عضویت در سفرنویس

register-image

تورهای سفرنویس

tour-image

آمار سفرنویس

counter-image
358 سفر
13198 همسفر

موزه صنعتی ۱۳ آبان

موزه صنعتی، موزه ۱۳ آبان، موزه صنعتی کرمانی، موزه جهنم و بهشت، موزه هلال احمر، موزه شیر و خورشید، موزه ای که چندین سال بسته است، موزه ای که آثارش به حال خود رها شده، موزه ای با قدمت نزدیک به ۷۰ سال در قلب تهران، موزه ای متعلق به استاد علی اکبر صنعتی کرمانی، مجسمه سازی که در ایران ۲ موزه به نام او ثبت شده، موزه صنعتی ۱۳ آبان که در حال حاضر تخمه فروشی شده!!! …

موزه صنعتی 13 آبان
موزه صنعتی ۱۳ آبان

موزه صنعتی ۱۳ آبان آدرس؛استان تهران، شهر تهران، ضلع شمال غربی میدان امام خمینی (توپخانه سابق، سپه اسبق) ابتدای خیابان فردوسی (علاالدوله سابق) ، شماره ۵۶
شماره ثبت در فهرست آثار ملی ایران : ۱۶۲۲۳ تاریخ ثبت ۲۴/۸/۱۳۸۵ ه خورشیدی
مختصات جغرافیایی ، آب و هوا ، نقشه و … :  E 51″25’13.16   N 35″41’10.47
ارتفاع از سطح دریا : ۱۱۶۰ متر

گچبری های موزه صنعتی 13 آبان
گچبری های موزه صنعتی ۱۳ آبان

دوران و بانی اثر موزه : عمارت موزه صنعتی ۱۳ آبان باقی مانده عمارتهای دوره قاجار میدان امام خمینی است اما در سال ۱۳۲۴ به همت عبدالحسین صنعتی زاده و با آثار سید علی اکبر صنعتی کرمانی احیاء و به موزه و نمایشگاه تبدیل و به جمعیت شیر و خورشید واگذار می شود.

موزه هلال احمر (صنعتی 13 آبان)
موزه هلال احمر (صنعتی ۱۳ آبان)

امکان بازدید موزه صنعتی ۱۳ آبان : موزه ۳ سال است به علت احتمال ریزش و عبور مترو از زیر ساختمان تعطیل است.

داخل موزه صنعتی در زمان دائر بودن آن
داخل موزه صنعتی در زمان دائر بودن آن

پیشینه و تاریخچه موزه صنعتی ۱۳ آبان:
همان طور که در بالا اشاره شد، ساختمان موزه صنعتی از ساختمانهای باقی مانده عصر قاجار است اما این ساختمان به همت عبدالحسین صنعتی زاده (پسر حاج علی اکبر صنعتی زاده) در سال ۱۳۲۴ با آثار استاد سید علی اکبر صنعتی احیاء و در اختیار جمعیت شیر و خورشید قرار می گیرد و موزه صنعتی به صورت رسمی در سال ۱۳۲۵ شروع به فعالیت می کند. پس از آن استاد صنعتی نمایشگاه و کارگاهش را به میدان راه آهن منتقل که متاسفانه در وقایع سال ۱۳۵۷ مرود هجوم قرار می گیرد و آثار از بین می روند و جمعیت شیرو خورشید هم تغییر نام می دهد و با عنوان جمعیت هلال احمر ،‌مدیریت موزه را به عهده می گیرد. البته در این سالها بسیاری از هنرمندان آثار خود را به استاد تقدیم و این آثار در موزه صنعتی به نمایش عموم گذاشته می شود. در کتاب راهنمای موزه ها و بناهای تاریخی سازمان میراث فرهنگی در سال ۸۳ اعلام شده در این موزه ۶۰۰۰ هزار نقاشی ، هزار مجسمه سنگی، برنزی و گچی وجود دارد!!!

تابلوی بر زمین افتاده موزه صنعتی 13 آبان
تابلوی بر زمین افتاده موزه صنعتی ۱۳ آبان

شروع احداث متروی تهران در سال ۱۳۷۶ بهانه ای می شود برای تعطیلی های موزه صنعتی ۱۳ آبان، به دلیل احداث مترو برخی از ساختمان های میدان تخریب می شود، ساختمان موزه صنعتی با توجه به بی ملاحظگی شرکت مترو و مدیریت وقت موزه، آسیب می بیند. این تازه اول ماجراست … موزه صنعتی ۱۳ آبان در سال ۱۳۸۵ در فهرست آثار ملی کشور قرار می گیرد و این بهانه ای می شود برای تخریب بیشتر، چون متولی نگهداری ساختمان موزه صنعتی چند تا می شود و نا مشخص و تنها اتفاق ، تعطیلی های موقت موزه

عکس هوایی موزه صنعتی 13 آبان در سال 1386 و گودبرداری مترو
عکس هوایی موزه صنعتی ۱۳ آبان در سال ۱۳۸۶ و گودبرداری مترو

در سال ۱۳۸۶ شرکت مترو تصمیم می گیرد؛ ورودی های ایستگاه مترو امام خمینی را افزایش دهد و یکی از وردی ها از زیر ساختمان موزه صنعتی ۱۳ آبان انتخاب می شود و این دلیلی می شود برای تعطیلی موزه …
مدیریت موزه می گوید: به علت ثبت اثر مرمت و استحکام به عهده میراث است و میراث خواستار بخشی از ساختمان در قبال مرمت است. میراث می گوید: چندین با هلال احمر مکاتبه کرده ایم اما آنها به ما پاسخی نمی دهند و شهرداری مسبب تخریب است. شهرداری می گوید: آماده هرگونه همکاری برای مرمت هستم ، اما اختلاف میراث و هلال احمر را چه کنم!!!
البته از همان سال شروع ساخت مترو، شهرداری اعلام آمادگی کرده بود که فضایی برای ساختمان جدید بدهد، خبری که هلال احمر هم آن را تایید کرد و قرار شد باغ موزه هلال احمر در شهریور ۹۲ افتتاح شود ، اتفاقی که هنوز شکل نگرفته

فضای داخلی موزه 13 آبان در زمان دائری
فضای داخلی موزه ۱۳ آبان در زمان دائری

نامهای دیگر: موزه شیر و خورشید ، موزه جهنم و بهشت، موزه هلال احمر، موزه صنعتی، موزه صنعتی کرمانی، موزه ۱۳ آبان
پیرامون نام (وجه تسمیه): ۱)موزه شیر و خورشید: به دلیل مالکیت جمعیت شیر و خورشید بر عمارت ۲)موزه جهنم و بهشت: به شوند اثری از استاد که بیانگر جهنم و بهشت بود در میان مردم به این نام شهره شده بود. ۳)موزه هلال احمر:‌ به علت تغییر نام جمعیت شیر و خورشید به هلال احمر ۴)موزه صنعتی کرمانی: نامی که لایق این موزه است، چون بیشتر آثار متعلق به استاد سید علی اکبر صنعتی کرمانی بود ۵) موزه ۱۳ آبان: به مناسبت روز مباره با استکبار جهانی به نام ۱۳ آبان نامگذاری شد و دلیل دیگر قیمت پایین این موزه بود ، قیمت بلیط موزه در زمان آخرین تعطیلی تنها ۲۰۰ تومان بود و خود عاملی بود تا مدارس، دانش آموزان را به این موزه هدایت کنند و به دلیل تقارن روز دانش آموز و ۱۳ آبان این نام برای موزه صنعتی نام مناسبی است.

جهنم و بهشت، موزه صنعتی 13 آبان
جهنم و بهشت، موزه صنعتی ۱۳ آبان

نکته اول:‌ برای گرفتن اطلاعات بیشتر درخصوص چگونگی نامگذاری استاد علی اکبر صنعتی به این نام به زندگی نامه ایشان در اینجا مراجعه شودو همچنین برای دیدن کلیه آثار استاد

ساختمان خالی موزه در آبان 1392
ساختمان خالی موزه در آبان ۱۳۹۲
ساختمان خالی موزه در آبان 1392
ساختمان خالی موزه در آبان ۱۳۹۲

نکته دوم:‌ دقیقا در ۱۳ آبان ۱۳۹۲ موزه در اختیار یک تخمه فروش قرار گرفت و قسمت جنوب غربی عمارت موزه صنعتی ۱۳ آبان ، انبار تخمه و آجیل شد!!

موزه صنعتی 13 آبان و تخمه فروشی
موزه صنعتی ۱۳ آبان و تخمه فروشی
موزه صنعتی 13 آبان ، تخمه فروشی و فراموشی رهگذران!
موزه صنعتی ۱۳ آبان ، تخمه فروشی و فراموشی رهگذران!

نکته سوم: قالب آثار علی اکبر صنعتی از گچ فرنگی بوده و گچ به نم و رطوبت حساس!! و بیشتر آثار استاد به دلیل حجم فراوان غیر قابل انتقال است و احتمال از بین رفتن آنها فراوان

اثر زندانیان دربند، در حال خاک خوردن، آبان 92
اثر زندانیان دربند، در حال خاک خوردن، آبان ۹۲
آثار موزه صنعتی 13 آبان در حال خاک خوردن، آبان 92
آثار موزه صنعتی ۱۳ آبان در حال خاک خوردن، آبان ۹۲

نکته چهارم: مدیر فعلی موضوع اظهار می کرد؛‌ آثار قابل انتقال را به مخزنی مطمئن برده و در شرایط خوبی نگهداری می شود، در حالی که طی بازدید انجام شده چند روز قبل متوجه شدم هیچ اثر گچی از این موزه منتقل نشده حتی اثرهای گچی کوچک!! و تنها آثار نقاشی از این موزه منتقل شده ، به کجایش را نمی دانم.
نکته پنجم: در دنیا معمولا این گونه آثار قالب گیری می شود و قالب نگهداری که در صورت رخدادهای طبیعی اثر ناپدید نشود، جالب اینجاست با اینکه می دانیم هر لحظه امکان ریزش ساختمان وجود دارد قالب گیری که بماند ، اثار را هم انتقال نمی دهند!!
نکته ششم: مدیریت موزه صنعتی کرمان چندین بار خواستار انتقال این آثار به کرمان شده که جمعیت هلال احمر با این کار مخالفت کرده

مشخصات و معماری ساختمان موزه صنعتی ۱۳ آبان:
ساختمان در دو طبقه واقع شده و طبقه اول با سالنی بزرگ که درب ورودی اصلی آن در جنوب شرقی عمارت واقع شده ، دو درب دیگر نیز برای موزه وجود دارد که یکی در جنوب غربی عمارت و دیگری در خیابان خیابان فردوسی، درب فردوسی شما را به نیم طبقه دوم هدایت می کند، در طبقه اول سرویس بهداشتی، آشپزخانه و انبار قرار دارد و در شمال غربی موزه صنعتی ۱۳ آبان یک حیاط کوچک

موزه صنعتی 13 آبان
موزه صنعتی ۱۳ آبان

ورودی ها و پنجره ها به صورت نعل اسبی بوده و ستونها با گچ بری قاشقی مزین شده و سر ستونها نیز با گچ بری های زیبا خود نمایی می کند.

کاشی های هفت رنگ معرق موزه صنعتی 13 آبان
کاشی های هفت رنگ معرق موزه صنعتی ۱۳ آبان

ازاره های سنگی تا ارتفاع یک و نیم متری دور تا دور موزه صنعتی ۱۳ آبان را احاطه کرده و نما با آجر کاری و کاشی های ۷ رنگ معرق تزئین شده است، کاشی هایی که به علت عدم رسیدگی در حال نابودی است، پنجره ها شکسته و پرده های قرمز آن در هوا معلق …
ته نویس: این گزارش را بدون اجازه و با افتخار تقدیم می کنم به آقا جواد محمد بیگی به پاسداشت لطف ایشان و همسرشان

گزارشها و روزنویس های سفرنویس درخصوص موزه صنعتی ۱۳ آبان:
فریاد مجسمه های موزه صنعتی ۱۳ آبان (۹۳/۱۰/۳۰)
خبرهای خوش موزه صنعتی (۹۳/۴/۱)
منابع و سرچشمه ها:
کتاب یادمان استاد علی‌اکبر صنعتی نقاش و مجسه‌ساز، هادی سیف، انتشارات موسسه فرهنگی گسترش هنر
موزه صنعتی ۱۳ آبان، روزنامه همشهری، شماره ۳۹۵۵ یکشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۵
کتاب‌ زندگینامه علی اکبر صنعتی، حبیب یوسف‌زاده، انتشارات رشد
کتاب راهنمای موزه ها و بناهای تاریخی سازمان میراث فرهنگی
تارنمای ققنوس (سرچشمه برخی از تصاویر آثار از این سایت است)
مصاحبه تلویزیونی با استاد سید علی اکبر صنعتی کرمانی .
سازمان اسناد کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران .
فیلم پرواز بر فراز بال‌های خیال، کارگردان منوچهر طیاب
اسناد ثبتی موزه صنعتی و شرکت مرمت و معماری ایدر
فیلم سمفونی خاموش، کارگردان حمید میرحسینی
آثار سید علی محمد پسر استاد علی اکبر صنعتی
خبرگزاری ایسنا و عکسهای مونا هوبه فکر
سایت موزه های تهران .

همسفران

  1. سلام
    سال گذشته یکبار از جلوی این موزه عبور کردم.. آن زمان هنوز درگیر وادی سفر نشده بودم. از چند نفر پرسیدم که اینجا جای خاصی است و کسی نمیدانست !
    تشکر از شما، بابت تبدیل علامت سوال ذهنم به گزارشی خواندنی از این مکان.
    مستــدام باشید.

    شهریار: سلام، من هم مثل شما ،‌ اول آنکه بار اولی که به مزه رفتم دوربین نداشتم، بار دوم که عکس گرفتم ،‌عکسهایم از روی هارد پاک شد، بار های بعد هم ، امروز و فردا شد و تا در نهایت موزه بسته شد!!! و به قول شما همیشه زود دیر می شود!

  2. جواد محمد بیگی

    دوست بسیار عزیزم جناب اقای شهریار منت بسیار بزرگی بر سر این دوست حقیرتان نهادید امیدوارم که بتوانم قدمی هر چند ناچیز در تلافی این محبت بزرگتان انجام دهم مثل همیشه بسیار زیبا و جامع در شناساندن یک مکان دیگر به دوستان را به سرانجام رساندید من این بنا و مجسمه های داخلش را در زمان دبیرستان مشاهده کردم ولی همیشه حسرت این را دارم که نتونستم به طور کامل این بنا رو ببینم خواهش میکنم در مورد این بنا هم مانند بنای اتحادیه استین بالا بزنید ما به شما و همت بلندتان اعتماد کامل داریم خدا پشت و پناهتان

    شهریار: درود، خدای را سپاس ، اتفاقات مثبتی در حال شکل گیری است ، شاید شدنی باشد ، امیدورام که موزه دوباره راه اندازی شود. سپاس از اظهار لطف صمیمانه شما

  3. سلام
    من هم خیلی مایلم داخل این بنای باشکوه را ببینم. هر وقت اطراف توپخونه می چرخم چند لحظه ایستان و تماشای این بنای خسته و مظلوم، خستگیمو از تنم به در می کنه.
    وقتی به اون پرده های قرمز رنگش که از پنجره های شکسته و پوسیدش بیرون افتاده نگاه می کنم، به حال و روز کرامت هنر در این سرزمین افسوس می خورم. فکر نمی کنم ترمیم اون چند تا پنجره حتی به اندازه ی چند تا سنگ راه پله ی ورودی مترو که از زیرش رد شده خرج بر می داشته اما خب آن چیز که عیان است چه حاجت به بیان است؟ اینطور رها کردنش یعنی باید نابود بشه حالا یا یک شبه با جرثقیل یا ذره ذره با باد و باران …
    ممنون از یادآوری ها و تصاویر خوبتان

    شهریار: سلام بر شما، واقعا درست می گویید ، می خواهند نابودش کنند ، با بولدوزر یا ذره ، ذره ، تفاوتی ندارد، درست کردن پنجره ها ، حداقل کاری است که می شود کرد، تکته جالب اینکه با این حجم اخبار در این چند روز درباره این موزه ،‌ هیچ اتفاق خاصی شکل نگرفت ، صدر حمت به سنگ پا و …

  4. مريم قرايي

    آقای شهریار عزیز سپاس بی پایان و درود بر سرشت پاک و اراده ی استوارتان.
    چه می شود گفت جز دریغ و افسوس:(

    شهریار:‌و سپاس از دلگرمی شما ، بابت نگاهتان و خواندن این گزارش ناچیز

  5. تحقیقات و مطالبت همیشه قابل تحسین است و ممنون از اینکه همیشه نگران مکانهای تاریخی و جاهایی هستی که دیگران کمتر به آن توجه میکنند . امیدوارم روزی برسه که تمامی این معضلات حل بشه و کشور ما یک کشور نمونه گردشگری باشه و به تمامی این مکانها به دیده یک مکان جذاب گردشگری نگاه کنیم .

    شهریار:‌ پرویز خان اگر یک روز این مشکلات نباشه ما که بیکار می شیم، ……….. اما باور کن خیلی دوست دارم ، این بیکاری را ، نمی دانم من هرجا می روم مخروبه است و مشکل دار ، یا من مشکل دارم ، در هر صورت امیدورام چنین شود که شما گفتید.
    راستی چند تا از دوستان ، سلام ویژه داشتند ، حضوری خواهم گفت

  6. سارا، فرهنگیان

    سلام آقای شهریار
    از اطلاعاتی به اشتراک گذاشتید متشکرم.

    شهریار: درود و سپاس از لطف شما

  7. سلام شهریار جان
    چند ماه قبل با دیدن وضعیت نابسامان ساختمون این موزه کلی دپرس شدیم. جدا از همه این ها که شرح دادی این موضوع خاطرات زیبایی از کودکیمونو به خاطرمون می یاره. اون وقتا که ۵ تومان پول بلیط می دادیم و می رفتیم با مجسمه های غول پیکرش عکس بگیریم.
    صد حیف
    ممنون از شما

    شهریار:‌ سلام بر شما ، واقعا افسوس ، بماند خاطره بازی هم با این اماکن لذت بخش است

  8. گزارش های شما همیشه تامل برانگیز و حسرت آور است. موزه ای که مبدل به انبار تخمه می شود… واقعا که..
    از دقت و حوصله و صرف وقت شما بسیار بسیار متشکرم. مثل همیشه جامع و جذاب و البته حسرت انگیز بود.

    شهریار: جناب آقای اسکندری، خیلی دوست دارم که من هم از زیبایی ها بنویسم ،‌چه کنم که هر جا می روم (زشت و زیبا) در کنار هم هستند، آرزویم این است که همه جای سرزمینم ایران زیبا باشد.

  9. سلام
    مثل همیشه عالی بود
    به روز هستم
    و منتظر حضور شما هستم

    شهریار: سلام بر شما ، آمدم ، خواندم و لذت بردم ، سپاس

  10. این ازآن پستهایی بود که اشک ما را درآورد با اینحال از خواندن و دانستن این واقعیت هرچند دردناک خوشحال شدم و البته کلی حسرت خوردم و عذاب وجدان که چرا در کرمان به دیدن موزه استاد نرفته بودم. خواندن این مطلب ما را مصمم کرد که از این به بعد از کنار هیچ موزه ای بی تفاوت رد نشویم و با بازدید و حمایت از موزه ها از تکرار این حادثه تلخ جلوگیری کنیم.

    شهریار: بانو چهارطاقی، مشکل همین است که شما فرمودید، علاقه ای برای ما جهت دیدن موزه ایجاد نکرده اند ، در هیچ یک از موزه های ایران ، راهنمایی برای کودکان ندارد، بماند که در برخی از موزه ها برای عموم هم راهنما ندارد!! و اگر هم دارد ، حوصله توضیح دادن را ندارند، برخی از اوقات خود من هم برایم کسالت آور است برخی از موزه ها را دیدن، چون به ما آموزش ندادند ، فکرمان را پرورش ندادند ، و زیرساختها را برایمان مهیا نکرده اند، وظیفه من و شما در قبال فرزندانمان خیلی سخت است در این مرز و بوم زندگی کردم

  11. سلام بارها و بارها از جلوی اینجا رد شده بودم ولی در موردش دقت نکرده بودم … راستش فضای آلوده منطقه و شرایط نامساعد فیزیکی هم افزون بر دلایل دیگه است

    شهریار: سلام بر شما،‌شاید باید ، سعی کنیم که دیگر ، از کنار هیچ چیزی به سادگی نگذریم ، شاید آینده ما را رقم بزند ، هر چند کوچک

  12. سلام آقای شهریار.قسمت نشد شرکت کنم مراسم سال پدر محمد امین بود.امیدوارم بتوانم در برنامه های آتی شما شرکت کنم ممنون

    شهریار:‌ سلام بر شما، از طرف من به ایشان تسلیت عرض کنید ، امیدوارم سعادت دیدار حاصل شود

  13. سلام دوست عزیز، از وجود همچین موزه ای بی خبر بودم! متشکرم

    شهریار: سلام رفیق ، پس شما هم اطلاع رسانی کنید تا دوستان دیگر هم خبردار شوند

  14. سلام شهرام عزیز.ممنونم که دوباره زیبا نوشتی.خواندن این مطالب همیشه برای من زنگ خطری است،زنگ خطر برای آثاری که اصلا نمی بینیمشان ،خاک می خورند،می شکنند و هیچگاه نخواهیم فهمید.سپاس از دستانت.

    شهریار: و هیچگاه نخواهیم فهمید ، که چرا این طور شد ، چرا فراموش می کنیم ، چرا اینقدر زود از یاد می بریم و …. سلام رفیق ، سپاس از نگاهت

  15. یه کرمونی

    من یه کرمونی هستم تو پست قبلی یکی گفته بود وای بر کرمانیها چرا وای؟ شما که گفته بودین تو مطلیتون موزه صنعتی کرمان اقدام کرده ولی هلال احمر موافقت نکرده. آثار هنری اقای صنعتی فقط برا کرمونیا نیست نگهداری اونا وظیفه همه ایرانیا ست.

    شهریار: سلام بر شما ، البته آن دوست در ادامه نوشته بود وای بر ایرانیها ، در هر صورت افسوس ، که فراموش کرده ایم، حقیقت همان است که شما فرمودید،‌وظیفه تمام ایرانیان است ، نگهداشت چنین آثاری

  16. الهام تقوی

    سلام بر شهریار
    خدا را شکر که سال های خیلی پیش که هنوز موزه دایر بود، توانستیم آثار فاخر و ارزشمند استاد صنعتی را ببینم. در یکی از روزهای دو سال پیش، در ورودی اش باز بود و در مدخل آن مردی که تخمه فروش نبود؛ اما بساط دیگری داشت نشسته بود، گویا سر قفلی اش که نه بلکه سر کلیدی اش هر بار به دست کسی می رسد. جالب بود که من به سبک شهرفرنگ از پشت شیشه های گاه شکسته و غبارآلود و جرم گرفته، مشغول تماشای داخل ویران آن بودم و هراز گاهی سرم را برمی گردانم و سوال هایی از او می پرسیدم و او هم جواب های سر به هوایی تحویلم می داد که نگو و نپرس…

    شهریار: دقیقا ، هنوز آن پیرمرد ، کلید و شانه و سیگار فروش ، روبروی درب اصلی ، بساط می کند و افسوس ، افسوس از اینکه هی باید افسوس بخوریم

  17. مرسی واسه این مطلب ،کاش مطلب رو به یه روزنامه یا سایت پر بیننده مثل تابناک می سپردید تا کمی حساسیت ها روی این موزه زیاد شه

    شهریار:
    سپاس از مهرتان ، گزارش در چند روزنامه و تارنما ، کار شد

با ما همسفر باشید

XHTML: امکان استفاده از این کدها وجود دارد: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>