عضویت در سفرنویس

register-image

تورهای سفرنویس

tour-image

آمار سفرنویس

counter-image
344 سفر
12798 همسفر

اسکان مهاجران لهستانی در ایران بر پایه اسناد

با حملۀ هیتلر و استالین به لهستان، روس ها هزاران اسیر از آنها را به سیبری منتقل کردند. زمان حملۀ هیتلر به روسیه، در توافق بین استالین و فرماندۀ لهستان، عده ای از لهستانی برای کمک به متفقین در بهار ۱۳۲۱ ه خورشیدی از طریق بندر انزلی وارد ایران شدند. نظامیان لهستانی برای جنگ در جبهه های متفقین به آفریقای جنوبی و هند رفتند، غیر نظامیان نیز در اردوگاه های دایر شده تا پایان جنگ در ایران باقی ماندند. هدف از این پژوهش بررسی تبعات اجتماعی حضور این مهاجرین است.

کشتی لهستانی ها در بندر پهلوی (بندرانزلی)
کشتی لهستانی ها در بندر پهلوی (بندرانزلی)

روش/رویکردپژوهش:این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و بر اساس استفاده از اسناد و مدارک آرشیوی تالیف شده است.
یافته ها و نتایج: در بدو ورود لهستانی ها به ایران بحرانی تر شدن وضع خواروبار، شیوع امراض مسری و بروز فساد اخلاقی در جامعه پدیدآمد. به تدریج که زمینۀ فعالیت مهاجران در اجتماع فراهم شد،کودکان در آموزشگاه های دایر شده به آموختن قالی بافی و حکاکی روی آوردند. مردان نیز در کافه ها و هتل ها و همچنین زنان در منازل ثروتمندان به اشتغال پرداختند. فعالیت های فرهنگی و ورزشی آنها نیز رونق زیادی پیدا کرد. آنها تعامل اجتماعی مطلوبی نیز با ایرانیان برقرارکردند.
در پی حملۀ هیتلر به لهستان از غرب و استالین از شرق، در ۱۹۳۹ ، روس ها بیش از ۱۵۰۰۰۰۰ لهستانی را اسیر و به اردوگاه های خود در سیبری منتقل کردند (بیات، ۱۳۷۴ ، ص ۷۲) و زمانی که هیتلر به روسیه حمله کرد، روسها چاره ای نداشتند جز اینکه آوارگان را آزاد کنند تا به متفقین بپیوندند. از آنجا که مسیر نبرد آنها با متحدین از ایران می گذشت، در توافقی که بین استالین و ژنرال سیکورسکی، فرماندۀ لهستانی ها، در مسکو به امضا رسید، مقرر شد که عده ای از لهستانی هایی که در خاک شوروی اقامت دارند به ایران بیایند و از آنجا به جبهه های مختلف متفقین در آفریقای جنوبی، هند، و شرق آسیا اعزام شوند (روزنامه اطلاعات ۱( ۲۱ )، ص ۸۲). بنابراین، در مارس ۱۹۴۲ / فروردین ۱۳۲۱ ، بیش از ۱۶۰ هزار لهستانی !! ۱ از اردوگاه های سیبری وارد بندرانزلی و از آنجا به داخل ایران به خصوص تهران وارد شدند. عده ای نیز از مرز عشق آباد به شهر مشهد وارد شدند (روزنامه اطلاعات،۱( ۲۱ )، ص ۸۲). از همان ابتدای ورود به ایران، تعداد زیادی از مردان لهستانی به ارتش آزادی بخش لهستان پیوسته و ایران را ترک کردند و در جبهه های متفقین علیه متحدین جنگیدند. اما در این میان، جمع زیادی از غیرنظامی ها در اردوگاه هایی اقامت گزیدند که از سوی وزارت کشور در شهرهایی مثل تهران، اصفهان، و مشهد دایر شده بود، و تا پایان جنگ جهانی دوم در ایران باقی ماندند. مقارن با ورود آنها، ایران با بحران کمبود خواروبار روبه رو بود، و ورود آنها در تشدید این بحران بی تأثیر نبود. همچنین، باتوجه به اینکه در بدو ورودشان به ایران از لحاظ بهداشت وضعت مطلوبی نداشتند، عامل انتقال بسیاری از بیماری های واگیردار از جمله تیفوس و تیفوئید در ایران شدند. در کنار این پیامدهای منفی، آنها براساس گروه سنی خود به یادگیری صنعت های مختلف پرداختند و به کسب درآمد مشغول شدند. گذشته از این، آنها در مدت حضور خود، با ایرانیان تعاملات متقابل نیز داشتند و از لطف و محبت نسبت به یکدیگر دریغ نمی کردند (ساکما، ۲۹۳۰۰۳۶۳۹)
این تحقیق درصدد است با بررسی تبعات اجتماعی حضور لهستانی ها در ایران با رویکرد توصیفی- تحلیلی و برپایۀ اسناد، ضمن غافل نشدن از بررسی نشریات، کتاب های تحقیقی و خاطرات اشخاص به پرسش اصلی این پژوهش پاسخ دهد.
پرسش اصلی: ورود غیرمنتظرۀ مهاجران لهستانی به ایران چه تأثیری در وضعیت اجتماعی کشور داشت؟
فرضیۀ اصلی: باتوجه به اینکه مقارن ورود لهستانی ها، کشور از کمبود مواد غذایی- که بیشتر ناشی از حضور سربازان متفقین بود- رنج می برد و نیز پیش زمینۀ شیوع بیماری های واگیردار در کشور به علت عدم رعایت بهداشت عمومی مهیا بود؛ ورود غیرمنتظرۀ آنها با حالت گرسنگی و بیماری وضعیت بهداشتی و اقتصادی کشور را بغرنج تر کرد. اما، به تدریج و درنتیجۀ برقراری تعاملات سازنده با مردم ایران و با فعالیت های سازنده خود نقش مهمی در اوضاع اجتماعی و فرهنگی جامعۀ ایران ایفا کردند.
پیشنیه تاریخی روابط ایران و لهستان
بخش عمدۀ آشنایی مردم ایران با لهستانی ها به دوران جنگ جهانی دوم مربوط می شود. آنچه جای تأمل و بررسی دارد، این است که روابط دو کشور فقط محدود به دورۀ معاصر نمی شود و بسیار کهن تر است. این روابط، باوجود دوری مسافت بین دو کشور و نیز فرازونشیب های روزگار کم و زیاد می شد. هرچند پیشینۀ روابط سیاسی میان دو ملت ایران و لهستان به عصر آق قویونلوها( ۷۸۰ – ۹۰۸ ق.) می رسد، اما در مدارک متعددی دربارۀ اتحاد اسلاوها با ایرانیان در قرن های ششم و هفتم میلادی در پیکار ممتد آنان با روم شرقی می توان یافت. خسروپرویز( ۵۹۰ – ۶۲۸ م.)، شاهنشاه ساسانی، اتحادی سه جانبه را بین ایران، اسلاوها، و آوارها برای تهدید قسطنطنیه از راه زمین و دریا، پی ریزی کرده بود(دولتشاهی، ۱۳۸۶ ،ص ۲۲ ). پس از سقوط پادشاهی ساسانی در ایران به دست تازیان مسلمان،کهن ترین سند دربارۀ ارتباط مستقیم میان ایران و لهستان،نامۀ اوزون حسن آق قویونلوست که در ۱۴۷۴ م. در پاسخ پادشاه وقت لهستان، کازمیر، نوشته شده است.حامل این نامه، کنتارینی، از اهالی ونیز بود که مدتی در ایران اقامت امید طلب حمایت و اتحاد با پادشاهان اروپا، کاترینو زنِو را به همراه سفرای مجارستان و لهستان، در ۱۴۷۳ م. به اروپا فرستاد. این هیئت، سرانجام به دربار لهستان و حضور کازمیر چهارم پادشاه لهستان رسیدند.تنها یک سال پس از کوچ ارمنیان به ایران، در ۱۶۰۵م.،بازرگانی از ارمنیان لهستان به نام موراتوویچ، از سوی پادشاه لهستان سیگموند سوم، به منظور تحکیم روابط بازرگانی میان دو کشور، به خصوص در زمینۀ تجارت ابریشم به ایران اعزام شد.مأموریت دیگر موراتوویچ، تهیۀ قالی ایرانی برای کاخ های سلطنتی لهستان بود(شفا، ۱۳۶۵ ، صص ۳۳ – ۳۴ ). روابط ایران و لهستان در دوران صفویه نیز گسترده تر شد، به طوری که روابط سیاسی با اهداف تجاری بین دو کشور به وجود آمد. در این میان، ارمنیان، در ارتباط تجاری میان ایران صفوی و اروپا و به طور اخص میان ایران و لهستان نقش انکارناپذیر داشتند. ارمنیان از برجسته ترین بازرگانان بین المللی در دورۀ صفویه در ایران آن دوره بودند. شاید بتوان حضور اقلیت ارمنی را در ایران از علل رونق روابط اقتصادی میان ایران و لهستان در عصر صفوی دانست که به نزدیکی میان دو دولت انجامید(دولتشاهی، ۱۳۸۶ ،صص ۲۷ – ۲۸ ). منابعی در اوایل حکومت صفویان وجود دارد که گواه رایزنی هایی بین استیفن باتونی، پادشاه لهستان، و سلطان محمد خدابنده، پادشاه ایران است. در دوران سلطنت شاه عباس اول و سیگیسموند سوم نیز مکاتباتی از طریق اعزام سفرا بین دو کشور انجام گرفته است. شاه عباس صفوی( ۹۹۶ – ۱۰۳۸ ق.)

مسیر مهاجرت آوارگان لهستانی از سیبری به ایران و خروج آنها
مسیر مهاجرت آوارگان لهستانی از سیبری به ایران و خروج آنها

وقتی دربارۀ جنگ ها و درگیری های پادشاه لهستانی با عثمانی مطالبی شنید، برای نخستین بار با اعزام آنتونی شرلی و حسین علی بیگ بیات درصدد افتتاح باب مکاتبه و مراوده با کشور لهستان برآمد. اما سفرای اعزامی موفق به مسافرت به لهستان نشدند.دومین اقدام به منظور برقراری روابط میان دو کشور از سوی سیگیسموند سوم صورت گرفت. وی، در سال ۱۰۱۱ ه.ق./ ۱۶۰۳ سفیری از ارامنۀ لهستان به نام موراتوویچ را به دربار شاه عباس کبیر فرستاد. وی، به دنبال اهداف بازرگانی، به خصوص تجارت ابریشم و کسب امتیاز برای تجار لهستانی در شهرهای مختلف ایران بود(بیات، ۱۳۸۱ ، ص ۱۵۱).
این روابط، در دوران واپسین حکومت صفویان نیز همچنین وجود داشت؛ به طوری که در دوران شاه سلیمان صفوی،ژان سوبیسکی، پادشاه معروف لهستان( ۱۶۷۳ – ۱۶۹۶ )، یازده هیئت دیپلماتیک از لهستان به ایران اعزام نمود و شاه سلیمان به دلیل پیروزی هایی که لهستان در اروپا به دست آورد پیام شادباش برای ملت لهستان فرستاد( دایرۀمطبوعاتی لهستان سفارت کبرای جمهوری لهستان در ایران، ۱۹۶۸ ، ص ۹۷ ).
روابط سیاسی ایران با لهستان در دوران بعدی، به خصوص در روزگار قاجار نیز همچنان وجود داشت. در این دوران، لهستانی هایی در ایران به سر می بردند که بی شک ژنرال باروفسکی نامدارترین چهره است. او، در زمان فتحعلی شاه و محمدشاه در عرصۀ تاریخ ایران پدیدار شد و در یکی از حیاتی ترین رخدادهای آن عصر یعنی مسئله هرات بازیگری کرد. ژنرال باروفسکی در حوالی سال ۱۲۴۶ – ۱۲۴۷ ق. توسط سفیر انگلیس به خدمت عباس میرزا نایب السلطنه درآمد و در حملۀ ارتش ایران به هرات نیز شرکت داشت(دولتشاهی، ۱۳۸۶ ، صص ۵۸ – ۶۰ ).در یکی از نبردهایی که ژنرال باروفسکی به همراه محمدولی خان تنکابنی در هرات حضور داشت مجروح گردید(دولتشاهی، ۱۳۸۶ ، ص ۶۲ ).
در واپسین و شدیدترین حمله به هرات، در ۸ جمادی الاول ۱۳۳۵ / ۲۸ ژوئن۱۸۳۸ ، محمد ولی خان جان باخت و دقایقی بعد ژنرال باروفسکی نیز بر اثر اصابت گلوله کشته شد. جسد وی در ۳۰ مه ۱۸۳۹ با احترامات نظامی در شهر اصفهان به خاک سپرده شد(دولتشاهی، ۱۳۸۶ ، ص ۶۲ ). در ۱۹۲۵ ، جمهوری لهستان در تهران سفارتخانه ای دایر نمود. چند سال بعد، روابط میان دو کشور به سطح سفارت کبری ارتقا یافت(دولتشاهی، ۱۳۸۶ ، صص ۱۰۶ – ۱۰۷ ).

رضا شاه
رضا شاه

در دورۀ رضاشاه نیز روابط دو کشور درزمینه های مختلف برقرار بود. میلچارسکی، یکی از دندان پزشکانی بود که به روش غربی به درمان می پرداخت و از او به عنوان بنیان گذار دندان پزشکی نوین در ایران یاد می شود.
میلچارسکی، به عنوان دندان پزشک مخصوص رضاشاه در ایران روزگار می گذرانید.سرانجام، مدرسه ای برای تربیت دندان پزشک در بخشی از دارالفنون برپا کردند و او شیوۀ نوین دندان پزشکی را در ایران به وجود آورد(دولتشاهی، ۱۳۸۶ ، صص ۱۰۶ – ۱۰۷ ).
اردوگاههای لهستانی ها در ایران
لهستانی هایی که وارد ایران می شدند، در سکونتگاه هایی اسکان می یافتند که در حقیقت اردوگاه های آنها به شمار می رفت. این سکونتگاه ها، محل تأمین مایحتاج و گذران امور روزمرۀ آنها به شمار می رفت. ازآنجاکه بندر انزلی نخستین توقفگاه آوارگان لهستانی در بدو ورود به ایران بود، نخستین ارودگاه های آنها در این شهر برقرار شد و روزانه هزاران آوارۀ لهستانی از شوروی وارد این اردوگاه می شدند(ساکما، ۲۹۳۰۰۳۶۳۹ ). واردشدن عدۀ زیادی از آوارگان لهستانی از بندر انزلی به سوی مرکز و داخل کشور به خصوص تهران، باعث شده بود تا اردوگاه هایی برای اسکان موقت آنها در محل های مختلف این شهر دایر گردد. دوشان تپه، یوسف آباد، سرخ حصار، و محوطۀ دانشکدۀ فنی هواپیمایی از سکونتگاه های موقت آنها در تهران بود. سرخ حصار محل نگهداری پیرزنان و پیرمردان به شمار می رفت و یوسف آباد محل نگهداری سه هزار کودک بود. پرورشگاهی نیز ازسوی دربار شاهنشاهی برای نگهداری کودکان و بیمارستانی پانصد تختخوابی برای معالجۀ بیماران از سوی وزارت کشور درنظر گرفته شده بود(ساکما، ۲۹۳۰۰۳۶۳۹ ).

بانوان و مردان لهستانی در حال شنادر ساحل دریای خزر
بانوان و مردان لهستانی در حال شنادر ساحل دریای خزر

به علت استمرار ورود لهستانی ها از انزلی به تهران و به تبع آن، ازدحام جمعیت و کمبود جا در اردوگاه ها و نیز کمبود خواروبار و شیوع بیماری های خاص در بین آوارگان، عدۀ زیادی از آنها به اردوگاه های موقت در اراک و کرج منتقل شدند تا در آنجا معالجه و پرستاری بشوند( ساکما، ۲۹۳۰۰۳۶۳۹ ).
علاوه بر انزلی و تهران اردوگاه هایی در شهرهای قزوین، همدان، خرمشهر، اهواز، اصفهان، و مشهد ایجاد شد. اردوگاه های آنها در قزوین در قسمت غربی شهر قرار داشت. ظاهرا ازآنجا که عدۀ زیادی از لهستانی های ساکن قزوین و تهران اعم از زن و کودک و تعداد زیادی سرباز به همدان نیز انتقال یافته بودند(ساکما، ۲۹۳۰۰۳۶۳۹ ) و در این شهر نیز سکونتگاه هایی داشتند. به احتمال زیاد سربازانی که از طرف تهران و قزوین به همدان حرکت می کردند از آنجا به قصد جنگ علیه متحدین به عراق و آفریقای جنوبی می رفتند. علاوه بر همدان، اهواز و خرمشهر نیز جزء شهرهایی بودند که اردوگاه های موقت از لهستانی ها در آنها برقرار بود، زیرا بسیاری از لهستانی های ساکن تهران به خصوص تعداد زیادی سرباز با انتقال به این شهرهاا ز طریق راه آهن تهران به بندر شاهپور، از طریق کشتی به قصد جنگ علیه متحدین به عراق و آفریقای جنوبی و هند رهسپار می شدند (روزنامه اطلاعات (۲ ۲۱ ) ص ۳۸۲ ).
اردوگاه لهستانی ها در مشهد، محل اقامت کودکان و زنانی بود که از طریق مرز عشق آباد وارد این شهر شده بودند( روزنامه اطلاعات، ۱( ۲۱ )، ص ۳۴۰ ). سکونتگاه آنها به شکل عمارتی بزرگ و عالی بود که از طرف استانداری به آنها تقدیم شده بود و به همین علت کارل بادر، وزیر مختار لهستان در ایران، طی نامه ای از وی تشکر و قدردانی کرد(ساکما، ۲۹۳۰۰۳۶۳۹) اردوگاه لهستانی ها در اصفهان در منطقۀ جلفا قرار داشت که بیشترساکنان آن را کودکان تشکیل می دادند ( ساکما،۲۹۳۰۰۳۶۳۹).

کتاب بچه های اصفهان پناهندگان لهستانی
کتاب بچه های اصفهان پناهندگان لهستانی

درنهایت، می توان گفت مهم ترین مدرکی که وجود اردوگاه های موقت لهستانی ها را در ایران به اثبات می رساند، بقایای گورستان هایی از نظامی ها و غیرنظامی های آنها در این شهرهاست، به طوری که گورستان هایی از لهستانی ها در شهرهای تهران، انزلی، قزوین، اصفهان، مشهد، خرمشهر، و اهواز موجود است.
پیامدهای اسکان لهستانیها در ایران
الف.دامن زدن به بحران خواروبار و غله
به دنبال حملۀ متفقین در شهریور ۱۳۲۰ ، و فروپاشی حکومت رضاشاه، کمبود خواروبار وغله یکی از دشواری های اصلی ایران بود. به این خاطر، شماری از شهرهای ایران، به ویژه در شمال و غرب با نا آرامی و غارت روبه رو شدند؛به طوری که گزارش های خاطره نویس ها و شاهدان گواه این مطلب است(ساعد مراغه ای، ۱۳۷۳ ، صص ۲۲۵ – ۲۲۶ ؛ سعیدی فیروزآبادی، ۱۳۸۳ ،ص ۳۳ ؛گلشائیان، ۱۳۷۷ ،ص ۵۴۲ ؛ آوانسیان، ۱۳۷۸ ،صص ۱۰۰ – ۱۰۲ ). دولت، برای تأمین آذوقه و خواروبار شهرها با معضل جدی مواجه شد و دیری نپائید که کمبود خواروبار به بحران عمومی تبدیل گردید(شوکت، ۱۳۸۶ ،ص ۱۸۲
یکی از علت های اصلی این معضل، اشغال ایران توسط ارتش های بیگانه و حضور گستردۀ نیروهای متفقین در ایران بود. آنها مسبب کمبود ارزاق عمومی و صعود سرسام آور بهای کالاهای مصرفی از جمله نان شده بودند. به طوری که شاهدان متذکر شده اند، آنها علاوه بر اینکه خود مصرف کنندۀ اصلی خواروبار از جمله نان بودند، محصول غلۀ ایران را نیز به خارج صادر می کردند (مکی، ۱۳۷۴ ،ج ۸،ص ۲۶۷ ؛ سیاسی، ۱۳۸۶ ،ص ۱۱۴ ).

مهاجران لهستانی در صف غذا در شهر تهران
مهاجران لهستانی در صف غذا در شهر تهران

در میان نیروهای متفقین، نیروهای شوروی سهم بسزایی در تدوام بحران نان داشتند، زیرا آنها از حمل غله از مناطق تحت نفوذ خود به نواحی قحطی زده ممانعت می کردند (نجاتی،۱۳۷۸ ، ج ۱، ص ۵۹۰ ). علاوه بر حضور نیروهای متفقین در ایران عوامل دیگری چون عدم جمع آوری به موقع محصول به علت وجود ناامنی و غارتگری(مهدی نیا، ۱۳۸۲ ،ص ۳۲ )، قطع ارتباط منظم بین شهرها و روستاها(جمعی از نویسندگان، ۱۳۷۱ ،ص ۱۶۲ )، و احتکار گندم توسط برخی مالکان(مکی، ۱۳۷۴ ،ص ۳۲۳ ) در ایجاد بحران تأثیر داشت. این بحران به قدری مشکل بود که برای تهیۀ کالایی مانند نان در تجمعاتی که در برابر نانوایی ها تشکیل می شد، درگیری هایی بین نانوایان و مردم به وجود می آمد. روزنامۀ نسیم شمال ضمن اشاره به درگیری های بین مردم و نانوایان، دکان های نانوایی را به علت شلوغی بیش از حد آنها با رویکرد طنزآمیز به شهر فرنگ تشبیه کرده بود(روزنامه نسیم شمال، ۸( ۲۱ )،ص ۲۶ ). با این اوصاف، حضور تعداد زیادی پناهندۀ لهستانی در کشور نه تنها نیاز به خواروبار را افزایش می داد، بلکه با سهیم کردن آنها در ارزاق مصرفی شهروندان به بحران خواروبار در سطح کشور به خصوص در تهران دامن میزد. ارتش انگلیس مسئولیت تغذیۀ آوارگان لهستانی را با هزینۀ خود برعهده گرفته بود(مهدی نیا، ۱۳۷۱ ، ص ۵۶۳ )، اما گزارش ها خلاف این امر را نشان می دهند. به طوری که، بر پایۀ برخی اسناد هر روز در سطح شهر کامیون هایی دیده می شد که به طور غیرقانونی از محل ارزاق عمومی شهروندان ایرانی، برای لهستانی ها خواروبار حمل می کردند (ساکما، ۲۹۳۰۰۳۶۳۹)

توزیع لباس به کودکان لهستانی
توزیع لباس به کودکان لهستانی

به این علت، نشریات، خریدهای مکرر مهاجران لهستانی را یکی از عوامل اصلی کمبود خواروبار و نان تهران می دانستند( روزنامه ایران ۷( ۲۱ )، ص ۳۴ ). اطلاعات در این زمینه در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۲۱ با عنوان «تأثیرخریدهای مهاجران لهستانی در خواروبار تهران » می نویسد: «چون شکایاتی به وزارت خواروبار رسیده بود که علت عمدۀ ترقی خواروبار در تهران خریدهای روزانۀ مهاجران می باشد موضوع مورد توجه آقای شریدان مستشار وزارت خواروبار واقع شده و درنتیجه کمیسیونی مرکب از دو نفر نمایندگان صلیب سرخ آمریکا با حضور وزیر مختار لهستان و نمایندگان مهاجران لهستانی تشکیل گردیده و آقای شریدان نظریۀ دولت ایران را راجع به طرز معاش مهاجران بیان نمودند که خریدهای مهاجران هم از حیث کمیت و هم از حیث کیفیت تأثیر کاملی در اوضاع خواروبار اهالی پایتخت نموده و موجب تنگی و گرانی و نایابی اجناس می شود؛ به خصوص اینکه خریدها یک جا و یک قلم انجام می شود. بالاخره، پس از مذاکرات شریدان پیشنهاد نمود کمیته ای مرکب از سه نفر مطلعان ایرانی و نمایندۀ سفارت آمریکا و نمایندۀ سفارت لهستان و انگلیس و نمایندۀ مهاجران لهستانی تشکیل گردد و خواروبار مهاجران درنهایت صرفه جویی و سختی جیره بندی شود و به طوری که خوراک آنها به کلی ساده و بدون هیچ گونه تجمل تهیه شود») ۸( ۲۱ )، ص ۴۲۰ ). و نیز همان نشریه در تاریخ ۱۹ آبان ۱۳۲۱ دربارۀ محدود کردن خرید خواروبار مهاجران لهستانی می نویسد: «مسئلۀ خواروباری که برای مهاجران لهستانی هم هروزه در پایتخت تهیه و مقدارآن جلب توجه نموده بود در کمیسیونی که با حضور آقای شریدان و نمایندۀ سفارت های آمریکا و انگلیس و لهستان و نمایندۀ خود مهاجران تشکیل یافت تأثیر خریدهای سنگین آنها تصدیق شد و حتی نمایندگان امریکا و بریتانیا صریحاً اظهار موافقت کردند که از لحاظ تأمین آسایش اهالی تهران باید در خرید خواروبار مهاجران تخفیف کلی داده شود و پس ازمطالعۀ کامل موافقت شد که خرید خواروبار لهستانی ها تحدید شود. به عنوان مثال گوشتی که قبلاً ۴۲۰۰ کیلو مصرف روزانۀ لهستانی ها بود و توسط آنها خریداری می شد مِن بعد مقدار خرید آنها به ۲۰۰۰ کیلو پائین آورده خواهد شد و همین طور اقلام خوراکی دیگر نیز به این شکل خواهد بود») ۸( ۲۱ )، ص ۳۲۱ )صورت احتیاجات روزانۀمهاجران لهستانی که در تاریخ ۱۲ / ۲ و ۱۶ / ۲/ ۱۳۲۱ به سرپرست آنها تحویل داده شده است در اسناد وجود دارد(ساکما۲۹۳۰۰۳۶۳۹ ). علاوه بر این، ازآنجاکه کمبود قماش برای تولید لباس نیز در مدت زمان استقرار آنها در تهران به وجود آمده بود( ساعد مراغه ای، ۱۳۷۳ ،ص ۱۷۷ )، احتمالا نقش آنها در این زمینه بی تأثیر نبوده است. بر پایۀ یکی از اسناد به دست آمده، مقدار زیادی پارچه از سوی سرپرست لهستانی برای تهیۀ لباس برای کودکان از ریاست کلا دارۀ معاملات خارجی تقاضا شده بود که با درخواست آنها موافقت شده بود( ساکما، ۲۴۰۰۱۵۶۸۰)
ازآنجاکه کمبود خواروبار و بحران نان علاوه بر تهران در بندر انزلی، اصفهان، و قزوین نیز وجود داشت و گزارش ها حاکی از وضعیت وخیم اقتصادی و کمبود خواروبار در این شهرها بود. ظاهرا حضور مهاجران لهستانی در این شهرها نیز به بحران خواروبار دامن می زد. برای مثال، درحالی که بر اثر کمبود آرد و خواروبار قتل و غارت در شهر اصفهان اتفاق م یافتاد( روزنامه اطلاعات ۴( ۲۱ )، ص ۴۴۰ )، برپایۀ یکی از اسناد، سرپرست مهاجران لهستانی این شهر به نام « دیموویسکی » در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۲۱ ، علاوه بر درخواست تأمین مایحتاج لهستانی های مقیم از استاندار،برای تعداد دیگر از اتباع که قراربود بعدا وارد شوند، درخواست کالاهایی به این شرح کرد: شکر، دو کیسه؛ آرد سفید، یک کیسه ؛ و برنج صدری، ۳ کیسه. درنتیجه، با رسیدن حدود ۳۰۰ نفر دیگرا ز مهاجران لهستانی به اصفهان در ۲۸خرداد همان سال، وی درخواست خود را تکرار کرد و با آن موافقت شد( ساکما، ۲۹۱۰۰۱۷۷۲ ).

کودک لهستانی و توزیع نان در یکی از اردوگاه های تهران
کودک لهستانی و توزیع نان در یکی از اردوگاه های تهران

در قزوین، درحالی که بحران نان و خواروبار این شهر را فلج کرده بود(صدای ایران ۶( ۲۱ )،ص ۱۴۰ ؛ روزنامه کیهان ۸۳۴ ، ۹( ۲۱ )، ص ۸۳۴ )، برپایۀ گزارش یکی از اسناد، متفقین حاضر درشهر علاوه بر اینکه خود مصرف کنندۀ خواروبار به شمار می رفتند برای لهستانی های مقیم این شهر تقاضای ۱۲ کیلوگرم گوشت گوسفند و گاو و همین مقدار سبزیجات و پیاز و سیب زمینی و مقداری میوه کرده بودند و از فرماندار شهر خواسته بودند مساعد تهای لازم را در این زمینه فراهم بیاورد(ساکما۲۹۳۰۰۳۶۳۹ ).
بندرانزلی نیز به علت ورود و اسکان عدۀ زیادی از مهاجران لهستانی با کمبود خواروبار و ارزاق روبه رو شده بود (وزنامهاطلاعات ۶( ۲۱ )، ص ۹۸ ). به طوری که، به علت مصرف بالای برنج در این شهر و کمبود آن، کارکنان ادارۀ بندر تقاضای مقداری برنج کرده بودند(ساکما،۳۳۰۰۰۰۰۸۷ ).
حضور آنها در مشهد نیز تأثیر زیادی بر بحران خوارو بار گذاشته بود. به طوری که، در سال های حضور آنها در مشهد یعنی در سال ۱۳۲۱ و ۱۳۲۲ به علت کمبود ارزاق عمومی قحطی و گرسنگی شدید بین مردم رواج یافته بود که دامن آن همۀ خانواده ها را گرفته بود(خزعلی، ۱۳۸۲ ،ص ۳۴ ). بنابراین، به علت بروز چنین مشکلاتی بود که وزارت امور خارجه از سفارت شوروی در تهران خواسته بود که به علت کمبود خواروبار در کشور از ورود مهاجران غیرنظامی لهستانی از خاک این کشور به ایران جلوگیری کند. اما، با درخواست آنها با ورود به ایران موافقت نشد؛ زیرا بر پایۀ یکی از اسناد حدود ۷۰ هزار نفر دیگر در خاک شوروی منتظر بودند تا به خاک کشور وارد شوند(ساکما۲۹۳۰۰۳۶۳۹ ).
ب. شیوع بیماریهای مسری
یکی دیگر از پیامدهای حضور لهستانی ها در ایران شیوع بیماری های مسری در سطح کشور بود. زیرا ظاهرا قبل از ورود مهاجران از خاک شوروی به داخل ایران، عده ای از آنها در داخل اردوگاه شان در سیبری، به علت وجود معضلاتی مانند کمبود مواد غذایی و فقدان بهداشت عمومی و زندگی دست هجمعی، که به طور طبیعی این وضع در میان آوارگان جنگی عمومیت دارد، به بیماری های مسری دچار شده بودند، با ورود آنها به ایران این بیماری ها نیز به علت دلایل ذکر شده به داخل کشور به خصوص به تهران که جمعیتشان در این شهر زیاد بود انتقال یافت. یکی از اسناد در تاریخ ۲۷ / ۱/ ۱۳۲۱ ، که از وضع غیربهداشتی آنها در یکی از اردوگاهشان در دانشکدۀ نیروی هوایی خبر می دهد به شرح زیر است:
۱٫ در حدود دو هزار زن و بچه به سنین مختلف در قسمت های سقف دار(خوابگاه ها و نهارخوری های دانشکده نیروی هوایی)  با اثاثیه مخلوط نامرتب و با وضع بسیار کثیف روی هم ریخته و قریب دو هزارتن دیگر نیز در محوطه بنای دانشکده بدون پناهگاه به طریق بالا در فضای آزاد بدون وسایل زندگانی مسکن کرده ا ند؛

زنان لهستانی داخل اردوگاهی در تهران
زنان لهستانی داخل اردوگاهی در تهران

۲٫ در قسمت تحتانی نهارخوری دانشکده عده ای از مریض های مبتلا به امراض مسریه و غیرمسریه را بدون رعایت اصول بهداشت به طرز بسیار بدی خوابانیده بودند؛
۳٫ قریب یک هزار نفر از اطفال ذکور که در سنین مختلف می باشند در آشیانه های هواپیما نگهداری می شوند؛
۴٫ تعدادی زن و مرد نیز در حدود چهارصد تن در قسمتی از ابنیه هنگ ۲ بمباران منزل کرده اند و قریب هزار تن هم قرار بود که امروز وارد شوند که در موقع خروج کمیسیون از محوطه عده ای از اینها نیز تازه از راه رسیده بودند و گفته می شد که در همان ابنیه هنگ ۲ بمباران مسکن داده می شدند؛
۵٫ این عده از افراد بدون رعایت اصول بهداشت و بدون اعمال نظافتها و مراقبت های لازمه از مرز کشور عبور کرده و با تمام کثافات و وضعیت نامطلوب خود وارد تهران شده اند و عموما در حال حاضر هم به همان صورت نیز باقی هستند و عموما در اثر فقدان امکنه کافی با یکدیگر در اختلاط و تماس دائم می باشند. چنانچه معروض گردید عده ای از این دستجات بیمار و بقیه نیز در اثر بدی تغذیه وضعیت مزاجیشان صورت مطلوبی نداشته است و به نظر می ر سد اکثرا دچار ضعف می باشند. به علاوه، وجود این اجتماع با کیفیت بالا خود تولید امراض خطرناک و گوناگونی را خواهد نمود. وسیله نظافت آنها نیز فقط عبارت است از چند روشوئی منصوبه در ابنیه دانشکده که البته به کلی غیرکافی می باشد و شستشوی البسه کثیف آنها در حوض محوطه بنای ۲ بمباران دانشکده به عمل می آید که این وضعیت و فقدان البسۀ پاک و تمیز تولید مشکلات فوق العاده خواهد بود(ساکما،۲۹۳۰۰۳۶۳۹ ).بنابراین، با اوصافی که از وضعیت بهداشت آنها ذکر شد، عده ای از آنها به انواع مختلف بیماری های واگیردار مانند تیفوس، تیفوئید، اوریون، مخملک، سرخجه، و اسهال خونی دچار شده بودند. گزارش وزارت بهداری به وزارت کشور، از آمار بیماران مهاجران در یکی از اردوگاه های آنها در دوشان تپه، در تاریخ ۲۸ / ۲/ ۱۳۲۱ مؤید این مطلباست(ساکما، ۲۹۳۰۰۳۶۳۹ ).

اردوگاه لهستانی های جنگ زده در فردوگاه قلعه مرغی تهران
اردوگاه لهستانی های جنگ زده در فردوگاه قلعه مرغی تهران

به طوری که مشاهده می شود در خاتمۀ این سند، وزیر بهداری نسبت به شیوع این بیماری ها در سطح کشور هشدار می دهد و گوشزد می کند که برای جلوگیری از شیوع بیماران باید هرچه زود تر به نقاط دیگر منتقل گردند و نیز در تذکرهایی که از سوی وزارت کشور از بدو ورود مهاجران به تهران صادر می شود، بر لزوم تفکیک بیماران مسری از افراد سالم و نیز انتقال بیماران به اماکنی دور از تهران برای جلوگیری از شیوع بیماری تأکید می شود(ساکما، ۲۹۳۰۰۳۶۳۹ ).اما به نظر می رسد باوجود هشدار وزارت بهداری و کشور، به علت عدم توجه کافی مسئولان شهر، این بیماری ها توسط مهاجران در شهرهای شمالی و تهران پراکنده شده بود. بنابراین، به علت شیوع این بیماری ها مسئولان تلاش کردند که از شیوع بیش از حد آن جلوگیری کنند. وزیر بهداری در نامه ای که در۱۴/۲/۱۳۲۱ به نخست وزیر نوشت ضمن اشاره به نگرانی و رنج اهالی پایتخت از شایع شدن بیماری تیفوس، این خبر را هم به اطلاع وی رساند که برای جلوگیری از شیوع آن، هیئتی به بندر انزلی اعزام شده اند تا از ورود مهاجران بیمار به تهران ممانعت به عمل بیاورند(ساکما، ۲۹۳۰۰۳۶۳۹ ). ادارۀ شهربانی نیز طی درخواستی از وزارت کشور خواست ترتیبی دهد تا از ورود مهاجران لهستانی به کشور، به علت داشتن بیماری های واگیردار ممانعت شود(ساکما، ۲۹۳۰۰۳۶۳۹ ).

زنی لهستانی ، نگهبان در اردوگاه دوشان تپه
زنی لهستانی ، نگهبان در اردوگاه دوشان تپه

علاوه بر جلوگیری از ورود مهاجران بیمار از بندرپهلوی به تهران، وزارت کشور با کمک وزیر بهداری، برای جلوگیری از شیوع بیمارهای واگیردار، پاسگاه هایی را در اطراف اردوگاه های لهستانی ها در دوشان تپه و یوسف آباد ایجاد کرد تا از مراوده و تماس اهالی تهران با غیرنظامی های لهستانی ممانعت شود. مأموران این پاسگاه ها موظف بودند به طور مداوم، ورود و خروج لهستانی ها را به اردوگاه ها در نظر داشته باشند. برای درمان بیماران نیز یک بیمارستان پانصد تختخوابی در نظر گرفته شد که بیماران در آنجا بستری و تحت معالجه قرار می گرفتند (ساکما، ۲۹۳۰۰۳۶۳۹ ).این تلاش ها توانست تا حدودی شیوع بیماری ها را کنترل کند و نه به طور کامل، زیرا در سال ۱۳۲۲ که تقریباً یک سال از ورود مهاجران لهستانی به ایران می گذشت، این بیماری در تهران و شهرهای شمالی وجود داشت. روزنامۀ اطلاعات در تاریخ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۲۲ با عنوان « تیفوس در فومن » می نویسد: « تلگراف نماینده اداره فومن حاکی است که بیماری تیفوس مدت هاست که به شدت در آن بخش شایع شده و اهالی انتظار اقدام فوری از طرف وزارت بهداری دارند») (۲ ۲۲ )، ص ۱۶۰این روزنامه، درگزارش دیگری در همان تاریخ، ضمن هشدار به ضدعفونی کردن منازل بیماران تیفوسی در تهران، گزارش یکی از مخاطبان خود را بدین شرح درج می کند: «آقای مدیر محترم: در چند شماره روزنامه اطلاعات برای جلوگیری از مسری تیفوس از طرف بهداری شهرداری اعلان شده که هرگاه پزشکان بیماری تیفوسی در هر نقطه از شهر مشاهده کردند بایستی کتباً و برای تسریع در وسائل ضدعفونی فورا به شمارۀ ۸۳۹۰ و ۵۶۶۹ تلفن کنند در ۲۲ روز قبل در سه نقطه از شهر تهران سه کانون تیفوسی توسط این بنده مشاهده شده و تا به حال که ۲۰ روز می گذرد هیچگونه برای ضد عفونی نمودن اقدامی نفرموده اند درنتیجه سرایت به خانه های اطراف گسترش پیدا کرده است» (۲ ۲۲ )،ص ۱۷۵ ).

روزنامه لهستانی ها در تهران با تصویر یاز محمدرضا پهلوی
روزنامه لهستانی ها در تهران با تصویر یاز محمدرضا پهلوی

البته، ذکر این نکته نیز ضروری به نظر می رسد که هرچند برپایۀ برخی اسناد، یکی از عوامل شیوع بیماری در تهران و شهرستان ها حضور لهستانی های بیمار بود؛ با قضاوت منصفانه می توان گفت که پیش زمینۀ بروز برخی ازاین بیماری ها عدم رعایت بهداشت عمومی از سوی شهروندان و عدم توجه جدی مسئولان بهداشتی در کشور بود. درحقیقت، حضور مهاجران لهستانی شیوع چنین بیماری هایی را در کشور گسترش داد. چنانچه مؤید احمدی، در جلسۀ، مجلس شورای ملی مورخ ۲۹ / ۱/ ۱۳۲۱می نویسد«نظامیهای عشرت آباد به دلیل کمبود بودجه ارتش ۶ ماه است که حمام نرفته اند و بیماری تیفوس از عشرت آباد است» ) روزنامه اطلاعات ۱( ۲۱ )، ص ۳۴۹ ).
راههای کسب درآمد لهستانیها
مهاجران در بدو ورودشان به ایران سعی می کردند از طریق فروش اشیای گرانبها و لباس های مندرس و کهنۀ خود به ایرانیان امرار معاش کنند و ظاهرا ازآنجاکه ایرانیان نسبت به خرید کالاهای فرنگی رغبت زیادی نشان می دادند، این معامله گرم بود. وزارت کشور از این معامله که انتقال امراض مسری را هم به دنبال خود داشت، به این شرح جلوگیری کرد: « چون معامله و فروش ملبوس کهنه و کثیف مهاجران ادامه داشت و از لحاظ سرایت امراض این مسئله دارای اهمیت بود درنتیجه مذاکره، موافقت نمودند که فروش و معاملۀ هرگونه اشیاء و پوشاک مهاجران متروک و سفارت لهستان خود اشیای گرانبهای غیرلازم آنها را جمع آوری و تحت نظر خودشان و با اطلاع نمایندگان شهرداری به فروش برسانند از اجحاف خریداران نیز بدین وسیله جلوگیری بشود و نیز مراتب را از طرف هیئت سرپرستی لهستان به عموم آنها اخطار و به پاسبانان نیز اجازه دهند اگر دیدند پوشاک و البسه از طرف لهستانی ها به فروش می رسد فروشنده را جلب و به دفتر مهاجران بفرستند» )ساکما، ۲۹۳۰۰۳۶۳۹ ).
گذشته از این مسئله، بعدها که مدت اقامت مهاجران درایران طولانی شد، هر کدام از گروه های سنی، اعم از کودک و جوان بنا به توانایی خود به منظور تأمین دخل و خرج زندگی خود در زمینه های آموزشی و شغلی متفاوت مشغول به کار شدند. برای مثال، کودکان در تهران و اصفهان در آموزشگاه هایی که از سوی وزارت فرهنگ و با همکاری سفیر لهستان دایر شده بود، به آموزش صنعت قالی بافی و حکاکی روی آورده بودند(ساکما، ۲۹۳۰۰۳۶۳۹ ).

زنان لهستانی با خنده ای بر لب برای آزادی
زنان لهستانی با خنده ای بر لب برای آزادی

جوانان و مردان لهستانی نیز یا به صورت عمله در زمین های کشاورزی مشغول به کار می شدند یا با استخدام در کافه ها و رستوران ها به صورت کارگر در اصفهان و تهران به مشتریان خدمات ارائه می دادند. زن ها هم اغلب یا به صورت خانه دار در خانه های ثروتمندان به کلفتی می پرداختند یا در کارگاه های خیاطی کار می کردند(ساکما، ۲۹۳۰۰۳۶۳۹ ).

دختران کافه پولونیا لهستانی لاله زار
دختران کافه پولونیا لهستانی لاله زار

در این میان، برخی زنان لهستانی هم ظاهرا با سوء استفاده از برخی عقاید خرافی ایرانیان، برای گذران زندگی خود در تهران به شغل رماّلی روی آورده بودند. روزنامۀ اطلاعات در تاریخ ۲۵ / ۱/ ۱۳۲۱ در قسمت آگهی خود پیامی را به این شرح نقل می کند «یک خانم لهستانی که زبانهای فرانسه، روسی و آلمانی را می داند گذشته و آینده شما را شرح می دهد. یک آزمایش صدق این ادعا را ثابت می کند. چنانچه خودتان با این زبانها آشنا نیستید یکی از دوستانتان را که یکی از این زبانها را بداند برای ترجمه همراه بیاورید. آدرس: خیابان نادری، کوچه فردوسی( پشت سفارت انگلیس) خانه شماره ۵۴ ، هر روز از ساعت ۱۱ تا ۶ بعد از ظهر، غیر از یکشنبه ها» ۱( ۲۱ )، ص ۱۴۴ ).
علاوه بر این، برخی لهستانی هایی که از بقیۀ هموطنان خود هنرمندتر بودند از طریق اجرای نمایش به کسب در آمد می پرداختند. اطلاعات، در گزارشی در تاریخ ۱۰ اردیبهشت۱۳۲۱ ، در این زمینه می نویسد: «بنا به دعوتی که شده است شب یکشنبه ۱۳ اردیبهشت مجلس شب نشینی و نمایش آرتیست های لهستانی در تماشاخانه تهران دائر خواهد بود. وزیر مختار لهستان و فرمانده کل قوای لهستانی در تهران از عده ای رجال و محترمین دعوت نموده اند که در این تئاتر و شب نشینی شرکت نمایند» (۲ ۲۱ )، ص ۴۸۶ ).
تعاملات اجتماعی متقابل لهستانیها با ایرانیان
لهستانی های مقیم در ایران بارها مورد لطف ایرانیان قرار گرفته و از مهمان نوازی ایرانیان بهره برده بودند. گذشته از اختصاص دادن یک پرورشگاه و یک بیمارستان به مهاجران لهستانی چنانچه ذکر شد، زمانی که تنها سه ماه پس از ورود مهاجران به ایران می گذشت یک شهروند ایرانی که نخواست نامش فاش بشود، باغ کوچک خود را در شمال تهران، وقف کودکان لهستانی می کند. در این مورد روزنامۀ اطلاعات در تاریخ ۵ خرداد ۱۳۲۱
می نویسد: «یک نفر ایرانی نیکوکار که بنا به خواهش خودش از ذکر نام وی خودداری می شود برای این که کودکان لهستانی در زیر چادر در این گرمای تابستان در زحمت نباشند باغچه ای که شامل هفت اتاق با لوازم و قریب یک هزار متر مساحت می باشد واقع در سه راه دزاشیب نیاوران در اختیار صلیب سرخ گذاشت. روز گذشته مراسم گشایش باغچه نامبرده با حضور آقای وزیر مختار لهستان و نماینده پاپ و فرمانده نیروی لهستانی، شرحی مبنی بر سپاسگزاری از میهمان نوازی ایرانیان مخصوصا ستایش از جوانمردی و سخاوت ایرانی و این که در چنین موقعی به فکر آسایش کودکان بی نوای لهستانی می باشند، ایراد کرد. و پس از تشکر از بانی خیر، از آقای مارینا، اسقف اعظم و نماینده پاپ خواهش کرد بدست خود باغچه را افتتاح و تقدیس نماید. و سپس از پذیرایی گرمی از مدعوین بعمل آمد مجلس مقارن ساعت ۷ بعد از ظهر پایان یافت» ۳( ۲۱ )، ص ۴۹۰ ).

اصفهان شهر کودکان لهستانی
اصفهان شهر کودکان لهستانی

لهستانی ها نیز در حد توان خود با ایرانی ها تعامل برقرار می کردند و در اغلب موارد از لطف خود نسبت به آنها در پیشامدهای ناگوار دریغ نمی کردند؛ چنانچه وقتی که در خرداد ۱۳۲۳ در شهر گرگان زلزله ای روی داد، مهاجران و کارکنان سفارت لهستان ضمن همدردی با آنها، در حد توان خود مبالغی را به آسیب دیدگان کمک کردند. اطلاعات در این زمینه می نویسد « بادر وزیر مختار دولت لهستان در تهران با حضور در وزارت امور خارجه ایران، ضمن همدردی با ملت ایران در مورد وقوع زلزلۀ گرگان، چکی به مبلغ۶۰۸۰۰ ریال از طرف کارکنان سفارت و مهاجران لهستانی در تهران به رئیس تشریفات امور خارجه ایران تسلیم کرد( ۳( ۲۱ )، ص ۵۴۸ ).
در سایۀ چنین تعاملاتی بود که روزنامۀ aftontidningen ، چاپ استکهلم، در مقاله ای با عنوان «سرتیپ» anderبا درود فرستادن به لهستانی های مهاجر و با تمجید ازمهان نوازی های ایرانی ها می نویسد: « برای این که زنهای این پناهندگان بتوانند کارکرده و برای ارتش و لهستانی ها لباس بدوزند ماشین های خیاطی در اختیار آنها گذارده شده است. یک کنت لهستانی که در لهستان کارخانه اتومبیل رانی برقرار نموده است. به علاوه حرفه پیشگان لهستانی از قبیل سلمانی ها و خدمتکاران در تهران پست های خوبی پیدا کرده اند. از وقتی که هتل فردوسی آشپز استخدام کرده است به خوبی دیده می شود که وضعیت آنها بهتر شده است. هنرمندان لهستانی به نمایش تئاتر و بازی فیلم های لهستانی از جمله فیلم عشق در تهران مشغول گردیده اند. رادیوی ایران هفته ای دوبار برنامه لهستانی دارد. صلیب احمر لهستان در یکی از کاخ های شرقی کامون و کلوپ خوبی برای لهستانی ها دایر کرده است و نیز برای اطفال این پناهندگان مدارس مخصوص دایر شده است. همین طور اطبا و پرستاران لهستانی با کمال خوشوقتی از سوی ایرانیان پذیرفته شده اند. خیاط و مدیست های لهستانی کارهای زیادی پیدا کرده اند. به این جهت تهران امروز به تهران لهستانی ها معروف است. صورت کشورهایی که به لهستانی ها کمک می کنند زیاد است ولی آنچه ایران می کند سرآمد کار دیگران و هممیشه آداب و رسوم باستانی و صفت مهمان نوازی این کشور اسلامی را به عالمیان نشان خواهد داد» ) اسنادی از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، ۱۳۸۹ ، ص ۳۹۰ ).
در این میان، ازدواج برخی زنان لهستانی با مردان ایرانی نوع دیگری از تعاملات بین آنها را روشن می سازد. چنانچه عده ای از زنان لهستانی نیز با ازدواج مردان ایرانی و با تابعیت همسر خود در ایران ماندگار شدند(ساکما، ۲۹۳۰۰۳۶۳۹ ). سرانجام، بیشتر لهستانی های ساکن ایران، طبق توافقی که بین نخست وزیر لهستان با استالین در مسکو حاصل شده بود، تا پایان جنگ در سال ۱۹۴۵ از ایران خارج، و به جبهه های نبرد علیه متحدین به هندوستان و شرق آسیا(روزنامه اطلاعات ۴۸۳۳ ،۹/۱/۱۳۲۱ )، آفریقای جنوبی و عراق مهاجرت کردند(ساکما، ۲۹۳۰۰۳۶۳۹ ).

سربازان لهستانی در راه انتقال به اهواز از طریق راه آهن
سربازان لهستانی در راه انتقال به اهواز از طریق راه آهن

فعالیت فرهنگی مهاجران لهستانی در ایران
حضور لهستانی ها در ایران نقاط قوتی نیز برای ایرانیان داشت. لهستانی هایی که در ایران حضور داشتند نقش بسیار مهم و تأثیرگذاری در آشنا نمودن جهانیان با فرهنگ و تمدن ایرانی داشتند و این نقش در زمینۀ فرهنگی به صورت چشمگیری نمایان بود .لهستانی ها، در مدت کوتاهی که در ایران بودند جذب جامعۀ ایرانی شدند و می توان گفت که به طور کلی ایرانیان هم با آنها خیلی غریبانه برخورد نکردند. آنها، در همان ابتدای حضور در ایران تلاش کردند با مردم ایران ارتباط برقرار کنند. برای نمونه، می توان گفت که در زمینۀ ورزش، لهستانی هایی که متوجه علاقۀ ایرانیان به ورزش شدند آن را بهانه ای برای این دوستی و تماس بیشتر قرار دادند. در این باره روزنامۀ ستاره می نویسد: «امروز ساعت چهار بعد ظهر در زمین امجدیه بین تیم سالمندان تهران و تیم لهستانی ها مسابقه بسکتبال و ساعت چهار و نیم مسابقه فوتبال صورت می گیرد( (۲ ۲۱ )، ص ۲). ایرا ن ما نیز نوشت: «در باشگاه بوستان ورزشی، پهلوان لهستانی چک خونکوفسکی قهرمان کشتی و المپیک برای کشتی گرفتن با حریفان ایرانی اعلام آمادگی کرد» ۴( ۲۲ )، ص ۳). در روزنامۀ اطلاعات نیز آمده که: «ساعت سه و نیم عصر جمعه ۲۱ اسفند بین تیم لهستانی های مقیم خاورمیانه با دسته تهران به نمایندگی باشگاه های ورزشی ایران مسابقه فوتبال مهمی در امجدیه انجام می شود ( ۱۲ ( ۲۱ )، ص ۱).

مسابقه فوتبال بین لهستان و ایران در حضور تماشاچیان لهستانی در تهران
مسابقه فوتبال بین لهستان و ایران در حضور تماشاچیان لهستانی در تهران

لهستانی ها توانسته بودند در مدت اقامت خود در ایران اجازۀ اجرای برنامۀ رادیویی را در ساعاتی خاص از دولت ایران بگیرند تا به این ترتیب با هموطنان خود در ارتباط باشند. آنان، از این وسیله برای جلب محبت ایرانیان بهره می جستند. روزنامۀ کیهان در ۶فروردین ۱۳۲۲ می نویسد: « روز ۳۰ / ۱۲ / ۱۳۲۱ ه.ش در برنامه لهستانی رادیو تهران بخش مخصوصی برای تبریکات لهستانی های مقیم ایران به ملت ایران اختصاص داده شد که طی آن عید نوروز را به ایرانیان مهمان نواز عزیز تبریک گفته با جمله زنده و جاوید باد سرزمین ایران پایان دادند» ۱( ۲۲ )، ص ۳). فعالیت فرهنگی دیگری که لهستانی ها در ایران انجام می دادند چاپ نشریه بود. با اعمال سانسور و فشاری که بنا به درخواست متفقین از سوی دولت ایران بر مطبوعات وارد می شد مردم ایران فقط از اخباری دست چین شده و باب میل قدرت های بزرگ حاضر در ایران اطلاع پیدا می کردند، اما این کنترل بر روی نشریات خارجی که در تهران چاپ می شد آنقدر قوی نبود و اخبار چاپ شده توسط آنان به واقعیت نزدیک تر بود. لذا مطالعۀ آن برای ایرانیان که تشنۀ اطلاع از اوضاع وقایع سیاسی و اخبار جنگ بودند ارزش فراوانی داشت و می دانستند که صحت اخبار درج شده در این نشریات خارجی بیشتر از نشریات داخلی است که درگیر رقابت های سیاسی شده بودند. همچنین، عدۀ زیادی از پناهندگان و نیروهای نظامی لهستانی که در ایران حضور داشتند، مخاطب آنها بودند(لنچافسکی، ۱۳۵۱ ، صص ۲۳۸ – ۲۴۴  ).
بدین ترتیب، لهستانی ها توانستند در دوره ای خاص از تاریخ ایران توسط مطبوعاتی که منتشر می کردند گامی هرچند کوچک در روشنگری اذهان مردم ایران بردارند. لهستانی ها، برای اینکه بتوانند از این امر بهرۀ کافی ببرند اقدام به افتتاح کلاس های زبان لهستانی نمودند که در کوچۀ شیروانی واقع در خیابان نادری(جمهوری فعلی) واقع شده بود و در آنجا زبان لهستانی به ایرانیان آموزش داده می شد(روزنامه ایران ۴( ۲۲ )، ص ۱۲ ).
اقدامات و ارتباطات فرهنگی لهستانی ها در ایران فقط به همین جا محدود نمی شود و شاید بتوان به جرئت گفت که لهستانی هایی که به عنوان مهاجر جنگی به طور موقت وارد ایران شده بودند از تمام اقوام مهاجر جنگ زدۀ دیگر که با همان شرایط وارد ایران شدند بیشتر به فرهنگ و تمدن ایران علاقه نشان دادند و سعی کردند تمام آنچه را که در اینجا آموختند با کمال جدیت به کشور خود انتقال دهند. ارتباطات فرهنگی در دوران اقامت مهاجران به حدی مؤثر بود که یکی از سیاستمداران لهستانی می نویسد: «روابط فرهنگی ایران و لهستان که از قرن هفتم میلادی آغاز شده است، پس از جنگ جهانی به صورت قابل توجهی توسعه یافت که این امر تا حد زیادی به مهاجرت لهستانی ها به ایران و اقامت آنها در کشور ایران طی سال های جنگ جهانی دوم مربوط می شود که همواره در ملاقات ها از مهمان نوازی ایرانی ها به ویژه در آن سال های سخت تقدیر و تجلیل می شود»  )روزنامه ایران ۴( ۲۲ ) ، ص ۱۲ )
در میان لهستانی هایی که به ایران آمدند می توان چهره هایی از ادب و فرهنگ لهستان را باز شناخت که در ایران ماندند و جذب جامعۀ فرهنگی هنری در ایران شدند و البته تأثیر گذاشتند و تأثیر پذیرفتند. گروهی از فرهیختگان لهستانی مقیم ایران، در سال۱۹۴۲ ، به تشکیل انجمن لهستانی مطالعات ایرانی در تهران همت نمودند. هدف این انجمن آشنایی دو ملت با فرهنگ یکدیگر بود. از سال ۱۹۴۲ – ۱۹۴۵ انجمن توانست ۳ شماره از نشریۀ دو زبانۀ فرانسوی-لهستانی « مطالعات ایرانی» را منتشر کند. ایجاد این انجمن در آیندۀ مطالعات ایران شناسی در لهستان بسیار مهم است. از اعضای این انجمن می توان از ایران شناس بزرگ لهستانی فرانچیسک ماخالسکی نام برد. وی، بعد از تحصیل به تدریس ایران شناسی در کراکو پرداخت. بر اثر کوشش های او بود که ایران شناسی از سایۀ هندشناسی و اسلام شناسی درآمد. او، نخستین لهستانی ایران شناس است که فارسی روزمره را در ایران آموخت. از تألیفات وی می توان به اثر ۳جلدی ادبیات ایران معاصر اشاره کرد که به حوزۀ شعر معاصر ایران می پردازد. نخستین ترجمه از گلستان سعدی به یک زبان اروپایی ترجمۀ لهستانی آن کتاب است که توسط ساموئل اوتووینوسکی ۱(منشی سفارت لهستان در عثمانی) در ۱۶۱۰ م. به نام »Giulistan to jest ogrod rozani« منتشر شد و این نخستین ترجمه از یک اثر فارسی به یک زبان اروپایی بود و بدین طریق ادبیات فارسی به اروپا وارد شد(شاملویی، ۱۳۶۳ ، ص ۶۵ ).

هلن استلماخ ، آخرین بازمانده لهستانی ها در ایران
هلن استلماخ ، آخرین بازمانده لهستانی ها در ایران

پس از این دفتر، ترجمۀ ادبیات فارسی، به ویژه شعر، به زبان لهستانی رواج یافت. از نخستین ترجمه های ادب فارسی می توان به ترجمۀ سکووسکی ۲ از حافظ، در ۱۸۲۰ اشاره کرد.همچنین، باید از ترجمۀ رباعیات ابوسعید ابوالخیر که با نام » Abu Sajid fadlullah I tegoz czterowiersze« به قلم و همت waclaw Roliczlied ، در ۱۸۹۵ ، یاد کرد که در کراکو منتشر شد. لهستانی ها حتی در معرفی و ترجمۀ ادبیات ایران به زبان های دیگر نیز کوشا بودند . برای نمونه می توان از تصحیح و ترجمۀدیوان منوچهری، توسط کازمیرسکی، به زبان فرانسوی یاد کرد که در سال ۱۸۸۷ در فرانسه منتشر شد. همچنین، از نفوذ واژگان فارسی در ادبیات لهستانی می توان سخن گفت، به ویژه در اشعار شاعر لهستانی استادیسلاو کوتونیوسکی ۳ (دولتشاهی، ۱۳۸۶ ،صص ۱۸۲ – ۱۸۴( گروه دیگر از هنرمندان لهستانی در ایران، در ۱۳ ژانویه ۱۹۴۳ ، مجمع نقاشان لهستانی در ایران را با هدف کمک به یکدیگر در زمینۀ هنر شرقی و آشنایی خارجی ها با هنر لهستانی ایجاد کردند. از دیگر فعالیت های فرهنگی لهستانی ها در ایران می توان به اجرای نمایش، برگزاری کنسرت های موسیقی، و نمایش فیلم اشاره کرد. برای نمونه، می توان به نمایشی اشاره کرد که در ۱۶ اکتبر ۱۹۴۲ در باشگاه ارامنه در خیابان نادری تهران، به همراه نمایش فیلمی لهستانی به اجرا درآمد. ورود به این نمایش ها برای عموم آزاد بود(دولتشاهی، ۱۳۸۶ ، صص ۱۸۵ – ۱۸۶ ).
هنرمندان لهستانی در تمام سطوح جامعۀ ایرانی راه یافته بودند. آنها، هم در کافه های عمومی و در برابر اقشار جامعه به اجرای نمایش می پرداختند و هم در سطح خاص تر جامعه مطرح شده بودند. از جمله می توان به نوازندۀ هنرمند لهستانی کاپوشینسکی اشاره کرد که بنا بر خبر مندرج در نشریۀ لهستانی زبانِ « لهستانی در ایران»، به دو خواهر پادشاه ایران اشرف و شمس پهلوی درس پیانومی داد(دولتشاهی، ۱۳۸۶ ،ص ۱۹۱ ). پناهجویان لهستانی در ایران به انتشار نشریاتی نیز همت نهادند. آنها در ایران به انتشار سه نشریه پرداختند این نشریات به زبان لهستانی منتشر می شد و به توصیف اوضاع پناهجویان لهستانی در ایران می پرداخت. این سه نشریه عبارت بودند از « عقاب سفید ،»« بهشت»، و « لهستانی در ایران». مؤسس و نامگذار نشریۀ عقاب سفید که در ۷ دسامبر۱۹۴۱ در شهر بوزولوک در اتحاد شوروی و سپس در ایران ، عراق ، فلسطین، و ایتالیا پیوسته چاپ می شد، ژنرال آندرس بود( دولتشاهی، ۱۳۸۶ ،ص ۱۹۲ ).
در زمینۀ شعر و شاعری نیز آدام میسکویچ، شاعر خوش قریحۀ لهستانی که به زبان و ادبیات فارسی آشنایی کامل داشت و بدان به خوبی تکلم می کرد، به تعلیم و آموزش زبان و ادبیات فارسی به دانش پژوهان لهستانی پرداخت و سرانجام توانست یکی از آثار ارزنده و جاودانۀخود را باعنوان «اهریمن و اهورامزدا » به رشتۀ تحریر درآورد که از نوشته های مشهور ادیبان و سرایندگان بزرگ اروپا به شمار می رفت( بیات، ۱۳۸۱ ،صص ۶- ۷) . لهستانی دیگری که در ایران حضور داشت، الکساندر خوچکو بود. او شاعر، سیاستمدار، و شرق شناس لهستانی بود که در دورۀ قاجار به دریافت نشان شیر و خورشید نایل شد.او، در زمینۀ تعزیۀ ایرانی مطالعاتی انجام داده و مجموعه ای از نسخ تعزیه را به زبان فرانسوی ترجمه کرده است(دولتشاهی، ۱۳۸۶ ، صص ۸۲ – ۸۳ ) .

سربازان لهستانی در راه شهر اهواز
سربازان لهستانی در راه شهر اهواز

لهستانی ها، در بدو ورود به ایران، در اردوگاه هایی سکونت گزیدند که در شهرهای مختلف برای آنها در نظر گرفته شده بود. اردوگاه آنها در تهران در مناطق دوشان تپه، یوسف آباد، و محوطۀ دانشکدۀ نیروی هوایی برقرار شده بود؛ اما به علت کمبود جا تعدادی از آنها به کرج و اراک منتقل شدند. علاوه بر تهران آنها در شهرهای اصفهان، مشهد، قزوین، همدان، خرمشهر، و همدان نیز اردوگاه هایی برپا کرده بودند. اردوگاه آنها در مشهد به شکل یک عمارت زیبا بود. برپا شدن اردوگاه هایی برای آنها در همدان، اهواز، و خرمشهر به علت عزیمت سربازان و نظامی های لهستانی به مقصد آفریقای جنوبی، عراق، و هند و با هدف جنگ با متحدین بود. ورود غیرنظامی های لهستانی به ایران پیامدهای منفی را به دنبال داشت. آنها با سهیم شدن در مصرف ارزاق عمومی شهروندان که مقارن با بحران خواروبار در کشور بود، به این بحران دامن زدند. ازآنجاکه قبل از ورودشان به ایران در اردوگاه قبلی خود در شوروی، به علت فقدان وسایل پاک کننده و شست وشو و نیز به علت عدم رعایت بهداشت عمومی، به امراض مسری چون تیفوس و تیفوئید دچار شده بودند، با ورودشان به داخل کشور این بیماری های واگیردار را شایع و اهالی پایتخت را نگران کردند. به همین علت، وزارت کشور در کنار اردوگاه های آنها پاسگاه هایی ایجاد کرد تا از ورود بیش از حد آنها به داخل شهر جلوگیری کند. آنها از طریق ارتباط نامشروع با برخی اهالی، فساد اخلاقی را نیز در جامعه پدید آورده بودند که وزرات کشور برای ممانعت از این مسئله با همکاری سرپرست لهستانی ها ورود و خروج آنها را از طریق صدور کارت مرخصی کنترل می کرد. گذشته از عواقب نامطلوب اسکان آنها در کشور، آنها در داخل کشور برای خود کسب و کاری نیز فراهم کرده بودند، هرچند ابتدا سعی می کردند از طریق فروش اشیای گرانبها و لباس های کهنۀ خود به کسب درآمد بپردازند؛ به تدریج در مشاغل مختلفی به آموزش و کسب درآمد مشغول شدند. به طوری که کودکان در آموزشگاه هایی که در اصفهان و تهران دایر شده بود به فراگیری قالی بافی و حکاکی روی آورده بودند و جوانان نیز به صورت کارگر در زمین های کشاورزی و کافه ها و رستوران ها مشغول بودند. زن ها هم اغلب در خانه های ثروتمندان یا در کارگاه های خیاطی کار می کردند یا به مشاغل کاذبی چون رماّلی روی می آوردند. تعامل مهاجران با ایرانی ها نیز در حد مطلوب بود. چنانچه یک ایرانی باغی را برای اسکان کودکان لهستانی اهدا کرد و در مقابل لهستانی ها هم در پیشامدهای ناگوار به کمک آسیب دیدگان ایرانی می شتافتند. کمک آنها به زلزله زدگان گرگان مؤید این مطلب است.

منابع

  • آوانسیان، اردشیر( ۱۳۷۸ ). خاطرات سیاسی(علی دهباشی،کوششگر). تهران: سخن.
  • اسنادی از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم( ۱۳۸۹ ).تهران: مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری.
  • بیات، نصرالله( ۱۳۸۱ ). لهستانتهران: انتشارات وزارت امور خارجه.
  • جمعی از نویسندگان ( ۱۳۷۸ ). گذشته چراغ راه آینده است تهران:نیلوفر.
  • خزعلی، ابوالقاسم( ۱۳۸۲ ). خاطرات تهران:، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  • دایره ی مطبوعاتی لهستان سفارت کبرای جمهوری لهستان در ایران( ۱۹۸۶ ). لهستان امروز.تهران: چاپخانه
  • صبح امروز.
  • دولتشاهی،علیرضا( ۱۳۸۶ ). لهستانی ها و ایران تهران:بال.
  • ژرژ لنچافسکی ، ژرژ ( ۱۳۵۱ ). غرب و شوروی در ایران(حورا یاوری،مترجم).تهران:ابن سینا.
  • ساعد مراغه ای، محمد( ۱۳۷۳ ). خاطرات(باقر عاقلی،کوششگر). تهران: نشر نامک.
  • سعیدی فیروزآبادی( ۱۳۸۳ ). خاطرات(محمد حسن میرحسینی،کوششگر). یزد: انتشارات دانشگاه یزد.
  • سیاسی، علی اکبر ( ۱۳۸۶ ). خاطرات تهران: نشر اختران.
  • شاملویی ، حبیب الله( ۱۳۶۳ ). جغرافیای کامل جهان تهران: انتشارات بنیاد.
  • شفا، شجاع الدین( ۱۳۶۵ ). جهان ایران شناسی بی تا: بی نا.
  • شوکت، حمید( ۱۳۸۶ ). در تیررس حادثه زندگی سیاسی قوام السلطنه تهران: نشر اختران.
  • گلشائیان، عباسعلی( ۱۳۷۷ ). گذشته ها و اندیشه های زندگی یا خاطرات من تهران: انتشارات انشتین.
  • مکی، حسین( ۱۳۷۳ ). تاریخ بیست سالۀ ایران تهران: علمی و فرهنگی.
  • مهدی نیا، جعفر ( ۱۳۸۲ ). زندگی سیاسی ابراهیم حکیمی(حکیم الملک).تهران:امید.
  • ( ۱۳۷۱ ). زندگی سیاسی محمد علی فروغی تهران:
  • نجاتی، غلامرضا( ۱۳۷۸ ). مصدق سالهای مبارزه و مقاومت. تهران:مؤسسۀ خدمات فرهنگی رسا

 روزنامه ها

  • اطلاعات( ۱۳۲۱ )،
  • اطلاعات( ۱۳۲۲ )
  • اطلاعات( ۱۳۲۳ )
  • ایران( ۱۳۲۱ )
  • ایران ما( ۱۳۲۲ )
  • ستاره( ۱۳۲۱ )
  • صدای ایران( ۱۳۲۱ )
  • کیهان( ۱۳۲۱ )
  • نسیم شمال( ۱۳۲۱ )

سرچشمه اصلی مطلب؛ گنجینه سازمان اسناد ملی ایران، بررسی و نوشته: محسن بهشتی سرشت،محمد محمدپور،غلامرضا یوسفی ، فصلنامه گنجینه اسناد – سال بیست و سوم – زمستان ۱۳۹۲
این متن با کمک و تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت توسط شهره السادات عربشاهی از تارنمای انجمن مفاخر معماری ایران در سفرنویس باز نشر شد.
مرتبط با پرونده آرامستان لهستانی ها در ایران و دولاب تهران

همسفران

  1. سلام دوست عزیز،
    سپاس از شما، تحقیق جامع و مفیدی بود فقط موردی که هست اینه که پراکندگی لهستانیها در ایران بیشتر از شهرهای که در اینجا ذکر شده ، بوده چون آنطوری که در کتاب “ایینه سنندج” آمده لهاستانیها در سنندج هم بوده اند و از قضا بیشتر در زمینه ورزشی فعالیت داشته اند ، رونق نسبی پینگ پنک وبسکتبال در سنندج بنا به گفته برهان ایازی نویسنده کتاب مدیون اقدامات وآموزشهای علمی همین لهاستنیها بوده .

    شهریار: سلام و سپاس تذکر شما ، این مطلب تنها در اینجا بازنشر شده است!

  2. علم دولت نوروز به صحرا برخاست
    زحمت لشکر سرما ز سر ما برخاست
    بر عروسان چمن بست صبا هر گهری
    که به غواصی ابر از دل دریا برخاست
    تا رباید کله قاقم برف از سر کوه
    یزک تابش خورشید به یغما برخاست
    طبق باغ پر از نقل و ریاحین کردند
    شکرآن را که زمین از تب سرما برخاست
    این چه بوییست که از ساحت خلخ بدمید؟
    وین چه بادیست که از جانب یغما برخاست؟
    چه هواییست که خلدش به تحسر بنشست؟
    چه زمینیست که چرخش به تولا برخاست
    طارم اخضر از عکس چمن حمرا گشت
    بس که از طرف چمن لل لا لا برخاست
    موسم نغمه‌ی چنگست که در بزم صبوح
    بلبلان را ز چمن ناله و غوغا برخاست
    «سعدی شیرازی»
    عیدتان مبارک

    شهریار: نوروز بر شما و خانواده محترمتان مبارک، سپاس از پیامتان

با ما همسفر باشید

XHTML: امکان استفاده از این کدها وجود دارد: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>