عضویت در سفرنویس

register-image

تورهای سفرنویس

tour-image

آمار سفرنویس

counter-image
1470 سفر
87543 همسفر

شوره در آرامگاه کاشف السلطنه

آرامگاه کاشف السلطنه به علت عدم رسیدگی مناسب و جداره سازی غیراصولی و عدم توجه به شرایط اقلیمی منطقه، در حال تخریب تدریجی است. برج آرامگاه کاشف السلطنه بر خلاف وصیت آقا محمدخان قاجار قوانلو کاشف‌السلطنه (که به عنوان پدر چای ایران) از او یاد می شود، متاثر از جریان هویت سازی و تب ساخت آرامگاه مشاهیر در سراسر ایران در سال ۱۳۳۵ ، هم زمان با برج آرامگاه های سرشناسان دیگر بنا شد.

برج آرامگاه کاشف السلطنه
برج آرامگاه کاشف السلطنه بدون بوته چای! تزئین شده با سنگ و بتون!

جسد آرامگاه کاشف السطنه بنا به وصیتش در میان تپه های چای دفن شد ولیکن در حال حاضر تنها گیاهی که در تپه آرامگاه کاشف السطنه یافت نمی شود، بوته چای است! شایان ذکر است در حال حاضر از این بنا به عنوان موزه تاریخ چای ایران بهره برداری می شود و از تمامی درختان از نخل گرفته تا کاج در این تپه کاشته شده به غیر از چای!

همه نوع گیاه در اطراف موزه چای دیده می شود به غیر بوته چای!
همه نوع گیاه در اطراف موزه چای دیده می شود به غیر بوته چای!

یکی دیگر از آسیب های وارده به آرامگاه، استفاده از آجر فشاری به عنوان نما در سال ۱۳۸۹ است، آجرهای فشاری که هیچ گونه همسانی با شرایط اقلیمی مرطوب و پرباران شهر لاهیجان ندارد، باعث شده تا چشم هر بیننده ای را به شورهای این برج آرامگاه معطوف کند. ریزش نزولات جوی باعث تغییر رنگ، سفیدی و شوره زدگی در تمامی جداره آجری بیرونی برج آرامگاه شده است.

نمای اصلی آرامگاه کاشف السلطنه بدون آجر فشاری
نمای اصلی آرامگاه کاشف السلطنه بدون آجر فشاری

و به علت عایق بندی نامناسب، نم و رطوبت شدید تمام دیوارهای داخلی را نیز پوشانده است و تمامی جداره های داخلی به شکلی نازیبا ذهن باعث آزردگی هر بیننده ای می شود.

نم و رطوبت و شوره در جداره داخلی آرامگاه کاشف السلطنه
نم و رطوبت و شوره در جداره داخلی آرامگاه کاشف السلطنه

رضا خوشدل راد کارگردان و تهیه کننده فیلم های مستند که خود نیز متولد شهر لاهیجان است معتقد است؛آرامگاه کاشف السطنه، بخشی از خاطره و هویت شهری شهروندان لاهیجی است، هر تغییری در ظاهر بنا، آسیب به روح شهر و دست‌اندازی به خاطره و هویت شهروندان تلقی می‌شود و بخش بزرگی از تصاویر مربوط  به آرامگاه در اختیار شهروندان است، بازدید کنندگانی که سالها پیش در کنار آرامگاه کاشف السطنه عکسی را به خاطره تهیه کرده اند و اگر بازدید مجددی از این بنا داشته باشد، با یک اثر متفاوت و رنگی قرمز مواجه خواهند شد و این تغییر غیراصولی توهین به ادراک  و خاطره جمعی هر بیننده ای است که هویت‌ یک اثر را نابود می کند.

آرامگاه کاشف السلطنه پدر چای ایران در سال 1389
در ابتدا تنها چند ستون آرامگاه کاشف السلطنه با آجر پوشانده شد!

وی در ادامه افزود؛ بهترین تصویر سازی برای مشخص شدن آسیب وارده به این اثر این است که شما سفری به محوطه تخت جمشید فارس داشته باشید و با ساختمانهای جدید و آجر فشاری قزاق در بناهای باقی مانده از دوران هخامنشی روبرو شوید! و مدیری تصمیم گرفته باشد، برای زیبایی که در ذهن خود پرورانده است، سنگهای طوسی رنگ محوطه تخت جمشید را با رنگ بپوشاند. دقیقا این اتفاق با هزینه ای گزاف برای سنگهای تیشه ای برج آرامگاه کاشف السلطنه شکل گرفته و آن را تبدیل به یک ساختمان دهه ۸۰ کرده است! به نظر من هیچ مدیری حق چنین خطای بزرگی را ندارد. خطایی که بیشتر شبیه یک طنز تلخ است!

نصب آجرهای فشاری در آرامگاه کاشف السلطنه
نصب آجرهای فشاری در آرامگاه کاشف السلطنه

پیگیری های انجام شده برای تعیین وضعیت آرامگاه از آقای پورحسن، نماینده‌ی میراث شهرستان لاهیجان بدون جواب بود و پاسخگویی را به آقای اخوان معاون فنی سازمان میراث گیلان محول کردند، معاون فنی سازمان هم پرسش های ما را بدون پاسخ گذاشت و خواستار مکاتبه کتبی با روابط عمومی سازمان شد.

آرامگاه کاشف السلطنه گرفتار در میان سیمها و پایه های تیرهای بتونی
آرامگاه کاشف السلطنه گرفتار در میان سیمها و پایه های تیرهای بتونی

در نهایت امر آقای علیزاده مدیر میراث شهرستان گیلان، در گفتگویی کوتاه اعلام نمودند؛ اقدامات انجام شده در زمان مدیریت قبلی سازمان انجام شده و به زودی اعتبار لازم برای مرمت و زدودن شوره از آرامگاه کاشف السلطنه ابلاغ و کار اجرایی شروع خواهد شد.

برجهایی بلندتر از آرامگاه کاشف السلطنه
برجهایی بلندتر از آرامگاه کاشف السلطنه

اما این پایان ماجرای برج آرامگاه نیست، آرامگاه در میان سیمها و پایه های تیرهای بتونی  چراغ برق گرفتار شده و ساخت و ساز برج های چند طبقه در کنار برج تاریخی کاشف السلطنه ، برج آرامگاهی که همانند ساختمانهای فعلی نمایش آجر فشاری ، به شما این حس را می دهد که ساختمانهای جدید هیچ تفاوتی با عمارت تاریخی آرامگاه ندارد و آرامگاه شوره می زند بدون آنکه مدیران دلشوره ای داشته باشند.

ته نویس؛ برای دیدن و خواندن اطلاعات بیشتر درخصوص آرامگاه کاشف السطنه اینجا را کلیک کنید.

همسفران

  1. مريم قرائي

    متاسفانه ندانم کاری توو همه لایه های فکر و اجرایی ما دیده میشه. یعنی من در حسرتم که یه پروژه ببینم متوسط های قابل قبول ِ مقدور رو داشته باشه. یا بررسی میدانی نداریم یا سنجش محیطی نمیکنیم با مصالح مناسب انتخاب نمیکنیم یا اساسا بدون آسیب شناسی طرح مرمت میدیم یا هر کی از سر خیابون رد میشه زورش میرسه پیشنهادش رو عملیاتی میکنه یا ….
    و من هی میخوام اینجا میام غر نزنم نمیشه 😀

    درود بر شما جناب شهریار… امید که حال ما به شود به مدد ِ تلاش شما و یارانِ دیگر

    شهریار: باور بفرمائید من هم دوست ندارم خبرهای بد بدهم ، اما واقعا حیف است این آثار به دست مدیارن نالایق تخریب شود

\