نشانهها و هویت تهران قدیم، دیگر در این تهرانی كه میبینیم نیست. تهران جدید، هیچ نشانه و المانی ندارد. همهچیز با سرعت زیادی از بین رفته است و تمام آنچه در گذشته و در تهران میدیدیم، حالا دیگر وجود ندارد. اینچنین است كه میتوانیم بگوییم؛ تهران شهر بینشانه و بیهویت است. شهری كه به بهانه رسیدن به مدرنیته، تمام آنچه را از گذشته داشته یا از دست داده یا به زودی از دست میدهد و دیگر نشانهای نخواهد داشت.

تمام عناصر لازمه برای هویتی كه شهر قدیمی تهران با تاریخ چندهزارساله را میسازد، در این روزهای تهران نیست. نگاه كنید؛ شمیرانی كه قرار بوده، منطقه سردسیر و ییلاق تهرانیها باشد و در قدیم ییلاق بوده، حالا دیگر محلهای پر از خیابان، اتوبان، شلوغی، ساختمان و برج است. تمام درختان این منطقه ییلاقی از بین رفتهاند و باغهایی كه قرار بوده هویت شمیران قدیم را زنده نگه دارند، حالا زمینهایی برای ساخت و ساز برج و پاساژ هستند.
با از بین رفتن شمیران، یك اكوسیستم از بین رفته و چه كسی میتواند بگوید، میتوانیم این نشانهها را بازگردانیم و دوباره، آن را تبدیل به همان اتفاقی كنیم كه در گذشته وجود داشته و در زندگی مردمان تهران قدیمی نقشی دیگر روایت میكرده. مثالهای زیادی از این دست وجود دارد و شهر تهران، دیگر آن تهران قدیمی نیست. حالا دیگر تهران تبدیل به شهری برای شلوغی و سرسام شده و یكی یكی نشانههای خودش را از دست میدهد.
این نشانه از دست دادنها هم، تنها به از بین رفتن هویت یك شهر و تبدیل شهر به شهری دیگر نمیشود. اینطور نیست كه بگوییم با از دست رفتن تهران قدیم، حالا تهرانی جدید و مدرن داریم و مردمان تهران، درگیر این از دست رفتنها و بینشانه شدنها نمیشوند. این از دست رفتنها در تمام مناسبات مردم شهر تاثیر میگذارد و تمام روابط آدمها را تحتالشعاع قرار میدهد. شهرداری كوچههای باریك ١٠ متری را كه باید یك یا دو خانه داشته باشد، تبدیل به كوچههایی پر از ساختمان و برج كرده. این ساختمانها همه ساكنانی دارند كه برای زندگی در این شهر مدرن، باید خودرو داشته باشند و این خودروها ترافیك و شلوغی را میسازند. ترافیك و شلوغی، عنصر زمان را كند كرده و باعث شده، در تهران هیچوقت كسی نتواند به موقع به مقصد برسد و همین بینظمی كه به نظر مثالی ساده میآید، باعث میشود مردمان شهر، عصبی و خشمگین باشند. خشمی كه در سلسله روابط امروزی به یكدیگر منتقل میكنند و اگر نگاه كنید، عصبیت و ناخوشنودی را در شهر و در میان مردمان میبینید. روابط و مناسبات مردم شهر، به همه آن نشانهها و هویتهای قدیمی كه از بین رفته گره خورده و با از بین رفتن هركدام از آنها، تاثیری در زندگی مردمان شهر ایجاد شده كه خوشایند نیست و زندگی را سختتر كرده. با چنین روایتهایی است كه میشود گفت نشانههای قدیمی تهران از بین رفتهاند و همزمان روابط قدیمی مردمان تهران با یكدیگر هم از دست رفته و همهچیز در شكل مدرن و امروزی خود، زندگی را سخت و ناخوشایند كرده است.
پینوشت: عبدالحسین مختاباد، عضو شورای شهر تهران معتقد است كه تهران شهری بینشانه و بیالمان است. حرفهایی كه برای رسیدن به تاثیرات آن ببر مردم و مناسبات و روابط مردم در شهر تهران، به عبدالله انوار، فرهنگپژوه و تهرانشناس قدیمی منتقل كردیم و از او پرسیدیم این «بیهویتی» چه تاثیری در زندگی مردمان تهران دارد.
منبع: روزنامه اعتماد
سفرنویس | SafarNevis برگزاری تورهای تهران گردی، ادیان گردی ، آرامستان گردی و معرفی ناشناخته های ایران زمین
تغییر اجتناب ناپذیر است.
تغییر باعث ارتقاء می گردد.
چه خوب است تک تک ما بیاندیشیم و تلاش کنیم تغییر را به بهترین شکل انجام دهیم.
آنگونه که همه از آن منتفع شوند.
و این میسر نیست مگر اینکه هنگام تصمیم گیری منافع عموم را در نظر بگیریم نه منافع شخصی را.
درود به نیک اندیشان.
شهریار: سلام
جناب آقای لطفعلی با سلام به نظر کاری که در حال حاضر انجام میگیره تغییر نیست تخریبه! هیچ سبقه متفکرانه و کارشناسی شده پشت این مسائل نیست.شکل تقلید ما از مدرنیته دنیای غرب هم به نظر میمون واره.
داریم کجا میریم…..
شهریار: سلام
سلام خدمت استاد شهریار عزیز. جناب آقای لطفعلی عزیز در اینکه تغییر خوب است هیچ شکی وجود نداره اما نه اینکه به بهانه تغییر تخریب انجام بشه و گذشته یه شهر از بین بره فکر کنم اگر آثار تاریخی دست امثال شما بود حتی به تخت جمشید و…. هم رحم نمیکردید
شهریار: سلام
سلام و درود به شما و همه دوستان.
سپاس از توجه شما.
لیوانی که شکست را نمی توان همانگونه ساخت.
ولی، اصلاح بینش عمومی، باعث تغییر آینده می شه.
حر توانست با تغییر بینش، جبهه را انتخاب کند.
این اصلاح از خودم شروع می شود و جامعه را در بر می گیرد.
یکی از بینش های نادرست، قضاوت دیگران است، مگر آنکه صلاحیت قضاوت داشته باشیم.
امیدوارم راه درست برای همه ما روشن بشه و آینده خوبی برای دنیا بسازیم.
بدرود.
شهریار: باز هم سلام