عضویت در سفرنویس

register-image

تورهای سفرنویس

tour-image

آمار سفرنویس

counter-image
344 سفر
12798 همسفر

آرامگاه دانیال نبی و سفرنامه ها

پس از گزارش آرامگاه دانیال نبی، از طرف دوستان سوالاتی مطرح شد؛ اول آنکه چرا گزارش سفر خاخام یهودی به آرامگاه دانیال نبی را لینک نکردم، دوم آنکه چرا درباره آرامگاه دانیال نبی نوشته ام و … پس خلاصه ای از سفرنامه ها به آرامگاه دانیال نبی را در ادامه می نویسم تا شاید به پرسش سوم یکی از دوستان هم، در لابلای گزارش اشاره کرده باشم …

Yisroel Meir Gabbai در ایران
Yisroel Meir Gabbai در ایران

با توجه کنکاشهایی که درخصوص آرامگاه و آرامستان داشتم به شخص و بنیادی برخورد کردم که به دنبال شناسایی، احیاء و نگهداری آرامستان های قدیمی و همچنین آرامگاه مشاهیر یهودی بود، Yisroel Meir Gabbai چندی پیش به ایران آمده و در گزارش سفرش، عکسی از سنگ مزار آرامگاه دانیال نبی قرار داده بود. که گزارش سفرش را می توانید در اینجا بخوانید. در جایی دیگر هم اعلام کرده بود؛ قبرها در ایران دارای عزت و احترام خاصی هستند و آرامگاه دانیال نبی نیز تبدیل به مسجدی شده است و مسلمانان در آنجا نماز برپا می کنند.

خوب بهتر است به موضوع سفرنامه ها درخصوص آرامگاه دانیال نبی برگردیم؛ سفرنامه ها بر اساس تاریخ در این قسمت گنجانده شده و نکته ها تنها یک برداشت شخصی است …

قرن دوم، أبو محمد أحمد بن أعثم الکوفی الکندی مورخ عرب در کتاب الفتوح می نویسد؛ «ابوموسی اشعری در فتح شوش غنایم بسیاری به دست آورد تا به صندوق دربسته ای رسید که مهر وموم شده بود.در جستجو از محتوای آن، سنگی بزرگ و طولانی مانند گوری مشاهده شد که مرده ای در آن گذاشته شده بود. ابوموسی از مردم در مورد وی پرسید، جواب دادند که این مرد مقیم عراق بود (برخی او را مقیم مصر دانسته اند) و برای بارش باران مستجاب الدعوه بود. بنا بر این وی را طلب کردیم تا به برکت وجودش ، خداوند باران بر ما فرو بارد. نهایتاً با این شرط که پنجاه نفر گروگان در عوض او بفرستیم، وارد این منطقه شد و چنانچه خواستیم باران به برکت وجودش تا زنده بود می بارید. ابو موسی در این خصوص به خلیفه عمر نامه نوشت. عمر نیز از بزرگان صحابه به ویژه امام علی در این مورد کمک خواست و عاقبت دستور صادر شد که ابوموسی جسد را از مکانی که در آن هست بردارد و در جایی دفن کند که اهل شوش بر قبر او قادر نباشند. ابوموسی دستور داد آب رودخانه را تغییر مسیر دادند و جسد دانیال را در وسط رودخانه در قبری جای دادند و سپس آب را بر آن جاری ساختند.»

عکس آرامگاه دانیال نبی از خاخام Me'ir Gabbai
عکس آرامگاه دانیال نبی از خاخام Me’ir Gabbai

نکته اول) علت صدور این فرمان چه بوده است؟ آیا خطری از جانب مردم متوجه جسد بوده است ؟ تا جایی که روشن است این تابوت مورد احترام مردم بوده است! و به نوعی در متن به همین موضوع اشاره شده است، شاید همین ابتدا کل موضوع را بشود زیر سوال برد! شاید هم پاسخ سوال سوم را داده باشم!!

قرن سوم، تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری؛ “دانیال در سواحل ایران بود و چون مرگش در رسید کتاب خدا را از منکران دریغ داشت و آن را به خدا سپرد و به وسیله پسر خود، آن کتاب را در زیر دریا مدفون کرد. وقتی از این جهت خاطرش آسوده شد به سرای باقی شتافت. “

قرن چهارم، کتاب حدود العالم من المشرق الی المغرب :«شوش شهری است توانگر و جای بازرگانان و بارکده خوزستان است و از وی جامه و عمامه خز خیزد و ترنج دست انبوی خیزد و تابوت دانیال پیامبر آنجا یافتند.»

قرن چهارم، ابو عبدالله حمزه بن حسن اصفهانی معروف به حمزه اصفهانی می گوید؛ شوش به معنی زیبا، باصفا، خوب ولطیف است و در تورات و قاموس موسی در مورد شوش آمده است:«شوش یا شوشان در عبری به معنی زنبق بوده و در یونانی به آن سوسنای می گفته اند.»

قرن پنجم، بنیامین تودلایی Benjamin of Tudela جهانگرد یهودی؛ «حدود ۶ تا ۷ هزار یهودی در قرن دهم در شوش زندگی می کرده اند و ۱۴ کنیسه داشته اند … استخوانهای مقدس دانیال در یکی از کنیسه ها بوده است و خیر و برکت را نصیب ساکنان یک سمت رودخانه کرده است و در این سمت رودخانه اشخاص ثروتمند و خوشبختی زندگی و داد و ستد می کرده اند و در سمت دیگر رودخانه تمام بلاهای آسمانی نازل می شده است.» وی همچنین از منازعه محلات دو طرف رودخانه شوش خبر داده که سلطان سنجر با قرار دادن جسد دانیال در تابوتی شیشه ای و یا تابوتی از مس صاف در وسط پلی معلق بر روی رودخانه ، غایله مزبور را خوابانید.

سفرنامه لرستان و خوزستان
سفرنامه لرستان و خوزستان

نکته دوم) شاید این بدان معنی است که جنگ بر سر تابوت زرین یک پادشاه معروف عیلامی بوده است که نامش با شهر شوش پیوند داشته است واز میان پادشاهان معروف عیلامی نام کوتیک این شوشیناک (کسی که از جانب شبان/خدای مردم شوش حمایت میشود، به اکدی پوزور این شوشیناک که در  طی نیمه دوم سده بیست و دوم پیش از میلاد حکومت نموده) نزدیکترین نام به شوش دانیال (داور خدایی مردم شوش) است . لذا مسلم می نماید که مقبره هرمی شکل شوش دانیال به جای ویرانه زیگورات شده آن بنا شده است. آوازه و شهرت این پادشاه  در عهد هخامنشیان به قدری بوده است که کورش/ فریدون را با وی سنجیده اند چه طبق استوره شاهنامه پدر فریدون/کورش را تقدیم مارهای ضحاک (مردوک) نمودند و مسلم می نماید که این از معنی لفظی نام  پدر کوتیک این شوشیناک یعنی شین پی ایش هوک (یعنی کسی که به مار اهدا شده است) بر خاسته است. می دانیم که کورش در آغاز در همین سرزمین انشان (سرزمین این شوشیناک، شوش) فرمانروایی می نموده است. از اینجاست که در تورات کورش سوم را در کتابهای دانیال نبی و ارمیا و اشعیا منجی و قوچ مرد خدا و شبان خدا نامیده اند.
خود نام دانیال نبی تورات هم که در همان اوان فتح بابل توسط کورش در بابل به پیروزی میرسد در اساس اشاره به خود کورش (لفظاً یعنی قوچ کوهی) و وزیر و سردار او گائوبریاس (سنخنور) فاتح اصلی بابل و همچنین کوتیک این شوشیناک (یعنی کسی که از جانب شبان/خدا مردم شوش حمایت میشود) می باشد. در کتاب دانیال که پیشگوییهایی است که بعداً به  شکل ایماء و اشاره از روی اخبار تاریخی و اساتیری قدیمی ساخته و پرداخته شده اند. ضمن روایات اساتیری که در قدیم نزد یونانیان هم شایع بوده گبریاس/ دانیال وزیر جنگ سیاس کورش با گوشهای بریده (در اصل اشاره به نام مگوش= مغ) از اردوی کورش به درون حصار شهر بابل نزد بابلیها پناه می برد و با این ترفند دروازه دژ را بر روی سپاهیان کورش در خارج حصار باز می نماید. در تعبیر رؤیاهای پادشاه بابل توسط دانیال از دولتهای بابل و پارس و اشکانی و یونان/روم به ترتیب تحت نام چهار جانور توتمی آنها یعنی شیر (یا ببر= بوری اوستا) ، پلنگ (= پارس)، خرس (=ارشک) و جانور هولناک (گرگ) یا وحش ده شاخ (مملکت ده سوی) نام برده شده است.

قرن هفتم، کتاب آثار البلاد و اخبار العباد نوشته زکریا بن محمد بن محمود قزوینی ترجمه جهانگیر میرزا «حکایت کنند که ابوموسی اشعری چون فتح کرد تستر(شوشتر)را ،یافت به آنجا مرده ای را در حوض آبی که از مس ساخته شده بود نزد او دراهم چند، هر که را احتیاج می شد برمی داشت از آن دراهم به قدر حاجت و چون حاجتش روا گشتی، رد آن دراهم می کرد و اگر نگاه داشتی مریض شدی. پس ابوموسی این قضیه را به جانب امیرالمومنین عمر ابن خطاب نوشت و آن حضرت در جواب وی نوشت که آن میّت دانیال نبی است. برآر او را وغسل ده و کفن بپوشان و نماز کن بر او و دفن کن آن را.»

نکته سوم) با توجه به متن فوق، موضوع حضرت علی، منتفی می شود و موضوع به خلیفه وقت عمر منتصب می گردد!!

سنگ قدیمی آرامگاه دانیال نبی
سنگ قدیمی آرامگاه دانیال نبی

قرن هشتم، حمدالله مستوفی، نزهت القلوب می نویسد: «شوش اولین شهری است که در خوزستان بنا کردند….و شاهپور ذوالاکتاف تجدید عمارت آن شهر کرد و شاهپور خُره خواند. گور دانیال پیغمبر بر جانب غربی شوش است در میان آب و در آنجا ماهیان انسی اند و از مردم نگریزند و کسی ایشان را نرنجاند»

قرن سیزدهم، علامه حاج شیخ محمد تقی شوشتری، کتاب قضاء به نقل از کتاب کافی؛
الف) امام صادق(ع)روایت است که حضرت علی(ع) فرمود: دانیال پیغمبر یتیمی بود که پیرزنی از بنی اسرائیل او را تربیت کرد.
ب) امام علی (ع) پس از روایت فوق، داستانی را فرمودند: «پادشاهی از بنی اسرائیل بنا بر شهادت دو تن از قاضیان خود نزدیک بود زنی را سنگسار کند ولی دانیال کم سن و سال توانست با قضاوت نمادین خود، پادشاه و وزیر او را هشیار کند تا قضاوت عجولانه نکنند.»

قرن سیزدهم،  تذکره شوشتر، سید نورالدین امام شوشتری؛ « مردم شوش از کثرت باران به خدمت حضرت امام علی النقی (ع) شکایت نمودند و آن حضرت فرمود این به سبب آن است که استخوان های حضرت دانیال را شما دفن نکرده اید و هر گاه استخوان های انبیای الهی چیزی منکشف شود آسمان بر او گریه می کند و ایشان به آنجا معاودت و استخوان ها را دفن نمودند و باران منقطع گردید.»

نکته چهارم) مگر در سال ۱۶ ه جسد ایشان توسط ابوموسی اشعری و به دستور خلیفه وقت غسل و دفن نشده است!!

۱۸۴۰ م  آستن هنری لایارد Austen Henry Layard  انگلیسی؛ «…مایل بودم که از قطعه سنگ سیاه معروفی که می گفتند چند سطر خط میخی بر روی آن حک شده است و در بقعه دانیال وجود دارد دیدن نمایم…در دزفول به صورت تصادفی با شخصی به نام عبدالنبی ،درویش ومتولی بقعه ملاقات نموده و همراه او به سمت شوش حرکت نمودم .بقعه را تازه تعمیر و بازسازی کرده بودند. … از میان دروازه ای گذشتیم و وارد صحن بقعه شدیم … از اتاق بیرونی وارد یک حجرۀ بسیار تاریکی شدم. در این مکان مقبره دانیال نبی قرار داشت. بر روی قبر یک صندوق چهار گوشه تعبیه شده که آن را با گچ سفید کرده بودند و بر رویش یک ضریح مشبک چوبی به چشم می خورد وبر روی ضریح چند دانه تخم شتر مرغ و دو یا سه عدد چراغ پیه سوز گذاشته بودند…در اتاق بیرونی دو سر ستون و در صحن بقعه یک سر ستون بزرگ مشاهده نمودم. ظاهراً این سر ستونها مربوط به دوران پادشاهان قدیم ایران و متعلق به عهد پرسپولیس بوده است. در میان رشته پله هایی که با سنگ های بزرگ و تراشیده فرش شده و از بالا به کنار رودخانه امتداد داشت تخته سنگی وجود داشت که هیئت برجسته مردی را در میان دو شیر نشان می داد … در این مکان یک قطعه سنگ مرمر که چند سطر خط میخی تقریباً محو شده و یک سر ستون مرمر نظیر آنچه در صحن بقعه وجود داشت مشاهده نمودم … درویش گفت چند سال پیش در اثر طغیان رودخانه، قسمتی از زمین های نزدیک بقعه شسته شده و در نتیجه یک تابوت از زیر خاک بیرون آمده، هنگامی که در تابوت را باز کردند جسد یک انسان بود. در درون تابوت مقداری ظروف نقره و چند تکه سلاح و ابزار جنگی قدیمی مشاهده شد…. .»

نکته پنجم) با توجه به این گزارش، موضوع کشف جسد و … در سال ۱۸۴۰ میلادی است!!!

آستن هنری لایارد Austen Henry Layard 1840
آستن هنری لایارد Austen Henry Layard 1840

۱۸۴۲ م ، بارون دوبد Baron de Bodé روسی؛ «بقعۀ دانیال در زیر سقف مخروطی شکل از دور قابل رؤیت است… وی پس از توضیح عدم مخالفت ساکنین شوش با دیدارش از آنجا، می نویسد: « متولی زیارتگاه، سنگ سیاه تختی را به من نشان داد که به نظرم از اجرام سماوی و به وزن چند کیلو گرم بود و از خواص جالب آن برایم صحبت کرد. در مورد سنگ سیاه همان داستان راولینسن را شنیدم که حکایت از تخریب این سنگ توسط باروت و بوسیله یک نفر فرنگی می نمود و اینکه او موفق نشده است سنگ را به طریق دیگری ببرد… می گویند اعراب شوش از زمان تخریب این سنگ نسبت به بیگانگان خیلی ظنین شده اند و من خود شاهد بودم هر وقت به تکه های سنگ مرمر که روی زمین پراکنده بود نزدیک می شدم یا به آنها دست می زدم به دقت حرکاتم را می پائیدند. »

قرن ۱۴ حاج عبدالغفار نجم الملک در دوره ناصرالدین شاه؛ «در بصره شنیده شد که همیشه فرنگی ها و سیاحان می روند در خرابه های شوش کنجکاوی می کنند، خاصه در دخمه ها، و از آثار قدیمه آنچه بدست آورند می برند. وقتی آمده بودند ظاهراً قبر دانیال نبی را نبش نمایند اعراب حوالی و اطراف اجتماع نموده آنها را ممنوع و مطرود نمودند … صحن دانیال کاروان سرایی است که شیخ جعفر شوشتری درست نموده، در آنجا از مایحتاج زندگی هیچ یافت نمی شود. شخص زائر باید تمام نیازهای خود را از دزفول برآورده کند … رودخانه بزرگی از پهلوی قبر می گذرد …گویند جسد و قبر حضرت در زیر آب افتاده … شب دوشنبه مشغول برداشتن نقشه صحن و عمارت دانیال شدم. گنبد حصار را  آقا شیخ جعفر با ضریح برنجی ساخته که هفتصد تومان تمام شده و رواق را عبدالله میرزا و اتاقهای اطراف را حشمه الدوله ، ولی ناتمام است. قریب سیصد تومان دیگر خرج دارد.»

احمد اقتداری که بین سالهای ۱۳۴۹تا ۵۰ ه.ش از شوش دیدن کرده ، بنای بقعه را به لحاظ معماری چنین توصیف می کند: «در زیر زمین بنای بقعه اتاقی با سقف ضربی کوهان شتری ساخته شده و با گچ اندود شده است و مقبره ای در وسط آن قرار دارد. بدنه های قبر با سنگهای زرد قدیمی بدون نوشته و لوح ساخته شده و سطح فوقانی مکعب صندوقچه قبر، از موزاییک جدید است که با سیمان کار گذاشته شده است. … بنای بارگاه که بر روی زیر زمین واقع است اتاقی است که ضریح در آن قرار  دارد و اکنون سقف آن آیینه کاری شده است و دارای دو ایوان در اضلاع شمالی، جنوبی است که در واقع نمازخانه بقعه است و یک ایوان در ضلع شرقی وجود دارد که ایوان کفش کن است. گنبد دانیال نبی به سال ۱۲۸۷ هجری قمری برابر با ۱۸۶۹ میلادی پس از آنکه سیل بقعه قدیم تر را خراب نمود از نو ساخته شد و بی شک این اولین بار تعمیر و بازسازی آن نبوده است همچنانکه آخرین بار نیز نخواهد بود.»

نقاشی اوژن فلاندن Eugène Flandinفرانسوی از آرامگاه دانیال نبی در کتاب سفر به ایران
نقاشی اوژن فلاندن Eugène Flandinفرانسوی از آرامگاه دانیال نبی در کتاب سفر به ایران

نتیجه: نتیجه گیر و برداشت با خود شما

منابع و سرچشمه ها:
آثار و بناهای تاریخی خوزستان(دیار شهریاران) نویسنده احمد اقتداری
خوزستان و تمدن دیرینه آن، نویسنده ایرج افشار
سفرنامه لرستان و خوزستان ، بارون دوبد، ترجمه محمد حسین آریا
تذکره شوشتر، سید عبدالله جزایری
آثار البلاد واخبار العباد، امام زکریا ابن محمدابن محمود قزوینی
سفرنامه لایارد، اوستن هنری، ترجمه مهراب امیری
جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی، گی لسترنج
تاریخ گزیده، حمد الله مستوفی
سفر نامه خوزستان، حاج عبد الغفار نجم الملک
وبلاگ گتوند، نویسنده محمد امیری
نشریه پیام پولاد شماره ۶۷ مکانهای دیدنی خوزستان، شهر شوش
کتاب تاریخ پیامبران و پادشاهان، حمزه اصفهانی، ترجمه دکتر جعفر شعار

همسفران

  1. چه جالب که اجازه دادن خارجی ها برن مقبره رو ببینن. چون سفرنامه دیولافوا به شدت اذیتشون کردن برا بازدید اماکن مذهبی. سر دانبال هم همین طور. دیولافوا هم یک روایتی رو نوشته در مورد قبر دانیال که چی شده آخرش وسط رودخونه گذاشته شده و این حرفا.

    شهریار: با مدیر آنجا که صحبت می کردم ، بازدید کننده خارجی زیادی دارند و معمولا آنها را به زیرزمین هدایت می کنند تا بالا !!

  2. مهدی فیض آبادی فراهانی

    با سلام و وقت بخیر

    واقعا دست مریزاد افرین … عالی بود ..من جواب سوالم رو گرفتم …ممنونم از شما

    شهریار: سلام بر شما، خوشحالم که پرسش شمارا پاسخ دادم

  3. سلام خوب بود رشته منم تاریخه ازین تحقیق لذت بردم مرسی

    شهریار: سلام بر شما، خوشحالم که شما خرسندید

  4. حسن محمودی

    سلام. سپاس از گزارش تان. چند سالی است درگیر تحقیق و پژوهش درباره ی شوش هستم و رمانی چند جلدی نوشته ام درباره ی شوش. ممنون می شوم اگر منابع دیگری دارید در اختیارم بگذارید

    شهریار: سلام برشما، خدا قوت، منابعی برای ارسال ندارم

با ما همسفر باشید

XHTML: امکان استفاده از این کدها وجود دارد: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>