا اسم من را می شنوند یاد خرابی ها بیفتند، تا حاشان خراب شود، خلاصه کار خودم را می کنم…

ته نویس، این یک خانه قاجاری است که دیروز تخریب آن شروع شد، آدرس خیایان امام خمینی، نرسیده به خیابان ولیعصر، ضلع جنوبی، پلاک 426 خانه ای با آجر کاری ها و کاشی کاری های ارزشمند، با سردری سنگی که بالای آن به کاشی کاری های خاک نگار مقدم تزئین شده است، فعلا در حال تخریب از داخل هستند، جداره اصلی آسیب ندیده!! دنبال لیست 64 تایی نباشید!
سفرنویس | SafarNevis برگزاری تورهای تهران گردی، ادیان گردی ، آرامستان گردی و معرفی ناشناخته های ایران زمین
آقای شهریار عزیز، میدونم شما حرفهای تر و مصممتر از این هستین که به تعریف و تمجید من احتیاج داشته باشید.
ولی واقعا این رو وظیفه خودم میدونم که بابت فعالیت بینظیرتون که باعث شد من عاشق کوچه پس کوچههای شهرم بشم و حداقل با محله خودم بهتر آشنا بشم ازتون تشکر کنم.
واقعا خسته نباشید و توی این راه هر روز قویتر و مصممتر از روز قبل باشین.
شهریار؛ سپاس رفیق بزرگوار، بی نهایت ممنون
دروود،
اول اینکه این همان ساختمان متمایز نزدیک چهار راه سپه نیست!؟
دوم اینکه :
می توان باز آب و جارو کرد؟
کوچه های کثیف تهران را
می توان باز آرزویی کرد؟
آرزوی نجات ایران را
شهریار: سلام، نه رفیق اون عمارت مورد نظر شما در ضلع جنوب غربی است و این در ضلع جنوب شرقی چهاراراه
گزارش تخریب بعدی و بعد هم بعدی و نمی شود آرزویی کرد
سلام،
شوربختانه همونه، گشتم دیدم چند تا عکس با موبایل از این سردر باشکوه دارم:
http://opload.ir/im/4m94/de237f5d0a951.jpg
شهریار: دقیقا، اما الان به خاطر وجود درختها، امکان عکاسی از سر در نبود
سلام. خیلی وقت ها این گروه و اون گروه رسالت خودشون رو آشنا کردن مردم با میراث فرهنگی و گردشگری می دونن واقعن هم توی هر دو گروه آدم های زحمتکشی هست ولی کلن تن میراث فرهنگی و گردشگری ایران انقدر نحیفه و آگاهی و حساسیت مردم انقدر کمه که آخرین چیزی که لازم داریم پریدن این دوستان بهم دیگه و کارشکنیه. البته آدم های روشن اندیشی هستند که براشون این گروه و اون گروه فرق نداره و مهم همین آطلاع رسانی ها و آگاهی رسوندن هاست ولی گویا هر از چند گاهی باید یادآوری بشه به این دوستان که همه برای ایران داریم تلاش می کنیم و اوضاع هم خوب نیست. اتحاد هم رمز پیروزیه.
شهریار: اما برخی (باز هم می گویم؛ برخی) در یک عالم دیگر هستند، نمی دانم چه کنم
نمیدونم چی باید بگم. یعنی شهرام جان خودت هم خوب میدونی که تو مدیریت کشور سه نوع آدم داریم :
الف) آدم بد : که خود به خود مدیر بد هم هستن چون نیاتشون بد و کثیف است. که در حدود 30% میشن
ب) آدم خوب : آدما خوب دو دسته هستن :
1-آدمای خوبی که مدیرای خوبی نیسستن که خدود 65% هستن
2- آدمای خوبی که مدیرای خوبی هم هستن ولی یا جلوی پاشون سنگ میندازن یا میندازنشون توی جای دور افتاده تا کار خاصی نتونن انجام بدن و قاعدتا و حداکثر 5% بشتر نمیشن.
به اعتقاد من باید بیخیال مدیران شد، گیریم که یکی لو رفت، آیا تضمینی هست که نفر بعدی بهتر از این باشه؟ پس باید به فکر آگاهی بخشی به جامعه باشیم. ترجیح میدم اینجا هیجی نگم. یکشنبه میبینمت
شهریار: محمد خان ، حیف شد، سعادت نداشتم ، شنبه شما را زیارت کنم
بادرودفراوان .زحمتهایی میکشید قابل تقدیراست.
شهریار: سپاس از حضور شما