در پرده ای از ابهام ، امروز در مصاحبه زبان تور لیدری شرکت کردم و امتحان زبان را دادم ، دوستان در جریان ، می دانند چطور دادم ،اما لطفا دم نزدید ، چون ما عادت داریم این طور می دهیم!! تا باشد دیگران عبرت گیرند!
البته بماند در دادن هم شانس داشتیم!
آنقدر با نام این بن بست ارتباط دارم ، اصلا «شانس» در کنار «بن بست« »خودش دنیایی است ، پارادوکسی عظیم دارند این دو ! و قسمت بن بستش بیشتر با من دوست است!
سفرنویس | SafarNevis برگزاری تورهای تهران گردی، ادیان گردی ، آرامستان گردی و معرفی ناشناخته های ایران زمین


آقا ما دم نمی زنیم اما این پستت خودش به نوعی دم زدن بود رفیق
مبارک ها باشه 🙂
شهریار: محمد خان آخر در گلویمان گیر می کرد ؛ اگر نمی زدیم
شهرام جان
من هنوز از اين شانسا گير نياوردم. وردي و جوشانده نداري به من بدي؟
شهریار: جناب آقای انصاری ، شما اینجوری که ما دادیم ، نمی دید !!! وگرنه در خدمت هستم
آقا ما تا حالا براي دادن (آزمون زبان) به كسي تبريك نگفتيم
معمولا براي قبولي تبريك ميگفتيم
اما
مبارك باشه و براي قبولي هم …
شهریار: این دادن ، تبریک هم داشت!!! سپاس
درود جناب شهریار
چقدر اسم این دو تا جالبه
تبریک می گم پس به سلامتی قبول شدید
مدرک مدیر فنی من هم دیروز به دستم رسید
ذوق داره ها
یه چیزی بگم. ما تو گویش محلی به مادر دادی هم می گیم. البته دا می گیم منتهی بعضیا دادی می گن
شهریار: تبریک فراوان بر شما و به امید موفقیت روزافزونتان