عضویت در سفرنویس

register-image

تورهای سفرنویس

tour-image

آمار سفرنویس

counter-image
336 سفر
11798 همسفر

باغمزار ویرانی

باغمزار ویرانی …!! دقیقا قبل از بازدید نقش یک آدم بلاتکلیف را داری! نمی دانی قرار است یک باغ را ببینی یا یک ویرانی را ! شاید هم مزاری که ویران شده و بعدها باغ شده! … باغمزار ویرانی جایی است که باید دید، در داستانهایش غرق شدو لذت برد، باغمزار ویرانی جای است برای پیدا کردن سرنخ هایی جالب درخصوص خیلی چیزها …
باغمزار ویرانی آدرس استان خراسان رضوی، شهرستان طرقبه شاندیز (بینالود) جاده مشهد به سمت شهر شاندیز، بعد از روستای ویرانی (نورآباد، لنگر) شرق جاده ورزشگاه ثامن الائمه، در کنار زمین های موقوفه محمد ناصرخان ظهیرالدوله

محمد ناصرخان ظهیرالدوله
محمد ناصرخان ظهیرالدوله

نکته اول) “علیخان ظهیرالدوله” مدفون در گورستان ظهیرالدوله معروف تهران پسر ناصرخان ظهیرالدوله است. شاید این عمارت نقشی در درویشی علیخان داشته! حسن خان سالار در سال ۱۲۶۶ ق در خراسان  طغیان کرد، امیرکبیر “محمد ناصرخان  ظهیرالدوله” را مامور سرکوبی “خان سالار” نمود و او نیز در این جنگ پیروز شد و ملقب به ظهیرالدوله گردید و سرداری خراسان را از آن خود کرد.

.

.
شماره ثبت در فهرست آثار ملی ایران : ۸۷۳۰ تاریخ ثبت ۱۳۸۲/۰۳/۱۰ ه خورشیدی
مختصات جغرافیایی ، آب و هوا ، نقشه و …E 59″22’38.42    N 36″24’51.40
ارتفاع از سطح دریا : ۱۱۹۱ متر
باغمزار از دیرباز آرامگاه بزرگان بوده و پیشینه ساختن باغمزار به دوران باستان می رسد. چنانچه در شاهنامه فردوسی درباره محل دفن رستم می خوانیم:

به باغ اندرون دخمه ای ساختند                       سرش را به ابر اندر افراختند

توصیفات شاهنامه با خصوصیات کالبدی آرامگاه کورش نیز سازگار است، چرا که در سطحی بلندتر از سطح زمین، در میان فضایی باز و احتمالاً در میان باغی قرار داشته که از فاصله دور قابل مشاهده بوده است و قرار دادن مزار در میان باغ هم، نشانی از بهشت و جنت است.

جاده ورزشگاه ثامن، باغمزار ویرانی سمت راست این جاده است
جاده ورزشگاه ثامن، باغمزار ویرانی سمت راست این جاده است

اما باغمزار ویرانی ما کمی متفاوت بود، یعنی این کلمه ویرانی باعث سردرگمی من شده بود، راننده آژانسی که با او بودم، پس از کلی کلنجاری که با خودش رفته بود، در نهایت از من پرسید؛ آقا برای چی می خواهید به باغمزار بروید! آخر معمولا باغمزار ویرانی، مکانی است که تماشاگران قبل از رسیدن به ورزشگاه، در آن خودسازی می کنند! پس خیالم راحت شد که قرار است طبق معمول یک مکان مخروبه و ویران را ببینم، اما یک مشکل دیگر هم بود، روستای لنگر، نامی که محل قرار گرفتن باغمزار ویرانی در اسناد، از آن یاد شده بود، روستایی که وجود خارجی نداشت! در هر صورت، به عمارت زیبای باغمزار ویرانی رسیدم، عمارتی که پیرامون آن پر بود از درختان کهن سال

درختان کهن سال محوطه باغمزار ویرانی
درختان کهن سال محوطه باغمزار ویرانی

نامهای دیگر باغمزار ویرانی (خانقاه): خانقاه ویرانی  وِی رانی، ویرانیو، ویرانو و خانقاه لنگر
پیرامون نام (وجه تسمیه) :
۱) باغمزار ویرانی؛ به دلیل آنکه قبلا اینجا باقی مصفا بوده و بعدها رها و رو به ویرانی گذاشته است به آن ویرانی گویند البته برخی می گویند حمله مغول به این روستا باعث ویرانی آن شده و نام قبلی آن لنگر بوده و نامهای دیگر آن وِی رانی، ویرانیو، ویرانو بوده البته این ویرانی به زمان حمله مغول به ایران است
۲) خانقاه لنگر؛ در لغت نامه ها، مکانی را لنگرگویند؛ که در آنجا همه روزه طعام به مردم و فقرا دهند، یا محل اجتماع یا خوردنگاه صوفیان باشد، جائی که هر روز از آنجا به مردم طعام برسد، به معنی نوانخانه و پناهگاه بینوایان و برخی هم به خانقاه لنگر گویند.
نکته دوم) شاید با این توصیفات معنی ضرب المثل “کنگر خورده و لنگر انداخته” برای ما روشن شده باشد، البته شاید!

ایوان ویران شرقی باغمزار ویرانی در سال 1382
ایوان ویران شرقی باغمزار ویرانی در سال ۱۳۸۲

امکان بازدید باغمزار ویرانی (خانقاه): بازدید از محوطه بیرونی باغمزار ویرانی مهیاست ولیکن دربهای آن بسته است و ورود به داخل عمارت امکان پذیر نیست.
پیشینه و تاریخچه : اخی علی قتلقشاه (قتلق شاه ، قتلغشاه) پس از شیخ عبدالله غرجستانی به عنوان خلیفه و بزرگترین شیخ فرقه کبروی در این عمارت که به عنوان خانقاه بود استقرار پیدا کرد و پس از مرگ اخی علی قتلقشاه (قتلغشاه) به عنوان مقبره ایشان در نظر گرفته شده است. (به روایت مولف مجمل فصیحی و عبد الحمید مولوی) می گویند؛ خراسان و توس مرکز صوفی گری زمان بوده.
نکته سوم) غرجستان یکی از ولایات کشور افغانستان است.
اما بد نیست کمی درباره فرقه کبرویه بدانید؛
در طی قرون ششم تا هشتم هجری فرقه­ هایی از تصوّف، در جهان اسلام پدید آمدند که مهم­ ترین آنها یسویه، نقشبندیه و کبرویه بودند. «یسویه» که مشتق از نام «خواجه احمد یسوی» بود و از اهالی شهری که بعدها به نام ترکمنستان خوانده شد؛ فرقه «نقشبندیه» که نام خود را از «بهاءالدین نقشبند» اهل بخارا گرفته بودند و «کبرویه» که نجم­ الدین کبری آن را در خوارزم پایه­ گذاری کرد (مرقد احمدبن عمربن محمد خیوقی خوارزمی کنیه ابوالجناب ملقب به نجم­ الدین کبری در خوارزم است) یکی از مریدان نجم الدین فردی به نام سیف­ الدین باخرزی (وفات ۶۵۹ ق) بود که شاخه ای از کبروی را در بخارا تأسیس کرد که دست کم تا قرن چهاردهم قدرتمند باقی ماند. مقبره سیف ­الدین ( سیف‌الدین ابوالمعالی سعیدبن مطهربن سعید باخرزی مشهور به شیخ العالم ) در بخاراست و به عنوان محل زیارتی برای خانقاه صوفیان است و مرکز فعالیت­ های مؤسسات کبروی در بخارا به شمار می­رفت.

باغمزار ویرانی در سال 1382 از دید شرقی و جنوبی
باغمزار ویرانی در سال ۱۳۸۲ از دید شرقی و جنوبی

ویژگی های مهم طریقت کبرویه عبارت اند از: تأکید بسیار برشریعت و جدا ندانستن ظاهر و باطن از هم، اهمیت آداب طریقت و ضرورت خرقه، ضرورت تبعیت مطلق از پیر، اهمیت خلوت و تلقین ذکر، اهمیت خاموشی و سکوت، نمادپردازی رنگ در شهود عارف، اجتماعی بودن طریقت کبرویه در عین تأکید بر خلوت و عزلت، اهمیت سماع.
از همان ابتدای ظهور تصوف می توان دو نوع طریقت را در عرفان اسلامی مشاهده کرد؛ یکی تصوف عاشقانه با وجد و حال و شوریدگی و سکری است که رهروان آن بیشتر به تصوف حسین بن منصور حلّاج، بایزید بسطامی و ابوسعید ابوالخیر نظر داشتند؛ و دیگری مکتب علمی تصوف، معروف به طریقه صحوی بوده که بیشتر به آداب و سنن و اوراد و اذکار توجه داشته است.
صوفیه بر این باورند که برای رسیدن به مذکور باید اسامی خدا را گفت؛ چون خداوند در اسامی خود حضور دارد.  (ذکر یعنب تکرار اسم یا اسامی خدا) در طریقه کبرویه بر ذکر لا اله الا الله تأکید است که ذاکر با نفی ما سوی الله، هستی مطلق را اثبات می کند. این ذکر و اذکار دیگر به نور تبدیل می شوند و قلب را به طبیعت نورانی خود برمی گردانند. ذکر به دو گونه زبانی و قلبی تقسیم می شود و در طریقت کبرویه برتری با ذکر خفی و قلبی است و آن نیز متناسب با مراتب قلب، مراتب گوناگونی دارد که در مراتب بالای آن، ذکر، ذاکر و مذکور با هم یکی  می شوند و در این هنگام مذکور در ذاکر ذکر می گوید و ذاکر به ذکر دوام و در نتیجه شهود خدا می رسد؛ تمام ابعاد وجودی شخص اتحاد می یابد و ذکر الله الله سر می دهند.

باغمزار ویرانی در سال 1382 (ایوان غربی و جنوبی)
باغمزار ویرانی در سال ۱۳۸۲ (ایوان غربی و جنوبی)

سودای سفر از ذکر بود                  از ذکر شود، مردم سفری

کبرویه در زمان حمله مغول، خصوصاً در مشرق ایران، رونق فراوان داشت و مشایخ آن در عهد خوارزمشاهیان و ایلخانان ، از خراسان و ماوراءالنهر تا شام و آسیای صغیر، در نشر آن کوشیدند. سلسله کبرویه در قرن نهم دارای انشعاباتی شد، بین دو تن از مدعیان جانشینی، یعنی سیدمحمد نوربخش (متوفی ۸۶۹) و سیدعبداللّه برزش آبادی (متوفی ح۸۹۰)اختلاف افتاد و گروهی به نام نوربخشیه طرفدار سیدمحمد نوربخش، و گروهی نیز طرفدار برزش‌آبادی شدند. شعبه برزش‌آبادی بتدریج ذهبیه خوانده شد، بدین ترتیب، سلسله نوربخشیه و ذهبیه استمرار سلسله کبرویه و منشعب از آن است.

باغمزار ویرانی و محوطه آن در سال 1391 (ایوان غربی و شمالی)
باغمزار ویرانی و محوطه آن در سال ۱۳۹۱ (ایوان غربی و شمالی)

نکته چهارم) در کتاب روضات الجنان قید شده است که سیدعبداللّه برزش آبادی عمارت خانقاه را در ویرانی بنا نموده است.

زنهار مزن تو طعنه بر درویشان                        هستند ایشان چنان­چه هستند ایشان
خواهی که بدانی که کیانند ایشان                         یک عالم مس بیار و یک جو زایشان
شعری منتصب به نجم­ الدین کبری

باغمزار ویرانی در سال 1391
باغمزار ویرانی در سال ۱۳۹۱

دوران و بانی باغمزار ویرانی (خانقاه): در دوران ایلخانی و زمان حکومت سلطان ابوسعید بهادر (آخرین ایلخان ایران ۷۱۶ تا ۷۳۶ ه ق) و به احتمال فراوان توسط جد سید عبدالله بنا شده است ولیکن در در کتاب روضات الجنان قید شده است که سیدعبداللّه برزش آبادی “باغمزار ویرانی” را بنا نموده است و اینجا مکانی بوده برای تدریس و یا اسکان کبرویه ها و خانقاه آنها. مالکیت فعلی بنا در اختیار سازمان اوقاف و امور خیریه مشهد است.

باغمزار ویرانی در سال 1391
باغمزار ویرانی در سال ۱۳۹۱

مشخصات و معماری باغمزار ویرانی:
محوطه باغ در حدود ۷۵۰۰ متر مربع مساحت دارد و باغمزار ویرانی تقریبا در وسط محوطه قرار گرفته است باغمزار ویرانی (خانقاه) دارای پلانی مربع به ابعاد ۲۰٫۵ در ۱۸٫۸۰ متر است. مدخل اصلی باغمزار ویرانی (خانقاه) در ضلع شرقی که کوچکتر می باشد تعبیه شده اما ۲ ضلع بلندتر شمالی و جنوبی دارای ورودی و ایوان هستند. ضلع شرقی که قطعا ایوانی رفیع تر از اضلاع دیگر داشته فعلا دارای ایوانی همانند دیگر اضلاع است. در طرفین مدخل شرقی باغمزار ویرانی (خانقاه)  ۲ پلکان برای ورود به پشت بام تعبیه شده است.

3D باغمزار ویرانی
3D باغمزار ویرانی

ضلع غربی که روبری مدخل اصلی باغمزار ویرانی (خانقاه) قرار دارد دارای سکویی در وسط و دو اتاقک در طرفین است، این اتاقکها به ابعاد نامنظم و به عنوان چله خانه استفاده می شده. در سکوی میانی، مقبره گونه ای فاقد سنگ و کتیبه قرار دارد و انتهای سکو هم شامل مدخلی است که به بیرون باغمزار ویرانی (خانقاه) می رسد که در دوره های بعدی آنرا مسدود نموده اند.

پلان باغمزار ویرانی
پلان باغمزار ویرانی

در نمای بیرونی باغمزار ویرانی (خانقاه) ضلع غربی ورودی دو اتاق در طرفین مدخلی که مسدد شده است به چشم می خورد، به گونه ای که هر دو اتاق به ظاهر می تواند بی ارتباط با فضای داخلی ساختمان باشد.

نمای داخلی باغمزار ویرانی
نمای داخلی باغمزار ویرانی
نمای داخلی باغمزار ویرانی
نمای داخلی باغمزار ویرانی
نمای داخلی باغمزار ویرانی
نمای داخلی باغمزار ویرانی

مصالح باغمزار ویرانی (خانقاه) از آجر و گچ بوده و عوامل تزئینی زیادی در بنا مشاهده نمی گردد. از تزئینات باغمزار ویرانی (خانقاه) می توان به طاقنمای هلای شکل اطراف ایوانها و همچنین به گچبری هایی از نوع رسمی بندی از نوع بناهای دوره تیموری در داخل بنا اشاره نمود.

نمای داخلی باغمزار ویرانی
نمای داخلی باغمزار ویرانی

نکته پنجم) این بنا از نظر پلان شباهت بسیار زیادی با بنای موجود در شهر توس (هارونیه) دارد. گرچه هارونیه به مراتب عظیم تر و با هیبت تر از بنای باغمزار ویرانی است اما شباهت های پلان دو بنا و زمان ساخت آنها شاید موید این باشد که معمار هر دو بنا یکی باشد.
نکته ششم) زمانی که من در آنجا حضور داشتم امکان بازدید از داخل باغمزار ویرانی به دلیل بسته بودن مهیا نبود و این تصاویر و توضیحات داخلی بنا از سند ثبتی اثر کپی و در اینجا گنجانده شده است. و نکته دیگر آنکه در زمانی که من آنجا بودم چند نفری در خرابه ای ویران که به احتمال فراوان از ملحقات باغمزار ویرانی بود و در جنوب عمارت بود، در حال خودسازی و … بودند.

چند نفری در اینجا مشغول خودسازی بودند(باغمزار ویرانی)
چند نفری در اینجا مشغول خودسازی بودند(باغمزار ویرانی)

ته نویس اول) بازدید من از این بنا در شهریور ۹۱ انجام شده و به احتمال فراوان تغییراتی در این عمارت صورت گرفته است، یک راه حل پیش پای من بگذارید؛ حدود ۱۰۰۰۰ سفر بدون گزارش دارم که فرصت نکرده ام درباره آنها بنویسم! چه کنم!!
ته نویس دوم) این گزارش را بدون اجازه و با افتخار تقدیم می کنم به بانو زهره سادات که در مزار شریف به یاد من بود و من در گزارش باغمزار به یادش بودم.

منابع و سرچشمه ها:
اسناد ثبتی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری
کتاب مزارات ایران نویسنده غلامرضا جلالی
کتاب جستجو در تصوف ایران ، نویسنده عبدالحسین زرین کوب
کتاب روضات الجنان و جنات الجنان ، نویسنده: حافظ حسین کربلائی تبریزی
کتاب مجمل‌التواریخ معروف به مجمل فصیحی نوشته احمد بن جلال‌الدین محمد (فصیح خوانی) در قرن نهم هجری
مقاله ذکر در طریقه کبرویه نوشته دکتر سید نادر محمدزاده
تحقیق بانو مهری کامل در خصوص مرمت و بهسازی باغمزار ویرانی
گزارش افول کبرویه در آسیای مرکزی، نوشته دوین دویس، مترجم: مژگان پورفرد در نشریه تاریخ اسلام زمستان ۱۳۸۶ شماره ۳۲

همسفران

  1. دروود
    جالب بود و کاملا جدید!
    ماشاا… ۱۰۰۰۰ سفر! تنها پیشنهادم اینه که فعلا سفر نرید!!
    راستی جناب شهریاری برش و سه بعدی پلان های عمارت رو خودتون تهیه می کنید یا از منبع اتخاذ میشه؟

    شهریار: می خواهم سفر نروم و بنویسم ، اما نمی شود. بیشترشان از کتابها و … تهیه می شود و تنها برخی توسط خودم

  2. سلام
    خوشحالم که متوجه این بنا هم شدم… روستای ویرانی مشهد جاهای دیدنی دیگری را نیز دارد اما من این یکی را نمیدانستم. مستدام باشید.

    شهریار: سلام بر شما، امیدورام در سفر بعدی شما از مشهد ، گزارش این عمارت را از زبان شما بخوانم

  3. درود جناب شهریار
    ای وای من
    چقدر این روزها دغدغه برای نوشتن و گزارش دادن از ویرانی ها وجود داره
    موجش انگار همه جای ایران رو گرفته
    حتی شهر کوچک من رو
    براتون دعا می کنم یک نیروی زیادی خدا بهتون بده برای نوشتن و نوشتن
    پایدار باشید

    شهریار: سپاس از مهر شما و آرزوهای خوبتان

  4. امیر ویرانی

    سلام آقا شهریار …. منو بردی به دوران کودکی … یادش بخیر…. از دوران بچه گی که یادم میاد من دوران خوشی رو اینجا گدروندم … اینجا و زمینهای اطرافش در اجاره شوهر عمه ام بود … همیشه توی زمینهای اطرافش چیزی میکاشت … من هم که زمانی مدرسه ها توی تابستون تموم میشد همش اینجا بودم … چقدر دوران خوشی رو اینجا داشتم
    چقدر بازی , استراحت … همیشه دونبال تاریخش بودم … یک چیزایی هم پیدا کردم و خوندم …. ممنون از اینکه زحمت کشیدی و مطلب گداشتی …
    واسه چند لحظه رفتم توی دوران بچه گی … گل بازی … توی جوب کنارش شنا مردن … استخر سمت شمال شرقی همیشه آب که میشد من و پسر عمه هام و چند نفر دیگه همش در حال شنا بودیم… هی ی ی ی ی … ممنون لحظه های خوبی رو برام یادآوری کردی …

    شهریار: سلام بر شما ، خوشحالم که چنین شد و شما را با خاطرات خوبتان پیوند زدم

  5. امیر ویرانی

    در ضمن اون جایی که اون پراید در حال خود سازی بود دقیق یادمه ۲۰ سال پیش یه برجک بود مثا برج دیده بانی که خراب شد . یکی دیگه هم در ضلع مقابلش بود . متاسفانه هیچ اثری ازش نمونده .
    پشت اونها هم که الان در تصرف زوری نیروی هوایی ه یه قبرستان بود که معروف بود به قبرستون مغول ها ….

    شهریار: با یک محلی آنجا آشنا شدم، و قرار شد من را به قبرستان مغولها ببرد ، البته من رو برد سر یک زمین کشاورزی ، می گفت اینجا قبلا آرامستان مغولها بوده، نمی دانم راست می گفت یا دروغ!! خیلی دوست دارم بیشتر از گورستان مغولها بدانم و اینکه چه خصوصیتی داشت و چرا می گفتند مغولها، راستی الان وضعیت باغمزار ویرانی به چه شکل است ، مرمت شده یا تخریب!!؟؟

  6. سلام.یکی از بزرگترین مشکلات سفرنویسی اینه که معمولا” سرعت سفر کردن بیشتر از سرعت نگارش سفره و تقریبا” همه سفرنویسان کمابیش با چنین معضلی روبرو هستند. ولی انصافا” جنابعالی با ۱۰۰۰۰ سفر نانوشته رکورد دار هستید. امیدوارم با یک برنامه ریزی صحیح موفق به نگارش همه آن نانوشته شوید. سرفراز باشید

    شهریار: تاکید می کنم ۱۰ هزار مکان سفر، البته نوشتن کنکاشانه و ریزبینانه هم موضوع را کمی سختر می کند وگرنه نوشتن درباره آن چه که دیده ایم سهل است ، اما موشکافانه نوشتن و حواشی آن زمان بر می شود

  7. سلام بر دیده بان آثار فرهنگی….پایدار باشید و موفق و ….
    در رابطه با سوالتان:راستش من مشکلی نمیبنیم که دخترتان هم در آن سفر همراهیتان کند فقط توجه داشته باشید که بعد از تاریکی هوا اصلا تنها به خیابان نروید و کلا در همه مکانها مراقب جیب برها و دزدها باشید..نایروبی یکی از نا امن ترین شهرهاییاست که من تاحالا دیده ام

    شهریار: سلام و سپاس از پاسختان و صفتی که خنده بر لبانم نشاند، البته کمی غلو آمیز است

  8. با قسمت پنجم سفر ترکیه بروزم ….
    من اصلا در هیچ جایی این مکانی رو که شما معرفی کردید رو ندیده و نشنیده بودم ….
    اون تیکه خود سازی تیکه بود ها …..
    گویا عازم سفرید …. سفر کردستان و آذربایجان …. اومدید ارومیه در خدمتیم …. فقط قبلش بگید که ما از شهر در بریم …… خنده …..
    شوخی کردم …. ما هستیم…

    شهریار: خواندم و لذت بردم ، من برنامه را اجرا نمی کردم و سرپرست یکی از دوستان است ،البته مطمئن باشید دعوت شما لبیک خواهم گفت

  9. علی امیر کامل

    سلام.بسیار جالب بود من که سالهاست مقیم مشهدم وبه دفعات از ویرانی گذر کرده ام از چنین مکانی اگاهی نداشتم.موفق باشید

    شهریار
    : سلام ، خوب خدا را شکر ، شاید باعث شود که به شهر خود نوعی دیگر بنگرید، منتظر کنکاشهای شهر شما ، از زبان خودتان هستم

  10. سلام جناب شهریار
    بسیار سپاسگزارم از لطفی که در حق من روا داشتید. جدای از دعای خیر کردن در این سفر، من ایمان دارم نه تنها من بلکه هر کدام از دوستان دور و نزدیک سفرنویس به هر جایی که سفر کنند با دیدن آرامستانها نیز یاد شما خواهند افتاد و اگر بتوانند عکسی به یادگار برایتان خواهند گرفت.
    خدا می داند در این سفر چند بار بلند گفتم: وای چه قبرستونی!!! و آقای راننده اگر توانسته نگه داشته و گرنه داغ دیدنش به دلم مانده.
    می دانم که عشق دیدن افغانستان در دلتان هست و امیدوارم هر چه زودتر نصیبتان شود. افغانستانِ دیجیتال نشده را هر چه زودتر باید رفت و دید.
    همیشه در سفر…

    شهریار: درود بر شما ، البته من هر زمان ماشین های کاروان و سفری می بینم یاد شما می افتم ، نمی دانم چرا ، یکی از آرزوهایم خرید چنین ماشین های بود ، هر شب خوابش را می دیدم ، یک آرشیو کامل از مدلها و … این گونه ماشین ها دارم، من که دیگر بعید می دانم صاحبش شوم ، برای شما چنین آرزویی می کنم

  11. سلام جناب شهریارآنقدر گزارشتون کامل بود که فقط میگم ممنونم به خاطر اطلاعاتی که دادید.

    شهریار: شما لطف دارید ، یک نکته امیدوارم آرزوی شما و پسرتان محقق نشود (فوتبال را می گویم)

    1. سلام آقای شهریار یعنی نه برد نه باخت؟ آخه من می گویم ایران ببرد امین میگوید نبرد. شما منظورتون کدام یک است؟ الف یا ب؟(نظر من و پسرم مخالف است)

      شهریار: ما دوست داریم ایران ببرد ، اما زورمان نمی رسد و پسرتان پیروز می شود

  12. سلام شهریار خان خسته نباشید خدا قوت واقعا حرف نداره عالی.عالی لذت بردم از هنرتان.امروز در شهرمایعنی داراب جشنواره گل محمدی هست حتما توی سایت داراب انلاین نگاه کنید خیلی جالبه واقعا جای شما خیلی خالیه برای تهیه گزارش حتما سال یا سالهای اینده تشریف بیاورید با خانواده بزرگترین دشت گل محمدی دیم جهان هست منتظرم حتما

    شهریار: سلام بر شما، از دعوتتان ممنونم ، اما چه کنم که برنامه های سفر از قبل بسته شده ، اما به زودی به شهر شما سفر خواهم کرد، به امید دیدار

  13. درود بر شما
    اطلاعات بسیار جامع و کاملی ارائه دادید، سپاسگزارم.
    بارانی باشید، شاد و باطراوت.

    شهریار: سلام بر شما، خوب در سفر هستید و می نگارید، به امید دیدار

  14. سلام سری هم به باغمزار کاشمر بزنید -مدفن امامزاده سید حمزه –
    ویرانی بورس مبلمان و سرویس خواب هم هست ما چند ماه پیش آنجا بودیم

    شهریار: سلام بر شما ، باغمزار کاشمر یکی از باغمزار های شهره ایران است که هنوز سعادت دیدارش را نداشته ام!

  15. درود بر شما
    راستش نام این پست دلگیرم کرد هنوز نخوانده از اسمش پیداست که ویران شده
    اما خوشبختانه خیلی بهتر از تصور من بود و مرسی برای اطلاعات طریقت کبرویه گاهی فکر میکنم هیچ چیز واقعی و خالص نیست چون هر دینی هر تفکری هم اعتقاد و مذهبی دست خوش خیلی حوادث شده و آنچه ما الان اون رو دین یا مذهب و اعتقاد میدونیم در واقع باور یکسری افراد بوده که به ما رسیده نه اصل آن

    شهریار: سلام بر شما، واقعیت هم همین است نه فقط در مورد ادیان و باورها و … در مورد همه چیز، تاریخ را قالب ها می نویسند!

  16. سلام
    مطالب جالبی بود
    من هم با دانلود نشریه بهار نارنج به روزم
    ممنون میشم تشریف بیارید

    شهریار: درود ، آمدم دانلود کردم و خواندم و لذت بردم سپاس

  17. واقعا متشکرم در حال بررسی عرفان و تصوف دشت توس و گلمکان هستم مطالب بسیار به دردم خورد .سلامت یاشید و موفق .راستی به وبلاگ من بیاید درباره گلمکانه .جاهای دیدنی زیاد داره معرفی کنین تو وبلاگتون .مثلا چشمه سبز چشمه مقدس زرتشتیان و قبر یزدگرد اول ساسانی در آن.مزار عبدالرحمن گهواره گر عارف بزرگ همدوره اخی علی قتلقشاه.
    یه کتاب هم تالیف کردم به نام ” گلمکان” .منتظرنظر شما در وبلاگم هستم.

    شهریار: آمدم ، خواندم و لذت بردم ، از تلاش شما برای معرفی گلمکان سپاس گزارم، امیدوارم مشافر شهر شما باشم به زودی