انتشار عکس آرامگاه اسماعیل رائین برای اولین بار

می گوبند اسماعیل رائین سکته کرد، برخی می گویند؛ اسماعیل رائین زیر مشت و کتک عده ای از کارگران عبدالرحیم جعفری ، رئیس انتشارات امیرکبیر سکته و همانجا تمام کرد… محقق، سندشناس، روزنامه نگار، تاریخ دان و … به نام اسماعیل رائین که نامش در سایت جستجوی متوفیان بهشت زهرا نیست!

عکس آرامگاه اسماعیل رائین در بهشت زهرا برای اولین بار
عکس آرامگاه اسماعیل رائین در بهشت زهرا برای اولین بار

اسماعیل رائین که بود؟
اسماعیل رائین زاده ۱۲۹۸ خورشیدی در شهر بوشهر و فرزند غلامحسین رائین معروف به “غلامحسین پیانو” بود. اسماعیل رائین گاهى مطالب خود را در روزنامه ‏ها و مجله‏ ها با نام مستعار «بهمن» امضا می كرد. اما نام واقعی او چیز دیگری بود ….

اسماعیل رائین
اسماعیل رائین ، اسمعیل رایینی

اما اسماعیل رائین که نامش با اسناد ماسونی های ایران پیوند خورده، واقعا که بود؟ نویسنده، محقق، سند شناس، روزنامه نگار، تاریخ دان، متخصص رادیو و بیسیم، مردی جویای نام، انسانی بی پروا در سخن و قلم؟ گاه در تاریخ به شخصیت هایی برخورد میکنیم  که نمی توان به راحتی درباره آنان صحبت کرد. حیرت آور است زندگی و شخصیت رائین همانند اسناد پنهانی که برملا کرد، پیچیده در ابهام باقی مانده است. ظاهرا هر کسی به دلخواه خودش او را توصیف کرده.

از تاریخ دریانوردی ایرانیان تا فراموشخانه تا انجمن های سری در مشروطه و یا اسناد حاکمیت ایران بر کرانه های کارون و دیگر آثاری که از وی باقی مانده (چاپ شده یا نشده) هزار نقش می زند و هزار چهره می نمایاند. شاید بهتر این باشد که او را تنها نویسنده ای پرقدرت در عرصه تاریخ ایران بدانیم که می دانست قلمش را چطور و چگونه به دست بگیرد، رازهایش را هم به خودش بسپاریم.

آرامگاه اسماعیل رائین
آرامگاه اسماعیل رائین _ اسمعیل رایینی

می گویند؛ اسماعیل رائین از بدو تأسیس ساواک با شماره رمز ۱۴۹۸ با آن همکاری داشت و بررسی اسناد رائین در بایگانی ساواک نشان می‌دهد که همکاری او دارای طبقه‌بندی بالا (سری) بوده‌است. و نام واقعی او اسمعیل رایینی بود و ساواک برای پوشش نامش را تغییر داده بود.

اسماعیل رائین
اسماعیل رائین _ اسمعیل رایینی

اسماعیل رائین در مجله تهران‌مصور، آتش، و اطلاعات مقاله می‌نوشت. اسماعیل رائین با کمک دوستش بهرام بوشهری در سال 1346 دفتر تحقیقات رائین (مركز تحقيقات رائين ) را در خیابان مفتح (روزولت) تهران که از سال ۱۳۴۶ تاسیس کرد. مرکزی که پس از مرگش تعطیل شد.

اسماعیل رائین - نفر دوم از راست
اسماعیل رائین – نفر دوم از راست

می گویند سکته کرد، پیش از آن روز هم دو بار سکته کرده بود. گفتند از تجدید چاپ بی اجازه کتاب هایش آشفته بود و قلبش هم بیمار!! خیلی طول نکشید که خبرآمد: اسماعیل رایین زیر مشت و کتک عده ای از کارگران عبدالرحیم جعفری رئیس انتشارات امیرکبیر سکته کرده و همانجا تمام کرده. چطور مدیر و ویراستاران و دیگرانی که سالها با او کار می کردند، از بیماری وی خبر نداشتند؟؟؟

روایت اول مرگ اسماعیل رائین راوی مظفر بقایی کرمانی؛

چون انتشارات امیرکبیر بعضی از کتابهای او را بی اجازهٔ او تجدید چاپ کرده بود. یک کتاب هم بدون اجازه چاپ کرده بود که این اعلام جرم کرده بود و گمان می‌کنم پنج میلیون تومان ادعای خسارت کرده بود. بعد یک روز با وکیلش و بازپرس می‌روند به دفتر انتشارات امیرکبیر که دفاتر او را تأمین دلیل بکنند برای ادعانامه. کارگرهای انتشارات امیرکبیر می‌ریزند سرش و می زنندش؛ و این هم روی آن سابقهٔ کسالتی که داشت همان‌جا می‌افتد و سکته می‌کند و فوت می‌کند.

ساختمان انتشارات امیرکبیر در ضلع جنوب شرقی میدان مخبرالدوله
ساختمان انتشارات امیرکبیر در ضلع جنوب شرقی میدان مخبرالدوله ، جایی که رائین کشته یا سکته داده شد

روایت دوم مرگ اسماعیل رائین، راوی عبدالرحیم جعفری بنیان گذار و مالک انتشارات امیرکبیر

پس از چاپ کتاب فراموش‌خانه و فراماسونری در ایران، یک وکیل شرخر اسماعیل رائین  را به شکایت از من نزد دادستانی انقلاب اسلامی برمی‌انگیزد به گونه‌ای که در سال ۱۳۵۸، من ممنوع‌المعامله شدم و حسابهای بانکی انتشارات امیرکبیر بسته شد. در همان روزگار، روزی مأموران دادستانی انقلاب اسلامی به همراه رائین و همدستانش، به دفتر انتشارات امیرکبیر آمدند و عده‌ای ازکارکنان مؤسسه هم که از توهین رائین به روح‌الله خمینی خشمگین بودند، هنگامی که پی به آمدن او بردند، بر ضدش شعار دادند و از آنجا که پیشتر بارها به رائین حمله قلبی دست داد، در اتاق رئیس دفتر انتشارات حال وی دگرگون شد و مرد

ساختمان انتشارات امیرکبیر در ضلع جنوب شرقی میدان مخبرالدوله - سمت چپ عکس در سالهای انقلاب
همان ساختمان انتشارات امیرکبیر در ضلع جنوب شرقی میدان مخبرالدوله – سمت چپ عکس در سالهای انقلاب

اسماعیل رایین در ۱۰ دی ۱۳۵۸ خورشیدی درگذشت و در آرامستان بهشت زهرای تهران دفن شد. در گورستانی که نامش نباید فاش می شد، چون اسناد خانه سدان را منتشر کرده بود چون نام ایشان رایینی بود ( به زودی و دوباره در قالب تور فراماسونری ، از این خانه بیشتر خواهیم گفت)

گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند   …   جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد

قبر اسماعیل رائین
قبر اسماعیل رائین

در اواخر سال ۱۳۵۸، عبدالرحیم جعفری به حیف و میل اموال بیت‌المال و سوءاستفاده از اموال دولتی و چاپ کتاب های ضاله متهم شد و در جریان مصادره‌های ابتدای انقلاب و به حکم دادگاه انقلاب، سازمان تبلیغات اسلامی مؤسسه انتشارات امیرکبیر و خوارزمی را تصرف کرد. عبدالرحیم جعفری در کتاب “درجستجوی صلح” می نویسد؛

مقرر گرديد دوسوم‌ تشكيلات‌ مؤسسه اميركبير جهت‌ خدمت‌ به‌ معارف‌ اسلامی به‌ جامعه مدرسين‌ حوزه علميه قم‌ و جامعة‌ الصادِ واگذار گردد و اما جامعه محترم‌ مذكور به‌خاطر اطلاع‌ از عدم‌ رضايت‌ من‌ و حفظ‌ قداست‌ خود از پذيرفتن‌ آن‌ خودداری كرد، اما پس از سه سال، تمام‌ تشکیلات‌ امیرکبیر و ملحقات‌ آن‌ به‌ سازمان‌ تبلیغات‌ اسلامی‌ واگذار شد ، سازمانی كه‌ هيچ‌ ارتباطی با حكم‌ صادره‌ نداشت‌.

عبدالرحیم جعفری بنیان گذار و مالک انتشارات امیرکبیر
عبدالرحیم جعفری بنیان گذار و مالک انتشارات امیرکبیر

محمدرضا جعفری، مدیر نشر نو فرزند عبدالرحیم تقی جعفری در چهاردهمین نشست تاریخ شفاهی کتاب در سال 1396 گفت: پدرم از انتشار کتاب اسماعیل رائین پشیمان بود. راستی نام عبدالرحیم جعفری هم در لیست سایت مدفونان بهشت زهرای تهران نیست، نه نام جعفری هست و نام رائین …

حقیقت
نه به رنگ است و نه بو
نه به هآی است ونه هو
نه به این است ُ نه او
نه به جام است و سبو
گر به این نقطه رسیدی ؛
به تو سربسته و در پرده بگویم
تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را
آن چه گفتند و سرودند تو آنی
خود تو جام جهانی ، گر نهانی و عیانی
تو همانی که همه عمر به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه عشقی
تو خود اسرار نهانی
تو خود باغ بهشتی
تو به خود آمده از فلسفه ی چون و چرایی
به تو سوگند
که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی ، در همه افلاک بزرگی
نه که جزیی
نه که چون آب در اندام سبویی
تو خود اویی،به خود آی
تا در خانه متروکه ی هرکس ننشینی و
به جز روشنی شعشعه ی پرتو خود هیچ نبینی و
گل وصل بچینی.

ته نویس) این گزارش به کمک استاد عزیز سرکار خانم نازیلا ناظمی تهیه شد که اگر او نبود این گزارش الا نبود، سپاس استاد گرامی، کتاب جدید ایشان را فراموش نکنید؛ نجوم در ایران

اینجا را با دوستان خود به اشتراک بزارید

یک دیدگاه

  1. سلام
    در سایت متوفیان بهش زهرا نام جناب رائین به صورت “اسمعیل رایینی”ثبت شده است.

    سفرنویس؛ سلام بر شما، بله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *