عضویت در سفرنویس

register-image

تورهای سفرنویس

tour-image

آمار سفرنویس

counter-image
1470 سفر
87543 همسفر

سفر به خوزستان

این چند روز تعطیل بهانه ای شد برای سفر به استان خوزستان و دیدن ندیده های که در سفرهای قبلی امکان بازدید از آنها میسر نشده بود ، قرار بود با دخترم به صورت Hitchhiking هیچ هایکینگ سفر کنیم … اما نه در هیچ هایکینگ موفق بودم نه در دیدن ندیده ها و نه هدف اصلیم که شناخت بیشتر دخترم بود ، آن گونه که می خواستم نشد ! اما ره آوردهای خوبی داشتم که به صورت خلاصه تقدیم می کنم؛

نرگس در قطار در حال خواندن نامه همسرم به او
نرگس در قطار در حال خواندن نامه همسرم به او

همسفران در قطار : امیر یکتا ، محمد گائینی ، علی … و پرویز شجاعی (غایب با ولی مراجعه شود) و دختر گلم نرگس

معصومیت دختران و زنان ایران زمین-بازار ماهی فروشان آبادان
معصومیت دختران و زنان ایران زمین-بازار ماهی فروشان آبادان

همراهان سفر: مجتبی گهستونی (کلی ایشان و خانواده را زحمتشان دادم ، امیدوارم بتوانم جبران کنم) ، عصمت عیدی نژاد ( در دزفول به همراه خانواده شان برایم سنگ تمام گذاشتند) محمدرضا شمالی زاده ( به دلیل خستگی همکلامی زیاد با ایشان میسر نشد) مهران شهرستانی (سعادت دیدار نصیبمان نشد بماند برای چه!) سبط الشیخ خیم (دوست داشتم با ایشان در دزفول کوچه ولگردی می کردم اما حیف!!) باران (در این سفر دست از سر ما برنداشت که نداشت) …

شادی نرگس در باران کنار معبد چغازنیل
شادی نرگس در باران کنار معبد چغازنیل

دستاورد یا ره آورد سفر : فهمیدم دخترم خیلی بزرگ شده (عاشقشم)

دست در دست دخترم در چغازنبیل
دست در دست دخترم در چغازنبیل

خسران ها شاید : گم شدن یکی از گوشواره نرگس در آرامستان (قبرستان ارامنه) آبادان البته نرگس می گفت ، به عنوان یادگار سفر نگهش می دارد و …

نوشیدن چای گرم پس از بازدید از چغازنبیل در باران شبانه
نوشیدن چای گرم پس از بازدید از چغازنبیل در باران شبانه

لذتهای سفر: همراه بودن با دخترم ، دیدن گریفون (شیر عقاب) خیلی این قضیه به من و دخترم حال داد!!! درباره اش خودتان تحقیق کنید . برایتان لذت بخش خواهد بود، بازی و با سگ و گربه های هفت تپه …

شیر عقاب - گریفن
شیر عقاب - گریفون (به شوند قول اخلاقی از انتشار تصویر واقعی معذورم)

به دلم ماند : قبرستان پامنار ، آرامستان لهستانیها ، هیچ هایکینگ ، ….
و خیلی از چیزهای دیگر که خواهم نوشت …..

همسفران

  1. درود جناب شهریار عزیز
    خسته نباشید و رسیدن بخیر ، شاید باید عذر بخوام بابت عدم حضورم ، خوشحالم که خوزستان بودید و شاید گله مند باشم از خودم و از اینکه شاید باید میبودم و ای کاش زودتر به من میگفتید، ولی سفر همیشه خوب است و خوب است و خوب ، کوچه ولگردی در دزفول و یزد و نائین و اصفهان همیشه برایم لذت بخش بوده، انقدر عادت دارم که گاهی اوقات با ماشین هم تو کوچه های آشتی کنان میروم. چی بگم دیگه؟ انتقاد دارم من

    شهریار: آقا سعادتی بود اگر همراه شما کوچه ولگردی می کردیم ، چند تا سوژه پیدا کردم در حد بوندس لیگا ، باور بفرمائید. آخ اگر من در دزفول بودم چه تورهای محله گردی و کوچه گردی که نمی زاشتم!!

  2. ببخشید که نتونستم بیام . بخاطر شرایط آب و هوایی تصمیم گرفتم که کنسل کنم . آخه من خیلی آدم محتاطی هستم . بهرحال خوشحالم که بلاخره عاشق دختر (ت) شدی . خوب شد که این سفر رو رفتی .

    شهریار: پرویز خان جای شما را در قطار خالی بود ، البته جایتان را سبز کردیم ، راستی منظورتان کدام دختر است !! ما عاشق دختر خودمات شدیم ها !!!
    بعدا نویس : منظورشان دخترت بود !!

  3. درود جناب شهریار
    چه قدر خوب که نرگس ناز شما از حالا سفر رو آموزش می بینه… خوشحالم و مطمئنم که در آینده از او بسیار خواهیم شنید… فرهنگ هیچ هایک تو ایران خیلی شناخته شده نیست. ایرانیها به چند دلیل با این قضیه سخت ارتباط برقرار می کنند. یکی راحت طلبی و دوری کردن از ارتباط با دیگران و دیگه اینکه اعتماد کردن رو هنوز بلد نیستن.

    شهریار: البته همراه کردن نرگس با خودم کمی سخت است و در بعضی از برنامه ها سفرهایم با کمبود زمان مواجه می شود ، اما باید رویش کار کنم ، در مورد هیچ هایک هم واقعا یک ایرانی در ایران کارش خیلی سخت است ، اگر غیر ایرانی باشد ، فوق العاده آن حس مهمان نوازی کمکت می کند..

  4. رسیدن به خیر مرد پالتو پوش کلاه قشنگ 😉 آقا ما هم برگشتیم بالاخره ، ساعاتی که با هم در قطار بودیم بسی به یادماندنی شد…

    شهریار : از نام جدیدتان سپاس گزارم ، به امید همسفر شدن واقعی با شما

  5. درود آقا شهریار، اما شانس در سفر جنوب ما بسیار یار بود. باران و طوفان یا قبل از ما بود یا بعد! و چقدر آن لباس کلاه سفید بهتان می آمد. باید اسمی جدید براتون پیدا کنم. در کنار خانواده شاد باشید.

    شهریار: به جای شما باران با ما یار بود ، از نام جدیدتان سپاس گزارم

  6. سلام
    از بهترین لحظات برای من وقتیه که با پدرم هستم.مطمئنم نرگس کوچولو هم همینطوره…گزارش دل چسبی بود.ممنون ، راستی منم از این کوچه گردی ها خیلی دوست دارم به شرط این که یه هم پای خوب باهام باشه نه یه غرغروش…

    شهریار: دخترم هم بعضی اوقات هم پا نیست!!! البته اقتضای سنش است

  7. سلام
    سفر با بچه ها همیشه خاطره انگیزه و حتما در کنار دوستان و دخترتون سفر خوبی داشتید.

    شهریار: فقط مسیر رفت با دوستان بودیم و آنها جدا شدند و تا پایان سفر دخترم همسفرم بود

  8. با سلام به آقا شهرام عزیز درود بر این پدر مهربان امیدوارم سالهای سال در صحت و سلامت در کنار خانواده باشید

    شهریار: شما لطف دارید ، آرش خان

  9. یا سلام و خسته نباشید خیلی خوشحالم که یه نغر هست به تاریخ ایران اهمیت میده مرسی مرسی

    شهریار: سلام و سپاس از مهر شما

  10. سید محمد صادق حسینی

    با عرض سلام
    استاد عزیز در گزارش حضرتعالی از بازدید غار کلماکره لینک داده بودید به این صفحه در مورد گریفون که در خوزستان نگهداری میشود و فرموده بودید که گزارشی از آن نوشته اید. ولی با مراجعه به این صفحه جمله ای گذرا و بدون توضیح دیده میشود. اگر صلاح میدانید کمی در موردش بنویسید و یا لااقل محلی جهت تحقیق بفرمایید.
    قدردان زحمات حضرتعالی هستیم
    بدرود

    شهریار: سلام بر شما، سپاس از مهرتان، هنوز فرصت نکرده ام ، به روی چشم

\