عضویت در سفرنویس

register-image

تورهای سفرنویس

tour-image

آمار سفرنویس

counter-image
336 سفر
11798 همسفر

سلیمان تپه ، زیرز ، مازیر و یا زیرتپه

اولین اثر ملی ایران که به پیشنهاد آندره گدار جهت ثبت در لیست آثار ملی ایران معرفی گردید؛ «مازیر ، زیرتپه ، سلیمان تپه ،‌ زیرز» نام داشت که این تپه باستانی در سرزمین «ایران زمین» یعنی کشور عراق واقع شده است.
نکته : محل قرار گرفتن (سلیمان تپه ، زیرز ، مازیر و یا زیرتپه) در خاک ایران قرار داشت اما به موجب قرارداد ۱۹۷۵الجزایر میان ایران و عراق و انجام توافقات مرزی در کشور عراق واقع شد.
آدرس: کشور عراق ،  اطراف جلگه بین النهرین ، در ناحیه واقع بین آخرین دامنه های کوه و نقطه که رودخانه از نظر محو می شود (در رود طورسک)
شماره ثبت در فهرست آثار ملی ایران : ۱  تاریخ ثبت ۱۳۱۰/۰۶/۲۴  ه خورشیدی
در توضیحات آندره گدار تپه باستانی«مازیر ، زیرتپه ، سلیمان تپه ،‌ زیرز» تماما پوشیده از تلها و آثار باقی مانده شهرهای مستحکمی است که در زمان قدیم «کوسته ان ها ، کاستی ها» یا بهتر بگویم قوم کاسیها یا کاسیتها برای استقامت در مقابل آسوریها و عیلامیها آنها را بنا نمودند . عمده ترین آنها سلیمان تپه – یا زیر زیرتپه است که به جهت تامین عبور و مرور از آفتاب رو در کنار رودخانه طورسک واقع می باشد (بر طبق عقیده ژاک دمرگان در کتاب هئیت اعزامی به ایران ، جلد دوم مطالعات جغرافیایی ، صفحه ۲۳۸) سلیمان تپه بتمامه متعلق به عهد ایلامیها است (همان کتاب صفحه ۲۶۷)

مازیر ، زیرتپه ، سلیمان تپه ،‌ زیرز
مازیر ، زیرتپه ، سلیمان تپه یا زیرز اولین اثر ثبتی ملی ایران

قوم کاسیها (کاسیتها ،‌ کاستی ها ، کوسته ان ها ، کاسی ، کاسیان یا ‌کاشو)
به گفته دکتر جمال ودیعی کاسی ها از نژاد آریایی (یا مخلوط با آریایی) بوده است در تاریخ باستان به نام کاسیت ها نامیده می شدند , کاسیت  ها از شمال ایران , کوههای قفقاز پیش از اقوام ماد و پارس به جنوب غربی ایران مهاجرت کردند.
قوم کاسیت  که همزمان با دوره ایلامیها به خاطر هنر مفرغ‌سازی‌شان در سراسر دنیا شهره اند ، چندین بار به شهر بابل حمله که در نهایت در سال ۱۷۴۶ ق م پادشاه کاسی موسوم به گانداش به کلی دولت بابل را منقرض و خود به تخت سلطنت نشست ،‌کاسی ها ( ۵۷۶ سا ل – ۶ قرن) بر بابل حکومت کردند  که در نهایت کاسیان به  دست دولت عیلام شکست خورده و به موطن اصلی خود یعنی لرستان باز گشتند. آخرین پادشاه کاسیان اورشی گورماش بوده .
رومن گیرشمن در مورد قوم کاسی چنین می‌گوید؛ هنر ایران باستان یعنی هنر مفرغ سازی لرستان. او بر این عقیده بود که اوج هنر ایرانیان باستان در هنر برنزهای لرستان می‌باشد . کلمه یونانی کاس تیروس به معنی قلع فلزی است که از ناحیه کاسیان می آید. بزرگترین طلسم مفرغی از ۲۵ سانتی متر تجاوز نمی کند .
به عقیده محمد سهرابی (نویسنده کتاب لرستان و تاریخ قوم کاسیت) لباس شال و ستره‌ایی که امروزه در میان مردمان لرستان رایج است همان لباسی است که کاسیان می‌پوشیده‌اند. به طوری که مینورسکی عقیده دارد که مردم امروز لرستان از نسل قوم کاسیت می‌باشند.
کاسیها قومی به شدت مذهبی بوده و به دنیای پس از مرگ می اندیشیدند تا آنجا که کارهای روزمره خود را برای فراهم کردن دنیای پس از مرگ تنظیم می کردند. و وسایل شخصی میت را به همراه مرده دفن می کردند. و خدایان متعددی داشتند از جمله کاشو ، شیمالی ، شوکامون ، ریمی ریتا ، هاربه و …
دیاکنوف عقیده دارد ، کاسی ها برای اولین بار اسبها را اهلی کردند و در آن زمان بود که اسب و ارابه جنگی در بین النهرین معمول گردید. و یکی از الهه های آنها به نام میریزیر که اسبی است که بر قربانگاه نشسته است ، را می پرستیدند.

سلیمان ثپه ،‌ زیرز ، مازیر و یا زیر تپه
سند ثبت سلیمان ثپه ،‌ زیرز ، مازیر و یا زیر تپه ، اولین اثر ثبت شده در فهرست آثار ملی ایران که در کشور عراق قرار دارد

مفهوم واژه کاسی:

کاس یا کاسیت از مصدر «کاس» که معنی لغوی آن ،‌کبود چشم ، کال موی و کبودی به رنگ زاغ و آبی است.  رومن گیریشمن معتقد است که واژه (کاشو) نام خدای بومیان قدیم لرستان بوده است ، به نظر او این واژه ( کاسی تیروس) یک واژه یونانی است و به معنای فلز (قلع) است و آن را از سرزمین کاسیها می آوردند. به هر حال ممکن است که اصطلاح کاس- سی یا کاسپی شامل نژادی وسیع بوده است که فراتر از قوم واحد معروف کاسی بوده باشد و این نام روزگاری به طور عام  به همه اقوام مسکون در کوههای زاگرس اطلاق  می شده است که در دوره پیش از ورود آریایی ها به ایران در نواحی مذکور به سر برده اند و از آنان به نام اقوام آسیانی در تاریخ یاد شده است.
نام کاسیان چنانکه بعد ها توسط استرابون یاد شده به منزله میراثی است از سکنه بسیار قدیم ناحیه زاگرس میانی و غرب و جنوب غربی ایران.
راولینسون می نویسد که واژه کاسی به شکل کوسایویی بوده و در زمان اسکندر یونانیان به مردم لرستان اطلاق می کردند. به احتمال قرین به یقین کاشو مساوی است با کاش- شو نام خدای قبیله ای قوم مذکور بوده است.
خدای این قوم کاشن، شاید قوم کاسی نام خود را از آن گرفته باشند. کاشن احتمالا تا اواخر دوره هخامنشیان به سرزمین لرستان کنونی گفته می شده است. واژه لرستان نامی بوده است که در دوره های اسلامی بر این ناحیه نهاده شده است. احتمال می رود که نام کاشو یا کاشن را قوم مذبور در چند هزار سال پیش از میلاد به هنگام مهاجرت از شرق و آسیای میانه با خود به همراه آورده باشند.
ما با نام قوم کاسپیان در نواحی چیترال هند و کافرستان افغانستان آشنایی داریم. واژه مذکور شکل جمع کلمه کاسی می باشد. دکتر(ژور ژکنتنو) دانشمند و باستانشناس معروف از محلی به نام آریا کاشن در نواحی رود جیحون نام می برد.

مقایسه واژه کاسی و کاسپی:

از گفته ها و نوشته های برخی از دانشمندان به روشنی معلوم می گردد که این دو واژه با هم تفاوت چندانی ندارند جزء اینکه واژه کاسی مفرد و کلمه کاسپین جمع ان است. هرتسفلد می نویسد اگر بنا باشد اسمی به سکنه ایران پیش از اریایی ها داده شود هیچ کلمه ای شایسته تر از واژه کاسپین نیست. ریشه این کلمه را می توانیم در بسیاری از نقاط ایران بیابیم و روشن تر از همه بحر کاسپین (خزر) است. بنا بر رای هنری فیلد ریشه کاسی ها همان کاسپین است. بارتلد واژه های کاسیان و کاسپیان را یکی می داند و به نظر ایشان حرف پ در واژه کاسپی نشانه جمع است و در این مورد به واژه های لولوپوم و ماتاپه (مادها) و آراپوم (آریا ها) اشاره می کند که حرف پ در آنها نشانه جمع است.
دیاکونوف به نقل از و. ا.ی علی اف می نویسد: اصطلاح (آر ی بی) یا (آر ی پی) که یک بار در متن آشوری در مورد بخشی از مردم ماد شرقی (مادهای دور دست) به کار رفته است، از ریشه (آری) آریا+ پسوند عیلامی پ تشکیل شده و به معنای آریا ها(جمع) می باشد. بنا بر این شواهد معلوم می گردد که حرف پ در واژه کاسپی نشانه جمع بوده و از زبان عیلامی به زبان کاسی رسیده است. برخی از دانشمندان کاسیان و عیلامیان را خویشاوند یکدیگر دانسته اند. اگر این موضوع را بپذیریم می توان تصور کرد که زبان عیلامی با زبان کاسی قرابت داشته است.
برخی از پژوهشگران از یک زبان واحد به نام عیلامی- کاسپی سخن رانده اند. این زبان گویش متداول اقوام باستانی قبایل ساکن در سرزمین ایران به ویژه کوههای زاگرس بوده است و بعدا مادها و پارس ها در داخل اقوام مذکور جای گرفته اند و زبان آریایی جای زبان عیلامی- کا سپی را گرفته است.

صورتهای مختلف واژه کاسی:

واژه کاسی در اسناد و منابع تاریخی به اشکال گوناگون نوشته شده است در متون و زبان اشوری به صورت کاشو یا کاشی نوشته شده است . از قوم کاسی به نامهای هسی ، اوکسی، اوکسیان و هوزی یا خوزی یاد شده است .اشکال دیگر این واژه عبارتند از کوسی ، کوس-سی ، کاش-شو، کوشین، کوسان، کاسو، کاسیت، کشو، کاسیوس، کوسای، کیس-سی، کاسکان، کوسه، کاسپی،اکسیان، اکس-سی-و غیره.
نام قدیمی شهر کنونی همدان پیش از ورود مادها در دوره اقوام کاسی اکسیان  بوده است.
پرسی سایکس می نو یسد که واژه امروزی هوز یا خوز از کلمه هسی یا اوکسی یعنی نام قوم کاسی گرفته شده است .او کاسی ها را یکی از قبایل قدیمی سرزمین خوزستان امروز و یا ایلام باستان می داند .
استرابون جغرافیادان یونانی از کاسیان به نام کوسایوئی یاد کرده است . احتمال می رود واژه های که امروز بنام های ، کوشک ، کوشکی ، کوسه ، کاسیو که بر اماکن جغرافیایی یا طوایف در لرستان اطلاق می شود بازمانده و یادگار اقوام معروف کاسیان باشد. مرحوم شیخ محمد مردوخ معتقد است که واژه های امروزی کاک، کاکا، کاکاوند، کاکه و مانند اینها مأخوذ از واژه کاسی هستند.
برخی معتقدند که نام رود کشکان که از رودههای مرکزی لرستان است از نام کاسکان یا کاسیان یا کشو گرفته شده است . امروزه نام کاسپین یعنی نام قدیمی دریای خزر و شهر قزوین شکل دیگری از واژه کاسی است . احتمال می رود که نام شهر کنونی کاشان ماخوذ از همین واژه باشد  بنا به روایات تاریخی در اواسط هزاره سوم در شمال خوزستان امروز یا جنوب لرستان محلی به نام کاشن وجود داشته است . شاید این مکان بعدها تبدیل به شهر اللور باستانی در دوره های اسلامی شده باشد .

منابع:

اسناد ثبتی فهرست آثار ثبتی ملی ایران در سازمان میراث فرهنگی
تقویم میراث فرهنگی ایران آیدین جوانی دیزجی
ایران از آغاز تا اسلام، رومن گیریشمن، ترجمه دکتر محمدمعین، انتشارات نگاه، ۱۳۸۶، چاپ دوم
لرستان و تاریخ قوم کاسیت، محمد سهرابی، انتشارات افلاک، ۱۳۷۶، چاپ اول
گنجینه تاریخ ایران، عبدالعظیم رضایی، انتشارات اطلس، ۱۳۷۸، چاپ اول، جلد اول
کتاب آثار باستان لرستان نوشته حمید ایزدپناه
قوم کاسی (کاسیت) ، پژوهش و گردآوری مهدی رازانی
مقاله ساغرهای مفرغی لرستان نوشته فرید قاسمی
مادها و بنیان گذاری نخستین شاهنشاهی در غرب فلات ایران ، جلیل ضیاء پور
جلد اول تاریخ تمدن ، ویل دورانت
فصل هفدهم تاریخ و تمدن بین النهرین ، یوسف مجید زاده
تاریخ ادیان و مذاهب ، عباس قدیانی
فرهنگ نگار ها و نمادها در هنر شرق و غرب نوشته جیمز هال (ترجمه رقیه بهزادی)
 
خبرخوان
آشنایی با سلیمان تپه (روزنامه همشهری – ۹۱/۰۲/۰۳)
 
کوله بار و تجربه سفر دوستان
وبلاگ لرستان و کاسیان ، معتمدی سکوندی
رومشکان روستای بازوند اصل
پایگاه تاریخ و فرهنگ ایران

همسفران

  1. درود جناب شهریار
    مثل همیشه توضیحات بسیار مفیدی بود ، من در مورد اولین اثر ملی ایران نخستین بار بود می خوندم ،
    سپاس فراوان

    شهریار: عدم اطلاع رسانی سایر دوستان مطلب را برای شما خوشایند کرد

  2. سلام شهریار جان احوال شما؟مرسی از لطفتون دوست عزیزم راستی برنامه تور اگه داشتید خوشهال میشم در خدمتتون باشم

    شهریار: سلام بر علی خان بزرگ ، به زودی برای برگزاری گشت ری گردی مزاحم وقت شما خواهم شد.

  3. درود بر شما آقای شهریار برای من هم خیلی جالب بود که اولین اثر ملی ثبت شده ایران در خاک عراق قرار دارد کاش اینهمه توریستی که هرساله از ایران به عراق سرازیر میشوند برای یکبار هم که شده از این اماکن تاریخی دیدن میکردند.عراق و بین النهرین یکی ازاماکنی است که قصد دارم در چندسال آینده به آن سفر کنم چرا که یکی از کهنترین زیستگاههای بشر به حساب می آید.

    شهریار: مشکل کشور برادر و دوست !!! عراق این است که ، اجازه بازدید خارج از اماکن زیارتی داده نمی شود ، البته درآمد خوبی از این اماکن وجود دارد و لزومی برای بازدید از اماکن دیگر نیست …

  4. سلام و سپاس.
    هدف از بازدید نیروگاه این بود که حداقل از نزدیک این مکان و دیده باشم و اینکه من واقعا همین اطلاعات رو هم نداشتم و حتما از بی سوادی من بوده .و در مورد این که این همه دردسر به خاطر… راستش من هنوز به جواب نرسیده ام.
    درمورد دفتر مطالعات سازمان ملل هم چشم حتما گزارش بازدید و می نویسم.
    راستی تو دلوار هیچ اثری از شاهنامه خونی نبود (؟)

    شهریار: در ارتباط با نیروگاه امیدوارم جواب قانع کننده ای برای فرزندانمان داشته باشیم . در مورد دفتر سازمان ملل هم منتظر گزارش های زیبا شما هستم . درخصوص موزه دلوار هم منظورم شرح موزه بصورت نقالی بود ، می خواستم بدانم هنوز به این صورت موزه معرفی می شود یا خیر؟؟

  5. اولینی الان دیگه دست ما نیست
    مانند همیشه اطلاعات کاملا جدید بود برام
    ممنون

    شهریار: محمد خان عزیز ، دومین و سومین اثر هم در ایران نیست و کلی از آثار دیگر هم در بلایایی طبیعی مثل زلزله و سیلاب و … از بین رفته و کلی هم توسط آدمیان و برای باقی مانده آثار هم باید دعا کرد !!!

  6. فوق العاده بود.نمیدونستم..
    ممنون
    راستی دیگه تور قبرستان ارامنه برگزار نمیشه؟

    شهریار: از لطفتان ممنونم ، به زودی اطلاع رسانی خواهم کرد

  7. سلام
    خیلی مفید بودمخصوصا برای من که دارم رشته جهانگردی میخونم وواقعا به این اطلاعات نیاز دارم.ممنون

    شهریار: سپاس

  8. سلام بر شهریار عزیز
    عالیییییی بود عالی ، و البته مثل همیشه کاملا مستند ، آقا تهرانگردی لاله زار تکرار نمیشه؟

    شهریار: لاله زار که مهم نیست ،‌برنامه روز نجوم را تکرار کنید ، من مسافر بودم و سعادت حضور نداشتم

با ما همسفر باشید

XHTML: امکان استفاده از این کدها وجود دارد: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>