عضویت در سفرنویس

register-image

تورهای سفرنویس

tour-image

آمار سفرنویس

counter-image
344 سفر
12798 همسفر

روستای عاشقان

روستای عاشقان کجاست؟ سوالی که شاید خیلی ها فکر می کردند، نام داستانی است برای رمان عاشقانه! از هتل محل اقامت شروع کردم، روستای عاشقان کجاست؟ جوابی نگرفتم! داخل شهر مشهد از مردم پرسیدم، روستای عاشقان کجاست؟ باز هم بدون جواب بود! در تاکسی، روستای عاشقان کجاست؟ در اتوبوس و مترو، روستای عاشقان کجاست؟ در جاده ای قدیمی، روستای عاشقان کجاست؟ همه بدون جواب بود…! شاید روستایی برای عاشقان وجود ندارد!! شاید …
نکته اول) این گزارش من ، هیچ شباهتی به گزارشهای قبلی ام ندارد!
برای پیدا کردن روستای عاشقان، تنها بودم! مسافر شهر مشهد بودیم و همسرم جایی دیگر عشق بازیی می کرد، در حرم امام رضا. من هم به دنبال روستای عاشقان بودم، این آرامستان گردی کمی با آرامستان گردی های دیگر متفاوت بود، چون تنها یک اسم شنیده بودم “قبرستان عاشقان” فقط می دانستم که در مسیر شهرتوس، می توانم نشانی از آرامستان عاشقان بگیرم، همین!
واژه قبرستان و عاشقان، کمی بار سفر را سنگین می کرد، دیشب باغ مزار ویرانی را دیدم، نام آنجا هم کمی غیر متعارف بود؛ باغ، مزار و ویرانی سه واژه ای که نباید کنار هم باشند! پرسشهایم از همان هتل شروع شده بود و بدون جواب، فقط یک دوست گفته بود که روستای عاشقان در جاده قدیم قوچان است! مطمئن بودم، تنها از مردم بومی می توانم پاسخم را بگیرم. پس استفاده از آژانس و ماشین شخصی را کنار گذاشتم، سوار تاکسی شدم، سوالم را مطرح کردم؛ روستای عاشقان کجاست؟ راننده تاکسی گفت اینجا همه عاشق امام رضا هستند!

باغمزار ویرانی در سال 1382 از دید شرقی و جنوبی
باغمزار ویرانی

تصمیم گرفتم با مترو به پایانه خروجی شهر بروم و از راننده های اتوبوس برون شهری، دنبال جوابم باشم، مترو مشهد، خلوت، آرام و … بود، در مترو با چند نفر همکلام شدم، روستای عاشقان کجاست؟ باز هم بدون جواب بود و کمی نگاه ها متفاوت تر! به پایانه اتوبوس ها رسیدم، شروع کردم به پرسش از راننده ها؛ روستای عاشقان کجاست؟ هیچ کسی پاسخی برایم نداشت! دلسرد نشدم، تا الان از حدود ۳۰ تا راننده پرسیده بودم، هیچکس نمی دانست، روستای عاشقان کجاست؟!!

مترو شهر مشهد
مترو شهر مشهد

ساعتها می گذشت و نشانی از روستای عاشقان نبود! شاید عاشقان، راهی را که رفته بودند، پشت سر خود ویران کرده، تا هیچ کس به آنجایی که آنها رسیده بودند، نرسد! یک اتوبوس تازه رسیده بود، به طرف راننده دویدم، پرسشم را مطرح کردم، روستای عاشقان کجاست؟ گفت؛ خط شماره … را سوار شو، ایستگاه … پیاده شو، بعدا خط عوض کن و خط شماره … را، در ایستگاه … پیاده شو، آنجا که رسیدی بپرس، راهنمای ات می کنند! آنقدر سریع گفت که باور کنید، شوکه شدم! باید اعتماد می کردم.
نکته دوم) الان که گزارش را می نویسم، نه نام خطوط اتوبوسرانی خاطرم هست و نه ایستگاه ها، فقط خاطرم ماند که باید در جاده قدیم قوچان در کنار خیابان طوس ۹۷ پیاده شوم!

توس 97 ابتدای مسیر قبرستان عاشقان
توس ۹۷ ابتدای مسیر قبرستان عاشقان

به خیابان طوس ۹۷ رسیدم، هوا ابری و بود دلگیر، مثل دل عاشقان به هم نرسیده! به آن منطقه کال زرکش می گفتند، زرکش که نام محله بود و کال هم به معنای؛ گودال بزرگ یا زمین شکافته. اما در اصطلاحات جغرافیایی به زمینی که آب آن را کنده و گود کرده باشد و یا بستری که پر از شیب رودهای فصلی باشد، کال می گویند. گورستان عاشقان در کنار یکی از همین رودخانه های فصلی بود، که زمین را شکافته بود، مرزی تعیین کرده بود برای اهالی دو طرف رود، رودی که فصلی بود، همیشگی نبود! آیا می شود که در فصل عاشقی، به هم رسید؟
راننده که از ابتدای توس ۹۷ همراهش بودم من را در ابتدای جاده خاکی روستای عاشقان پیاده کرد، باید از جاده خاکی روستای عاشقان عبور می کردم تا به گورستان عاشقان برسم، جاده زیباتر از آن بود که من را به گورستان عاشقان رهنمون کند، در دو سوی جاده ، درختان تنومند دیده می شدند، درختانی که به احتمال فراوان، سایه ای بودند بر سر دو دلباخته یا دو عاشق خسته راه!

جاده قبرستان عاشقان!
جاده قبرستان عاشقان!

راننده می گفت؛ دو برادر در روستای عاشقان بودند، یکی از دنیا رفت و دیگری در آنجا ماند! اما جلد نهم کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران، چیزی دیگری می گفت، عاشقان دهی است از میان ولایت بخش حومه ٔ شهرستان مشهد واقع در ۱۲هزارگزی شمال باختری مشهد درکنار کشف رود واقع در جلگه و آب و هوای آن معتدل است و ۱۳۲ تن سکنه دارد. محصول آن غله و شغل اهالی زراعت و مالداری است!

دروازه ورودی قلعه روستای عاشقان
دروازه ورودی قلعه روستای عاشقان

روستای عاشقان شبیه قلعه ای عظیم بود با دروازه ای ورودی، که البته دروازه اش بدون در بود!

زنی در بالای دیوار سست قلعه روستای عاشقان
زنی در بالای دیوار سست قلعه روستای عاشقان

دیوار قلعه روستای عاشقان در برخی از نقاط به ۶ متر می رسید، چهار برج در چهار گوشه قلعه روستای عاشقان وجود داشت.

برج جنوبی قلعه روستای عاشقان
برج جنوبی قلعه روستای عاشقان

دیواره جنوب شرقی قلعه روستای عاشقان دو جداره بود، که به احتمال فراوان خندقی میان دو دیوار قرار داشت!

خرابه های قلعه روستای عاشقان
خرابه های قلعه روستای عاشقان

روستای عاشقان ویران تر از آنی بود که کسی را بیایم برای پرسش هایم!

خرابه های قلعه روستای عاشقان
خرابه های قلعه روستای عاشقان

وارد روستا شدم، در ابتدا قلعه روستای عاشقان خالی تر از آنی بود که تصور می کردم، هوا همچنان ابری بود و دلگیر، پیرمردی را دیدم که در تنهایی خویش نشسته بود، مزاحمش شدم، یکی از همان دو برادر روستای عاشقان بود، منتظر بود، تا مرا دید، انگار دنیا را روی سرش خراب کرده اند! بعدا متوجه شدم؛ اسناد زمین روستا و کل زمین های زراعی برای آستان قدس بود و آستان حکم تخلیه آنجا را گرفته و پیرمرد ساکن روستای عاشقان تصور کرده بود من از آستان آمدم! از او پرسیدم؛ روستای عاشقان کجاست؟ شروع کرد، داستان و افسانه عاشقان را گفتن ….

پیر روستای عاشقان در کنار یکی از همسرانش!
پیر روستای عاشقان در کنار یکی از همسرانش!

مرد کهنسال روستای عاشقان می گفت؛ والی قلعه روستای عاشقان دختری داشت، سپید تن با زلفی سیاه و صدایی خوش، به نام سوران، یکی از کارگران والی روستای عاشقان، عاشق سوران شد، هر دو عاشق به دور از چشم پدر، دل به هم دادند به وصال هم رسیدند، پدر از این راز مطلع شد، پسر را به دور از چشم دختر، در چاهی انداخت، چاهی در روستای چاهشک!
نکته مهم) مرد کهنسال می گفت؛ نام تمامی روستاهای اطراف از همین داستان عاشقانه گرفته شده است. هر نامی که می برد، محلی بود، اطراف روستای عاشقان! نام روستا ها را به رنگی دیگر نوشته ام، البته موقعیت مکانی برخی از روستا ها را پیدا نکردم!

نقشه روستاهای مشهد و توس - برای دیدن نقشه در ابعاد بزرگتر کلیک کنید
نقشه روستاهای مشهد و توس – برای دیدن نقشه در ابعاد بزرگتر کلیک کنید

سوران قصه روستای عاشقان، شنید که پدر، معشوقش را کشته، پس راهی دشت و بیایان شد و بر طبل عشق می کوبید، طبلی که برای پدر طبل رسوایی بود! مرد کهنسال می گفت؛ دره ها و گودال های منطقه (کال)، تلاش دختر بود برای پیدا کردن جسدِ دل داده اش و رودخانه کشف رود، از اشک های سوران، سرچشمه گرفته بود به امید کشف عشق!
پدر دستور داد، پای دختر را به اسبی وحشی ببندد و اسب را رها کنند، تا دختر بمیرد، دختر تصور نمی کرد که پدر، تاب و توان عاشقی دختر را ندارد و باور نمی کرد که دستور مرگش را داده، اسب به روستای قهقه رسید و دختر کماکان می خندید بر این روزگار!

اینجا سرزمین واژه های معکوس است! جایی که گنج، جنگ می شود! درمان، نامردو قهقه، هق هق! اما درد همان درد است! درد عاشقی

اسب و دختر به پرکن آباد رسیدند، لباسهای دختر عاشق از تنش کنده شده بود، شاید هم گوشتهای بدنش! به نزدیک نوچاه رسیدند، دختر آنجا شنید که عشقش را در چاهی انداخته اند، درخواست کرد آن را هم به چاه افکنند، اما پدر سنگ دل اجازه نداد و اسب هم خجل شد (سر اسب پایین) و به سمت روستای مردار کشان به راه افتاد اما دیگر کسی از دخترک خبر دار نشد، تا این که روزی همان اسب در کنار قبرستان عاشقان پیدا شد، قبرستانی که قبر دو عاشق در کنار هم پیدا بود، هیچ کس نمی داست، چه کسی این دو قبر را کنده و آیا سوران و عشقش در آن خفته اند!

پسر پیر روستای عاشقان در کنار همسر دوم پیر کهنسال!
پسر پیر روستای عاشقان در کنار همسر دوم پیر کهنسال!

در حوالی روستای عاشقان، روستای بود به نام اسفندیان، آیا اسفندگان از نام این روستا گرفته شده یا ….!!!

زنی در روستای عاشقان که پیرمرد روستا در مقابل من از او خواستگاری کرد!
زنی در روستای عاشقان که پیرمرد روستا در مقابل من از او خواستگاری کرد!

داستان پیر کهنسال عاشقان تمام شده بود و من درگیر داستان، اصلا فراموش کرده بودم که برای دیدن قبرستان و گورستان عاشقان آمده بودم! قبرستان عاشقان در شمال روستای عاشقان قرار داشت، زمین قبرستان ۲ متر بالاتر از سطح اطراف بود، خاک قبرستان سفید بود! سپید سپید …

محوطه قبرستان عاشقان با خاکی سفید
محوطه قبرستان عاشقان با خاکی سفید

بعدها که عکس هوایی قبرستان را دیدم کمی باورش برایم سخت بود، زمین گورستان عاشقان شبیه قلبی بود که نماد عشق است!

نقشه و موقعیت روستا و قبرستان عاشقان
نقشه و موقعیت روستا و قبرستان عاشقان

وارد محوطه قبرستان عاشقان شدم، حالا دیگر دو قبر نبود، تا چشم کار می کرد، قبر بود و قبر! پیش خود گفتم آیا همه دل شکسته عاشقند در این گورستان؟! نام متوفیان جدید، برای جالب بود! همه آرام بودند، چه واژه ای است این آرامستان!!

جوان ناکام "آرام" در قبرستان عاشقان
جوان ناکام “آرام” در قبرستان عاشقان

روستای عاشقان آدرس: استان جاده قدیم قوچان از مشهد به توس، نرسیده به روستای سید آباد، محله کال زرکش، توس ۹۷ شمال جاده سیدآباد به ابرغن، در کنار کشف رود
شماره ثبت روستای عاشقان در فهرست آثار ملی ایران: این اثر ثبت ملی نشده است!
نکته سوم) قلعه ای با این عظمت، نم یدانم چرا ثبت نشده و در سیاهه آثار ملی کشورمان قرار نگرفته است!!
مختصات جغرافیایی ، آب و هوا ، نقشه و … روستای عاشقان :  E 59″31’58.07      N 36″26’20.59
ارتفاع روستای عاشقان از سطح دریا : ۹۷۸ متر
دوران و بانی اثر روستای عاشقان: تعیین قدمت قلعه، به عهده کارشناسان اهل فن
امکان بازدید از روستای عاشقان: مهیاست

دو درخت کهنسال در روستای عاشقان
دو درخت کهنسال در روستای عاشقان

مردم شناسی و جامعه شناسی :
۱) جمعیت روستا : ۱۵ نفر
۲) زبان و گویش: فارسی با گویش مشهدی
۳) مذهب : شیعه ۱۲ امامی
۴) آیین ها، سنتها، آداب و رسوم و … :
۵) ره آورد (سوغات) : روی خوش، غلات، ذرت و …
الف) صنایع دستی: نمی دانم
ب) شکمی : …

جاذبه های گردشگری :
۱) اماکن و جاذبه های طبیعی :
۲) آثار ثبت شده در فهرست آثار ملی :
قبرستان عاشقان آدرس: استان جاده قدیم قوچان از مشهد به توس، نرسیده به روستای سید آباد، محله کال زرکش، توس ۹۷ ، شمال جاده سیدآباد به ابرغن، شمال غربی روستای عاشقان، در کنار کشف رود
۳) سایر :
پیش شماره تلفن :

منابع و سرچشمه ها درخصوص گورستان عاشقان؛
اسناد ثبتی فهرست آثار ثبتی ملی ایران در سازمان میراث فرهنگی به کوشش زهرا گنجعلی و اعظم ظهیرنژاد
کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران، ستاد ارتش، جلد نهم
لغتنامه دهخدا

همسفران

با ما همسفر باشید

XHTML: امکان استفاده از این کدها وجود دارد: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>