عمارت روزنامه اطلاعات به عنوان قدیمی ترین روزنامه در حال انتشار ایران در حال تخریب تدریجی است، روزنامه ای که در عصر 19 تیر 1305 مجوز پا به عرصه مطبوعات گذاشت.

پیشینه روزنامه اطلاعات؛
روزنامه اطلاعات عصر روز یکشنبه، ۱۹ تیر ۱۳۰۵ با تلاش عباس مسعودی در تهران پا به عرصه وجود گذاشت. شوراى عالى معارف 15 تیرماه همان سال امتیاز این روزنامه را به مدیریت عباس مسعودى صادر کرده بود. دفتر روزنامه اطلاعات به هنگام آغاز انتشار، در کوچه وثوق خیابان لالهزار واقع بود که بعدها به خیابان خیام انتقال یافت. بهاى تکفروشى روزنامه ۴ شاهى تعیین شده بود.

مسعودى روز ۲۷ خرداد ۱۳۵۳ در دفتر كارش در روزنامه اطلاعات سكته كرد و در ۷۳ سالگى درگذشت. 3 سال بعد از آن جای خودش را در ادارهٔ روزنامه به پسرش، فرهاد مسعودی داد. پروانهٔ انتشار اطلاعات در ۳۰ مرداد ۱۳۵۳ بهنام فرهاد مسعودی ثبت شد.

پس از اتفاقات سال ۵۷ مؤسسه اطلاعات به همراه مؤسسه کیهان به بنیاد مستضعفان واگذار شد. پس از مدتی این دو مؤسسه زیر نظر ولی فقیه قرار گرفت و محمود دعائی به عنوان نماینده ولی فقیه و سرپرست مؤسسه اطلاعات منصوب شد. احمد آذری قمی، دادستان انقلاب اسلامی در 18شهریور ماه سال 1358 اطلاعیهای صادر کرد و به بنیاد مستضعفین اجازه داد تا اموال منقول و غیرمنقول سناتور عباس مسعودی صاحب موسسه اطلاعات را ضبط و مصادره کنند. در این اطلاعیه آمده بود:
چون عباس مسعودی متوفی، صاحب موسسه اطلاعات از پایهگذاران رژیم طاغوت بوده و موسسهاش کاملا در اختیار رژیم قرار داشته و بر سیاستهای استعماری آنان صحه گذارده است و آنچه بدست آورده و از خود بجای گذاشته غیرمشروع است و متعلق به مستضعفین است، لازم است بنیاد محترم تمام اموال منقول و غیرمنقول او و فرزندانش و اقارب نزدیک وابسته به او را، از جمله موسسه اطلاعات و شرکت ایرانچاپ را تحویل گرفته و در اداره و رسیدگی به آنها و خصوصا توجه به وضع کارمندان و کارگران شریف آن، مساعی لازم را بعمل آورند و کوشش نمایند. (ته نویس 1)

مدیریت روزنامه اطلاعات در سال 1371 تصمیم گرفت، ساختمان جدیدی در خیابان نفت جنوبی، میرداماد بنا کند و این عمارت در مبعث سال 1379 افتتاح شد و ساختمان های قدیمی تخلیه.ساختمان 10 طبقه توسط شهرداری خریداری و مرمت شد، اما ساختمان قدیمی و تاریخی که در خیابان خیام قرار داشت و متعلق به تعاونی موسسه اطلاعات بود، مالکیتش حفظ شد.

این عمارت در 25 امرداد ماه سال 1384 با عنوان ساختمان روزنامه اطلاعات در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید اما این پایان ماجرا نبود، ساختمان مدتی به عنوان، انبار روزنامه ها و مجلات برگشتی مورد استفاده قرار گرفت. مدتی در تیتر خبرها بود که این عمارت به عنوان موزه روزنامه اطلاعات تبدیل خواهد شد، بعد از آن خبرهایی مبنی بر تبدیل ساختمان به موزه مطبوعات کشور مطرح شد. موزه ای که برای مدت کوتاهی در بقعه سرقبر آقا مولوی دایر شد و پس از مدت کوتاهی برچیده و در آخر هم مشخص نشد اشیائی که گردآوری کرده بودند، چه بلایی سرشان آمد.

در سال های موشک باران نیز، موشکی در 50متری این ساختمان اصابت کرد که ترکشی از موشک به ساختمان 10 طبقه برخورد کرد و عمارت تاریخی جان سالم به در برد.
در طوفانی هم که در 12 خرداد سال 1393 در شهر تهران رخ داد، سقف کاذبی که در ساختمان شمالی این عمارت به صورت غیرمجاز نصب شده بود، از جا کنده و خوشبختانه در کف خیابان خیام سقوط کرد و باز این عمارت از خطر تخریب مصون ماند.
در 25 مهر 1394 جرثقیل (تاورکرین) نصب شده بر روی ساختمان 10 طبقه قدیمی روزنامه اطلاعات سقوط کرد، سقوطی که هر لحظه امکان تخریب عمارت تاریخی روزنامه اطلاعات که در شرق این عمارت قرار داشت بیشتر می کرد، اما آقای محمود دعایی در گفتگویی اعلام کرد؛
بعدا شنیدم که بخش خصوصی، آن ساختمان را به شهرداری تهران فروخته و شهرداری قرار است در آن یک مجتمع تازه تأسیس کند!!!
در حال حاضر این عمارت دچار ترکهای بسیار، ریختگی سقف ها، نم زدگی جدارها و تخریب گچ بری هاست، عمارتی که جان سالم از موشک و طوفان و سقوط جرثقیل جان سالم به در برده در آستانه تخریب تدریجی است. تخریبی که فعلا در کشاکش اعضاء تعاونی موسسه اطلاعات، نفس های آخر خود را می کشد. ساختمان روزنامه ای که خودشان می گویند مالک نیستند!!!

ساختمانی که خاطره بزرگانی بود که در این ساختمان رفتوآمد داشتند؛ بخشی از بزرگان مطبوعات و نسلهای بعد که اگر ساختمان با کاربری همسو با مطبوعات و صنعت چاپ باقی میماند، امکان زندهماندن خاطراتشان در این ساختمان بیشتر بود. اطلاعات با بیش از ۹ دهه انتشار جز پنج سال به فرمان دو تن چرخیده است؛ عباس مسعودی، بنیانگذار آن و سناتور وفادار به شاهنشاهی و محمود دعایی، روحانی پابرجا با نظام اسلامی

ته نویس 1) سید محمود دعایی روایت آن روزها را این طور برای «تاریخ ایرانی» می گوید:
مرحوم حاج احمدآقا با من تماس گرفت و گفت که امام فرمودند شما به مؤسسه اطلاعات بروید، پیشنهاد کرد که من با حکم آقای بنیصدر به روزنامه اطلاعات بروم که من به ایشان گفتم من حکم آقای بنیصدر را نمیپذیرم، من از اول هم گفتم طلبهای هستم تابع آقا و اگر امریه و حکم ایشان نباشد، من به اطلاعات نمیروم. ایشان گفت که ما حکم امام را هم برای شما خواهیم گرفت، منتها الان مصلحتی اقتضا میکند که شما با حکم بنیصدر به روزنامه اطلاعات بروید؛ ایشان آن مصلحت را هم شرح داد. من گفتم که تنها با حکم ایشان (بنیصدر) نمیروم، حکم حضرت امام را هم میخواهم. پس از آن به ایشان گفتم که من سالها ایران نبودم، وقتی هم که ایران بودم، تهران نبودم، قم یا کرمان بودم، ۱۱ سال هم که در خدمت خودتان نجف بودم، هیچ آشنایی با فضای فرهنگی، مسائل مربوط به پایتخت و اینها ندارم و مؤسسه بزرگی مثل اطلاعات را که به من واگذار میکنید، احتیاج به یک سری نیروها و کادرهایی دارد که طبیعتاً من این نیروها را از طریق مراجعه به آقای بهشتی، آقای خامنهای، آقای هاشمی رفسنجانی تامین خواهم کرد. بعدا شما اعتراض نکنید که من با حکم بنیصدر به اطلاعات رفتم و اینگونه آن را اداره میکنم. گفت نه اشکال ندارد، شما با هر کسی میخواهید تماس بگیرید، اشکال ندارد.
ته نویس 2) ساختمانی بلندمرتبه در ضلع غربی این عمارت در حال احداث است، که با توجه به پیگیری های شورای شهر، میراث تهران و … هنوز هیچ اقدام مثبتی برای چلوگیری از روند کار آن انجام نشده، اینجا ایران است (بیشتر بخوانید)
خبرهای سفرنویس درخصوص ساختمان قدیمی روزنامه اطلاعات؛
سقوط جرثقیل در تهران 25 مهر 1394
منابع و سرچمه ها؛
ارزش ویژه برند روزنامه اطلاعات از خیام تا میرداماد/ دعایی با میراث مسعودی چه کرد؟ آرش محبی فصلنامه راهبرد ارتباطات
دعایی: کاش این ساختمان، موزه مطبوعات میشد سایت خبری عصر ایران
دعایی: کاش این ساختمان، موزه مطبوعات میشد روزنامه شرق
ساختمان قجری روزنامه اطلاعات در معرض تخریب خبرگزاری ایسنا
روزنامه اطلاعات مصادره شد. خبرگزاری مهر
تارنمای روزنامه اطلاعات www.ettelaat.com .
سفرنویس | SafarNevis برگزاری تورهای تهران گردی، ادیان گردی ، آرامستان گردی و معرفی ناشناخته های ایران زمین





درود،
خیلی گزارش خوبی بود، ممنون
شهریار: سلام رفیق، نکته جالب هیچکس ، واکنشی نشان نداد، همه سر شده اند و بی خیال، سراشیبی سقوط در حال انجام است
یعنی واقعا روزی میرسه که قلبمون با خبرهای خوب شاد بشه؟؟
شهریار: به امید زنده ایم، اما بعید است
سلام
گاهی اوقات دوست دارم چنان فریاد بزنم که همه بشنون دردم بفهمن
اگر این مرکز در اروپا بود چه کارهای باهاش نمیکردن که بتونن معرف دوره ای از تاریخشون باشه و کلی ازش پول هم در بیارن
اما ما در ایران هیچی – یه کار خوب بلدیم بزنیم تو سر مال
بازم از شما ممنونم بابت این گزارش کامل
مرسی
شهریار: سلام و سپاس از همراهی شما