عضویت در سفرنویس

register-image

تورهای سفرنویس

tour-image

آمار سفرنویس

counter-image
344 سفر
12798 همسفر

سفر به رامسر و بازدید از کاخ موزه مرمر

با خانمی راهی شمال و رامسر شدیم با این پیش شرط که فقط در محل اسکان کنار ساحل دریای خزر باشیم و خوش بگذرانیم اما .. اما در نهایت با اصرار من ، در روز سوم قرار شد که به کاخ موزه رامسر برویم و اگر هم توانستیم به مکانهای دیگر ، در ابتدا که وارد خیابان شهید رجایی یا همان جاده هتلهای رامسر شدیم ، خانه های که هر کدام شان دنیایی از حافظه و میراث تاریخی دوران پهلوی را در خود جای داده بود ، خالی و رها بودند و در حال تخریب !!!

بلوار شهر رامسر در سال 1351
بلوار شهر رامسر در سال ۱۳۵۱
جاده شهید رجایی (جاده هتل یا سخت سر سابق) در اسفند 92
جاده شهید رجایی (جاده هتل یا سخت سر سابق) در اسفند ۹۲

به روبروی کاخ رسیدیم ، انگار با اولین مشکل روبرو شدیم ، نبود پارکینگ !! تابلویی هم برای پارکینگ دیده نمی شد، در نهایت مثل همه ماشین را کنار خیابان باریک رجایی قرار دادیم و داخل موزه شدیم ، طبق معمول بروشور موزه تمام شده بود و در جواب سوالمان که راهنمای ما کیست گفتند؛ بروید داخل کاخ ، آنجا راهنما منتظر شماست!
نکته جالب طراحی باغ موزه رامسر بدین گونه است که شما به طور مستقیم نمی توانید وارد کاخ شوید و انبوه درختان و گونه های گیاهی واقع در یاغ رامسر ، کاخ را از دیدگان شما پنهان کرده و این پیچ حجاب به بهترین نحو اجرا شده اما برای تازه واردانی مثل من ،‌هیچ تابلویی برای تعیین مسیر مشخص نشده است.
خوب به محوطه ورودی کاخ رسیدیم و ملزم به استفاده از پاپوشهای پلاستیکی شدیم ، البته پاپوشهایی که قبلا استفاده شده بود و همگی مزین به گلهای کفشهای بازدید کنندگان قبلی ، با اکراه آنها را به پا کردیم و تابلوی عدم استفاده از دوربین در جلوی درب را دیدم ، با خودم گفتم ؛‌حتما منظورشان استفاده دوربین با فلاش هست اما … اما انگار کلا تصویر برداری ممنوع بود ، به هر حال وارد موزه شدیم و دنبال راهنما ، دو نفر خانم که یکی در حال کتاب خواندن بود و یکی هر انگار در حال تصحیح برگه های امتحانی به ما گفتند مسیر از سمت چپ است هر سوالی به ذهنتان  ، پس از بازدید رسید ! در خدمت هستیم!! البته یک راهنمای دیگر هم در قسمت راست موزه نشسته بود و تنها کارش علامت دادن با دست بود که مسیر از سمت او نیست!

اولین کنفرانس بین المللی حفاظت از تالابها و پرندگان مهاجر در 13 اسفند سال 1349
اولین کنفرانس بین المللی حفاظت از تالابها و پرندگان مهاجر در ۱۳ اسفند سال ۱۳۴۹

پس از دیدن تالار اصلی وارد اتاق شرقی و دالان پشتی شدیم تالاری که دیوارهای آن مزین شده بود به عکسها و اسنادی که انگار در بهمن ماه به مناسب دهه فجر به عنوان «رامسر در گذر زمان» نصب شده بود. به عکسی رسیدیم که درباره کنفرانس بین المللی حفاظت از تالابها و پرندگان مهاجر یا همان رامسر که در هتل رامسر برگزار شده بود رسیدم، با افتخار به تصویر داشتم نگاه می کردم و از راهنمایی که در حال بازی با ورقهای انبوه روبرویش بود، خواستم که درباره این کنفرانس توضیحاتی دهد ، گفت من راهنمای موزه هستم نه عکس!! البته به نظر من هم راست می گفت و چقدر این امر خطیر را به خوبی انجام می داد. (البته تصویر بالا در موزه نبود و از آرشیو سایت رامسر است، هتل رامسر نیز در فهرست آثار ملی ثبت شده)

پلکان زیبای کاخ موزه رامسر با ببرهای نشسته مرمر-عکس شهریار صحت بخش
پلکان زیبای کاخ موزه رامسر با ببرهای نشسته مرمر-عکس شهریار صحت بخش

در هر صورت از کاخ موزه رامسر خارج شدیم و به سمت جنوبی کاخ رفتیم ، روبروی پلکان و ببرهای مرمین که به عنوان نماد کاخ است ، یک کالسکه و یک سرپوش برزنتی کشیده بودند!!

همان نمای بالا از درب جنوبی کاخ موزه رامسر در اسفند 91
همان نمای بالا از درب جنوبی کاخ موزه رامسر در اسفند ۹۱

خواستم از ببرها عکسها بگیرم که خانمی که در آنجا حضور داشت گفت اجازه عکاسی ندارید !! با تعجب نگاهش کردم گفت : نمی شود ! خواستم از پشت ببرها عکس بگیرم که آن خانم با داد و فریاد و اینکه حراست را خبر خواهد کرد از عکاسی من جلوگیری کرد! البته با آن کالسکه و چادر برزنتی عکس هم نمی شد گرفت !!

چادر زیبای برزنتی در کاخ موزه رامسر و ببرهای ...
چادر زیبای برزنتی در کاخ موزه رامسر و ببرهای ...

از خیر آن هم گذشتیم و به سمت حمام رفتیم البته باز هم بدون راهنما!

حریم و حصار مجموعه زیبای برزنتی کاخ موزه رامسر
حریم و حصار مجموعه زیبای برزنتی کاخ موزه رامسر

نکته : به سایت خود سازمان میراث فرهنگی و گردشگری که مراجعه کنید تنها تصویری که از کاخ موزه رامسر می بینید ، همان ببرهای نشسته بالای پلکانهای ورودی هستند ، که در حال حاضر امکان بازدید وجود ندارد!! البته این موزه زیر نظر موسسه فرهنگی موزه های مستضعفان است بنیادی که تله کابین توچال ، موزه خودرو ، مجتمع تفریحی پارک ارم ، موزه زمان ،  موزه پول و … زیر نظر آن است.

نمای زیبای کاخ موزه رامسر در سالهای پیش (دید جنوب شرقی)
نمای زیبای کاخ موزه رامسر در سالهای پیش (دید جنوب شرقی)
همان نمای بالا در اسفند 92
همان نمای بالا در اسفند ۹۲

اینجا دیگر داشت کفرم در می آمد ، خیر سرش این باغ با این عمارتهایش ثبت ملی شده ، قسمتی از حمام را تبدیل کرده بودند به آشپزخانه رستوران و کافی شاپ کاخ رامسر و در کنار آن هم با مصالح ایرانیت و آجر سرپوشی درست کرده بودند برای فروشگاه

رستوران کاخ موزه رامسر با مصالح آجر و ایرانیت در کنار حمام!!
رستوران کاخ موزه رامسر با مصالح آجر و ایرانیت در کنار حمام!!

اتاق ضلع جنوب شرقی حمام هم که انگار تبدیل شده بود به انباری ضایعات و کپسولهای رستوران !!

انباری رستوران حمام کاخ موزه رامسر
انباری رستوران حمام کاخ موزه رامسر

دربهای حمام هم بسته بود و آنجا راه هم بدون راهنما دیدیم!! البته یک آلاچیق چوبی که فروشگاهی در آن بود هم در این باغ احداث شده بود که الحق و الانصاف می توانست راهنمای خوبی باشد ، چون مسیر سرویس های بهداشتی را به ما نشان داد. البته فکر کنم با احداث این عمارت چوبی می خواستیم در عمارت سازی باغ هم نقشی داشته باشیم وگرنه دنبال منافعی نبودیم

کتابفروشی کاخ موزه رامسر
کتابفروشی کاخ موزه رامسر

به دنبال این بودیم که زیرزمین کاخ رامسر را هم ببینیم که یکی از مسئولین که انگار دعوای ما را با خانم مسئول کالسکه دیده بود ، به ما یاد‌آوری کرد که اینجا حراست هم دارد !! خلاصه با کلی تجربه داشتیم از کاخ موزه رامسر ، کاخ مرمر با نمی دانم «تماشاگه خزر» خارج می شدیم که یادمان آمد ، ساختمانی به نام «اداره فلاحت سابق» در رامسر دیدنی است ، پرسش از ما و بی پاسخی از مسئولین و مردم ! انگار هیچ کس از این عمارت خبر نداشت ، خیلی پرسیدیم و به نتیجه ای نرسیدم که نرسیدیم ! اگر کسی از این عمارت خبر دارد ما را هم در جریان بگذارد. البته پس از سفر توانستم آدرس و عکس از عمارت تهیه کنم (شما می توانید در اینجا ببینید)‌ منتظریم ما را فراموش نکنید!

اداره فلاحت سابق شهر رامسر
اداره فلاحت سابق شهر رامسر

نمی خواهم بالای منبر بروم اما برخی می‌گویند که موز‌ه‌ها باید به همان نقش قرن نوزدهم خود یعنی جمع‌آوری و نگهداری اشیاء فرهنگی بپردازند در حالی که عده‌ای‌ معتقدند که موزه‌ها باید به مکان‌های تفریحی و سرگرم کننده و مراکزی برای تجربه تبدیل شوند. تجربه خواه به موزه مربوط باشد یا نه به ترکیبی از احساس، فکر، تأثیر و ادراک . تجربه یعنی دریافت‌های حسی، هیجان ، شرکت در رویدادها (به جای نگاه کردن صرف به آنها) تجربه نشان می‌دهد که علاوه بر اشیاء «روایت» نقش مهمی در موزه‌ها ایفا می‌کند، تجربه ای دیداری و حسی
در گذشته موزه‌ها هزینه‌های خود را از طریق یک حامی ثروتمند یا وام‌های بانکی و دولتی و تا حدودی نیز از طریق دریافت حق عضویت گروه‌های عضو تأمین می‌کردند، اما به خاطر رکود اقتصادی امروزه موزه‌ها مجبورند روی درآمدهای خود حساب کنند، یعنی بلیط ورودی، هزینه پارکینگ، دریافت هزینه برای نمایشگاه‌های خاص ، فروشگاه و رستوران و … البته نمی دانم این تامین مالی باید به قیمت حذف برخی از موارد باشد یا اضافه نمودن بخشهای دیگر به آن !! یک موزه موفق باید ؛ خدمات درجه یک ارائه دهد (شامل کارکنان مؤدب، پارکینگ‌ نزدیک و در دسترس) در بازدیدکنندگان احساس زندگی اجتماعی ایجاد نماید به طوری که بازدید خود را تکرار کنند ، امنیت و آرامش فراهم کند و ….

نرده های شکسته و رها شده خیابان های رامسر
نرده های شکسته و رها شده خیابان های رامسر

در نهایت در اولین بلواری که در فهرست آثار ملی ایران بود قدم زدیم ، بلوار معلم یا کازینو ، دلم سوخت گلدانهای زیبای خیابان رجایی و حصار سیمانی آن یا شکسته شده بودند یا به عنوان سطل زباله استفاده می شدند ، از گشت در رامسر منصرف شدیم و به محل اسکانمان برگشتیم!!

گلدانهای فراوان شکسته شده دوران پهلوی
گلدانهای فراوان شکسته شده دوران پهلوی

ته نویس ؛ امیدورام اهالی رامسر به من خرده نگیرند و آقای حلاج هم اگر مشکلی دراین نوشته و نوشته های مرتبط به شهر رامسر هست ، حقیر را راهنمایی کنند.

منابع :‌

(WWW.mpr.icom.museum

همسفران

  1. گزارش جالبی بود. من هم از این موزه بازدید کرده ام.به نظر من هم نواقص زیادی در بازدید داشت.رامسر شهر خیلی زیبایی است و علاوه بر آثار تاریخی طبیعت بسیار زیبایی دارد. اما حیف از روزگار…

    شهریار: امیدوارم در بازدید بعدی این مشکلات برطرف شده باشد.

  2. سلام
    شهرام جان امیدوارم این گزارش شما به گوش مسئولین مربوطه برسه..من فکر میکنم نبود نیروی متخصص در موزه داری این مشکلات و ایجاد میکنه ولی واقعا این شهر بسیار زیبا پتانسیل بسیار زیادی برای گردشگری داره…ممنون از گزارش دقیق شما…

    شهریار: سلام بر شما و به امید اینکه مسئولین گوش فرادهند

  3. ممنونم از گزارش خوبت که مثل کرج گردی بود و البته با شدت بدتر، دم رودخونه رفتی و تشنه برگشتی. امیدورام مردم رامسر قدر آثار ارزشمند خود را بدانند وگرنه ما را به دیگرانی جز مردم امیدی نیست

    شهریار: البته آن کرج گردی شما ، کلی سوژه بود

  4. خوب من قصد داشتم در آینده سفری به رامسر داشته و از این بناهای تاریخی بازدید کنم که دیگه منصرف شدم!

    شهریار: به نظر من باید رفت و دید و تجربه کرد

  5. سلام،
    فاتحه ابنیه و آثار ملی و معاصر رامسر خیلی پیش تر از این ها خوانده شده شهرام جان. خاطرم هست ۱۵ سال پیش هم همین رها شدگی، عدم مرمت و متروکه شدن را در رامسر دیده بودم و همان شد که دیگه هیچوقت هوس رفتن به رامسر به سرم نزد.
    در عجبم که چرا درست در جاهایی از استان گیلان و مازندران که باید پر شور و حال ترین نقاط گردشگری، تفریح و استراحت برای ایرانیان باشد، اینچنین رها شدگی و پوسیدگی همه چیز را داریم می بینیم و در عوض در بیابان های بی آب و علف مشهد داریم شهر رویایی می سازیم!!!

    شهریار: حرف سیاسی !!! بوی قرمه سبزی

  6. سلام به دوست و میهمان خوبمان شهرام شهریار عزیز.خیلی خیلی سپاس بابت نگاه خاصی که به بازدید از کاخ موزه رامسر داشته اید.خوشحالم که بنده را مورد لطف قرار داده و کار بنده را در پاسخ گویی بسیار مشکل کردید.
    اما در ارتباط با نوشتار شما و تجربه شما:
    نکته یک،پارکینگ ماشین:بارها و بارها در جمع های شهری و استانی گفته ام،خیابان سخت سر با توجه به موزه،هتل ها،آب گرم و باغ ایرانی،بسیار نیازمند یک پارکینگ عمومی دارد،متاسفانه در جنب هتل،پارکینگی وجود دارد وابسته به هتل بوده و از طرفی این وضع بسیار مورد پسند مدیریت کلی موزه می باشد.همیشه گفته ام که باید این خیابان با توجه به المان ها خاص خود باید تنها برای پیاده روی بوده و ورود ماشین ها….
    نکته دوم،راهنمای ورودی به موزه:کاملا حق با شما بوده و ای کاش به این انتقادی که کردید و انتقادی که چند سال قبل کرده بودم ،توجهی میشد.
    نکته سوم،پاپوش ها:فقط بگویم این کار نه تنها حفاظت نبوده،بلکه خود باعث ایجاد فضای الوده ای در محیط موزه شده است،از طرفی این کار یک بی احترامی مطلق است.میشد اینکار را با تعدادی دمپایی تمیز انجام داد که درتعدادی از موزه های دنیا انجام می شود.اما با بوی بد جوراب چه باید کرد،صحبت دیگریست.
    نکته چهارم،ممنوع بودن عکس:اینکار را بر حسب تکرار انجام می دهند،متاسفانه چند سالی است باب شده،جالب است بدانید که این کار بیشتر بخاطر جلوگیری از تجمع انجام می شود .
    نکته پنجم،راهنمایان موزه:همین اندازه بگویم که وقتی در این موزه یک نفر با تحصیلات گردشگری مرتبط فعالیت نمی کند،همین بس،همسر بنده نوروز سال قبل بعنوان راهنمای موزه فعالیت می کرد،باور بفرمایید فشار روانی وارده از سوی همکاران و سرپرست بگونه ای بوده که کار موزه را……..،در این موزه باید آنگونه بود که شما دیدید.
    نکته ششم،تصاویری که دیدید:این تصاویر توسط دوستان فرهیخته رامسری جمع آوری شده و در نمایشگاهی ارائه شد.اما بگویم،راهنمای موزه ای که نداند موزه شهرش در چه فضایی شکل گرفته و نداند چرا شاه در این شهر کاخ ساخته،بنظر شما آیا راهنمای موزه است؟
    نکته هفتم،شیر ها و کالسکه:متاسفانه باید بگویم که خصوصی کردن قسمت هایی از موزه این عواقب را هم خواهد داشت،آقا شهریار،در گردشگری ما،همه چیز شده است پول.عکس گرفتن از این شیر ها یک حق است و متاسفم.
    نکته هشتم،رستوران:در موردش نمی گویم چون سر درد می گیرم.
    نکته نهم:در مورد اداره فلاحت بزودی برایتان خواهم نوشت و خواهم گفت.بله این ساختمان بوده و هست.
    نکته دهم:سطل زباله:تعدادی ترمیم شده و تعدادی دیگر شاید هرگز.
    نتیجه:جناب شهرام شهریار عزیز،متاسفانه با توجه به بومی بودن کارگزینی در شهر رامسر،خیلی از افراد شاغل در بخش خدمات گردشگری ،از اقوام صاحبین منصب های مدیریتی، مورد پذیرش قرار می گیرند و خیلی از بچه های بلد کار در این ایام بیکار می باشند.رامسر ظرفیت گردشگری انبوه را ندارد،این شهر با ورود گردشگران زیاد، روز به روز آسیب بیشتری می بیند.متاسفانه دید شهر نسبت به گردشگری،یک دید علمی نیست.از طرفی باید بگویم ۹۹ درصد مسافران و گردشگران شهر،واقعا سفر کردن و درست سفر کردن را نمی داننذ و با فرهنگ سفر خیلی بیگانه هستند.
    سپاس از دوستانی که نظر دادند و خوشحال میشوم از راهنمایی های خوبشان.

    شهریار: با پیاده راه شدن خیابان سخت سر و سنگ فرش شدن آن بی نهایت ارتباط برقرار کردم عالی بود ، بی صبرانه منتظر گزارش ما در خصوص اداره فلاحت هستم و به امید دیدار شما ، امیدورام جسارت مرا درخصوص این نوشته عفو بفرمائید

  7. جواد محمد بیگی

    این دوگانگی در دستورالعمل موزه های کشور واقع بعضی از مواقع روی اعصاب ادم میره شما در بسیاری از موزه های تهران اجازه عکاسی دارید بعد که به یک شهر دیگه میرید و برای بازدید وارد موزه میشید میبینید که حق عکس گرفتن ندارید من خودم به شخصه نمیدونم که به این افراد چی باید بگم هرچند که انها مجریان اوامر بالا دستیهای خودشون هستن واز خودشون اختیاری ندارن

    شهریار: اصلا این موضوع عکاسی تنها به موزه ها منتهی نمی شود ، شما از مساجد ، ساختمانهای تاریخی مهم و …. خیلی از مکانهای تاریخی دیگر در ایران اجازه عکاسی ندارید ، به قول معروف اینجا همه چیز ممنوعه

  8. جناب شهریار نکته سنج و تیز بین
    درود بر شما با این سفرنامه جامعی که چون ناصرخسرو و ابن بطوطه نوشته اید!
    به رغم صحنه های ناخوشایندی که از وضعیت میراث فرهنگی در گوشه و کنار ایران به چشم می خورد، لیکن خوشبختانه اغلب مسئولان محلی به این اندیشه افتاده اند که با احیای میراث شهر و روستای خود به جلب گردشگر و مسافر بپردازند و از سوی دیگر، مسافرانی که اغلب برای وقت گذرانی و یا گلگشت به شمال و دیگر نقاط میرفتند، حالا وارد هر شهری که می شوند سراغ یکی دو جای تاریخی را هم میگیرند
    و از این بابت باید امیدوار بود

    شهریار: سلام بر شما و سپاس از اظهار لطف صمیمانه جناب عالی ، صحیح می فرمائید اما نباید بگذاریم همان چند نفری هم که سراغ اماکن فرهنگی را می گیرند ، دیگر به فکر تجربه چنین کاری نباشند!

  9. سلام شهریار عزیز
    چه داستانها داشت این کاخ مرمر!
    امیدوارم که یک روووووووزی یک شخص یا اشخاص دلسوووووووووزی پیدا بشن که نه فقط کاخ مرمر بلکه سایر آثار باستانی مظلوم ما رو مورد مرحمت قرار بده و بعضا از نابودی نجات بده.
    سپاس برای گزارش خوب و انعکاس مشکلات

    شهریار: سلام و سپاس از شما ، بابت آرزوهای خوبتان

  10. سلام جناب شهریار ، یک سوال از خدمتتون داشتم
    راستش اونجا به ما گفتن که کالسکه موجود در موزه برای قسمت آتلیه و تازه ساخته شده. می خواستم بدونم این کالسکه واقعا مربوط به زمان شاه است یا تازه ساخته شده ؟
    با تشکر

    شهریار: سلام و درود ، دوست عزیز ، متاسفانه سنتی در سایتهای باستانی ما در حال شکل گرفتن است که معمولا در کنار آنها یک کالسکه با چند عدد لباسهای سنتی اقوام قرار می دهند ، برای کسب درآمد. از موزه نادری مشهد تا تخت جمشید ، از کاخ رامسر تا کاخ گلستان!!
    تمام اینها جدیدا ساخته شده ، البته این کار در تمام دنیا مرسوم است ، اما معمولا در جلوی دید عمارت این کار انجام نمی شود

  11. محمد بجنورد

    سلام
    گزارشتون فوق العاده زنده بود من سال ۹۲ از کاخ دیدن کردم برای اولین بار، مطالبی که نوشته اید تمامشان دقیقا برای من هم اتفاق افتاد دونه به دونه مخصوصا عکس از کالسکه و صحبت با آن خانم بی ادب که آنجا ایستاده بود .آقایان داخل کاخ نیز مدام تند تند و بی توجه به بازدید کنندگان با زبان محلی صحبت می کردند طوری که وقتی سوال می خواستی بپرسی باید داد می زدی خیلی ناراحت کننده بود آنجا متوجه شدم که درها را تازه رنگ کرده بودند وقتی پرسیدم قبلا چه رنگی بود یادشان نمی آمد یا نمی دانستند کلا در تصورم کاخ ( ساختمان) بزرگی را خواهم دید که اصلا آن طور نبود و کاخ از نظر من کوچک بود ( شاید) در حالی که ویلاهای اطراف بزرگتر و تجملی تر بودن.
    متشکرم

    شهریار: سپاس از نگاه تان
    می گویند همیشه تاریخ تکرار می شود

با ما همسفر باشید

XHTML: امکان استفاده از این کدها وجود دارد: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>