عضویت در سفرنویس

register-image

تورهای سفرنویس

tour-image

آمار سفرنویس

counter-image
336 سفر
11798 همسفر

تاراج آرامستان جاماسب دانا

آرامستانِ (مقبره) جاماسبِ فرزانه(حکیم) درشهر جَهرُم، بخش خَفرازاستان پارس، از سوی سودجویان تاراج شد. چپاول گران در پیِ یافتن گنج، بالای بامِ این سازه دو گودالِ بزرگ کَنده اند! بیشتر سنگ های این سازۀ با ارزش و کم مانند به دست همین چپاول گران از بنا جدا شده ودر پیرامون بنا و گِرداگِرد آن بر روی زمین رها شده است. این یادمان نیاکانی که بر فراز تپه ای جای گرفته، با حال و روز بسیار بدی روبرو است و ….

تخریب و تاراج آرامستان (مقبره) جاماسب حکیم
تخریب و تاراج آرامستان (مقبره) جاماسب حکیم

داربست های آهنی که سازمان میراث فرهنگی چندین سال پیش برای بهسازی(مرمت) بنا برپا کرده، امروزه بلای جانش شده وخود شُوند (باعث) آسیب بیشتر به این سازۀ زیبا و چشم نواز شده است. ازیک سو عوامل طبیعی مانند : باد، باران، برف وگُل سنگ ها  واز دیگر سو ترک و شکاف در میان سنگ ها ایجاد شده و پوسیدگی آن را به دنبال داشته است. در پایین و گرداگردِ این بنا، سنگ مزارهایی از دوران اسلامی دیده می شوند که پیشینۀ آن ها برپایۀ  نبشته هایِ روی آن میان ۱۰۰ تا ۴۰۰ سال پیش است.نکتۀ در خورِ نِگَرش دربارۀ سنگ گورها  این است که بر روی بیشتر آن ها درخت سرو کَنده کاری شده است ونشان از ارزش این درخت در فرهنگ ایرانی  و  بازخورد آن بر روزگار اسلامی است.این گورستان که وابسته به مردم روستای پایین دست است پس از آن به جای دیگری برده شده است.
اما سودجویان به همین سنگ گورها هم نرم دلی(رحم) نکرده اند وبیشتر آن ها را شکسته و تِکه تکه کرده و  پیرامون بنا  رها کرده اند که به گونۀ فراوان و آشکار دیده می شود.در همین زمینه ودربارۀ دشواری های پیش روی این یادمان تاریخی، ما برپایۀ خویش کاری(وظیفه) ملی خود در دیداری با مدیرکل سازمان میراث فرهنگی پارس که خود از بومیان استان و باستان شناسان است وبه تازگی به فَرنشینی(ریاست) این سازمان گمارده شده اند با نشان دادن فرتورها ی(عکس ها) این سازه، ایشان را آگاه کرده و خواستار رسیدگی و توجه  بیشترسازمان میراث فرهنگی به این یادگارِ ملی شده ایم.
نَمای آرامستانِ وابسته به جاماسبِ فرزانه، از سنگ تراش است، وساختمان آن یک سکویِ سنگی مکعب شکل است که اندازهِ هر پَهلوی آن نزدیک ۵/۵ متر و بلندای آن نیز نزدیک ۶ متر است. این آرامستان بی روزنه است و دَرگاه آن از سنگ تراش وگچ ساخته شده است.برخی بر این باورند که پیش از این، برفَراز سکوی سنگی این آرامستان، سرایِ هشت گوشه ای ازسنگ های تراش بزرگ به اندازه یک متر ونیم در یک متر، قرار داشته است.
بر سنگ های بالای این بنا در گذشته به دبیره (خط) ثُلث کوفی نِبشته ای نگاشته شده بوده که هم اکنون از میان رفته است. برگردان این سنگ نبشته (کتیبه) در نسک های (کتاب ها) پیشین موجود است.
دربارۀ دشواری های این بنا و کاربُرد آن، مهدی فرجی باستان شناس پایگاه میراث فرهنگی آپاپیر(ایذه) خوزستان به تارنمای فرهنگی مهرگان می گوید : بنای سنگی یادمانی  وابسته به آرامستان جاماسب فرزانه همانا به مانند، بناهای سنگی تک مانده در دشت کوهستانی بُزپَر(نامیده شده به کورش کوچک یا کورش جوان) دراستان بوشهر و بنای شناخته شده میل اژدها درنورآباد مَمَسنی است.
با این همه ناهمسانی ِمهرازیِ (تفاوت معماری)آن نیز آشکار است. در این بنای یادمانی پس از ساخت شالوده و دیوارها با لاشه سنگ و ملات گچِ نیم کوب بومی با استفاده از سنگ های تراش چهارگوش نمای بیرونی آن را پوشش داده اند که استحکام و ماندگاری بنا را در برابر شرایط ناپایدار و ناهمسانی جَوی و تا حدودی از ویرانی های انسانی در امان نگه می دارد واز این روی قابل سنجش با برخی از بناهای یادمانی بیشاپوراست . می توان گفت که نمای درونی مکان ناموَر به کاخ والِریَن و روش چیدمان و تراش سنگ های مکان نیایشگاه ایزد بانو آناهیتا در بیشاپور با نمای بیرونی آرامستان جاماسب  فرزانه قابل سنجش است.از سوی دیگر این بنا قابل سنجش با بدنۀ بیرونی برخی از پل ها و چهارتاقی های دوره ساسانی است.
این باستان شناس ادامه می دهد : با نکات پیش گفته می توان تا ۸۰ درسد (درصد) کُهنگی بنا را به ساسانیان نسبت داد و قطعیت کهنگی را پژوهش های هدفمند باستان شناسی آشکارمی کند. برای شناخت کاربری بنا می بایست مطالعات هدفمند باستان شناسی در پیرامون بنا گسترش یابد.آنچه آشکار است این است که سازندگان بنا، با استفاده ازسنگ های بومی، بالای بخش صخره ای این بنای سنگی را ساخته اند که لاشه شکسته های سنگ های پرداخت شده در محل پیدا است.با توجه به مانده های(بقایای) برجای مانده از سقف، به نظر می رسد با توجه به شرایط اقلیمی منطقه آن را به گونۀ شیروانی پلکانی ساخته باشند.
روش ساخت دیواره درونی که با استفاده از ملات زیاد گچ  بومی و لاشه سنگ انجام شده را می توان قابل سنجش با دژ(قلعه) دختر بیشاپور و دگر بناهای یادمانی در بیشاپور و پیروزآباد، و میل مرکزی شهر گُور دانست. اما یکی از باستان شناسان که نخواست نامش آشکار شود درباره زمان وکاربری بنا به تارنمای فرهنگی مهرگان می گوید : این بنا در زمان ایلخانی ساخته شده و در پیوند با فرمانروایان بومی منطقه است که مالیات ها را از مردم می گرفتند. این بنا یک بارو (بُرج) است ودر آن گوری وجود نداشته است.
دکتر علی رضا جعفری زند، باستان شناس و استاد دانشگاه نیز دربارۀ پیشینۀ این بنا نیز  می گوید : به گمان بسیار این سازه، به گونۀ مجموعه ای بوده و به جا مانده از زمان ساسانیان است که در زمان های گوناگون بِهسازی هایی در آن انجام شده است. هنوز هم بازمانده ها و رَگ چین های سنگی پیرامون و گِرداگِرد بنا وجود دارد و به همین شوند(دلیل) گمان مجموعه بودن آن را تقویت می کند. این باستان شناس برجسته ادامه می دهد : یک نکته را نباید از دید پنهان داشت  و آن گرامیداشت(احترام) این بنا در زمان های دیگر است  و این یادمان در همۀ زمان های گوناگون ، دارای ارزش ویژه و ارجمندی بوده است. این بنا که به گمان بسیار از زمان ساسانیان برجا مانده در زمان اسلامی هم ، جایگاه خود را پاس داشته  و مردم بومی آن را گرامی می داشتند. دکتر جعفری زند در پایان دربارۀ پیشینۀ این سازه به جا مانده می گوید : اکنون  سازه ای که از این مجموعه برجا مانده وابسته به سدۀ هفتم و زمان اسلامی است که تغییرات زمان های گوناگون در آن دیده می شود.

به گزارش تارنمای فرهنگی مهرگان ، یک نکته را نباید از دیدها پنهان داشت و آن باورهای مردمی و فولکوریک است. باید یادآوری کرد  برخی از بناهای باستانی  در زمان اسلامی تغییر کاربری داده و افزوده هایی(الحاقاتی) به آن  پیوند خورده است.(نمونه آن ، چهارتاقی سیمکان جَهرم پارس) به همین شوند و با احتیاط می توان  نتیجه گرفت که این بنا ، یادمانی از زمان ساسانیان است و شُوندِ نام گذاری آن به آرامِستان جاماسب فرزانه، این باشد که به نامگانه این راد مرد و نیک اندیش که در نَسکِ با ارزش و پرگوهرِ گات ها(سروده های اشو زرتشت) از آن به فرزانگی یاد شده است در زمان ساسانی برایش ساخته باشند. به هر روی این بنا کهنگیِ زمان اشو زرتشت که جاماسب در آن زمان می زیسته را ندارد واین را باستان شناسان همواره گوشزد کرده اند. اما تا هنگامی که مطالعات دانشی و باستان شناسی هدفمند و ژرفی در آن گستره انجام نگیرد نمی توان استوار ومحکم دربارۀ آن سخن گفت.
درباره ی راه کارهای ساماندهی بنا، فرجی  به تارنمای فرهنگی مهرگان می گوید : نخستین گام، تهیۀ  نقشه توپوگرافی با پیدا نمودن جای جای دقیق سنگ های افتاده پیرامون بنا و خود بنا به همراه مستندنگاری و شماره گذاری دقیق است. در گام دگر، ادامه بهسازی بنا برپایۀ  منشورهای بین المللی بهسازی است. تعیین عَرصه و حریم بنا بر پایۀ  مطالعات هدفمند باستان شناسی ودورچینی( فنس کشی) عرصه و میله کوبی حریم از دیگر مواردی است که این باستان شناس از آن نام می برد.
نصب سازه فضایی(Space Frame) بر روی سازه های مِهرازی پس از پایان بهسازی(مرمت) برای جلوگیری از ویرانی های  بنا به وسیله عوامل جَوی نیز دیگر راه کار پیش نهادی این باستان شناس است. او درپایان می افزاید : بایسته است سازمان میراث فرهنگی با توجه به ارزش بنا و رویدادهای پیش آمده، نگهبانی را از بومیان با تجهیزات برای سرکشی روزانه به بنا و تهیه فرتورهای(عکس های) مستند گزینش(انتخاب) کند.آغاز مطالعات هدفمند باستان شناسی پیرامون بنا ومنطقه از دیگر مواردی است که باید انجام شود.
دربارۀ  پاسداری وحفاظت از این بنای نیاکانی، سیامک علی زاده، دکترای مرمت آثار، بناها و اشیاء به تارنمای فرهنگی مهرگان می گوید : شوربختانه بی توجهی و بی مهری به این بنا هم از سوی میراث فرهنگی و هم از سوی مردم، همگی دست به دست هم داده تا این بنا به حال خود رها شود. این بنا بر اثر  سُست شدن و پوسیدگی ملات ها به شُوند عوامل طبیعی، سنگ های آن کم کم و به مرور زمان بر روی زمین ریخته است. از دیگر سو، جستجو گران گنج به خیال یافتن آن بخش هایی از بنا را کَنده و ویران کرده و همین شوند جابه جایی سنگ ها و درپایان فرو پاشی بخش هایی ازسنگ ها شده  است.
این استاد دانشگاه چمران تهران ادامه می دهد : به دیدگاه من، باید همۀ  سنگ های فرو ریخته دوباره گردآوری شده و با ژرف نگری(دقت) و مطالعه در جاهای خود برپا شوند.درصورت گم شدن(فقدان) و نابودی سنگ ها با استفاده ازسنگ های همانند بازسازی شود. دکترعلی زاده می افزاید : به گمان زیاد دربخش هایی ازآن نیازمند استفاده ازتکنیک ” آناستیلوز” برای بهسازی بخش هایی از آن خواهیم بود. در پایان باید با استفاده ازحفاظ های ویژه برای پیشگیری از دست اندازی افراد، این بنا و محوطۀ  پیرامون آن مورد نگهداری وپاسداری قرار گیرد. برای استحکام وپیشگیری از نفوذ رطوبت و باران وبرف باید راه کار مناسب با بنا اندیشیده شود. با این وجود و با آگاهی میراث فرهنگی از دشواری های پیش روی این بنا، تا دیر نشده نیاز است این سازمان چاره ای بیندیشد و برای نجات این یادمان نیاکانی دست به کار شود.

این یادمان باستانی و زیبا در نزدیک ۸۵ کیلومتری اَواختَرخاوری(جنوب شرقی) شیراز در گذر جاده شیراز به جهرم در سمت راست جاده اصلی و هفت کیلومترمانده به خفر در روستای کَراده و ۱۵۰۰ متری بخش گارِه  با گذر ازمیان کوچه باغ های سرسبز و چشم نواز با راهی باریک وخاکیِ ناهموار جای گرفته است. این بنا در تاریخ  ۲ مهرماه ۱۳۵۳  با شمارۀ  ۹۸۶  در سیاهۀ یادمان های ملی به ثبت رسیده است.

منبع و سرچشمه گزارش: تارنمای مهرگان (سیاوش آریا)