عضویت در سفرنویس

register-image

تورهای سفرنویس

tour-image

آمار سفرنویس

counter-image
358 سفر
13198 همسفر

نمایش فیلم؛ تپه های قیطریه

امشب سبکه مستند سیما و در برنامه گنجینه فیلم؛ تپه های قیطریه پرویز کیمیاوی به نمایش در خواهد آمد، فیلم تپه های قیطریه که اولین فیلم مستند پرویز کیمیاوی است به موضوعات باستانشناسی و تخریب ایت تپه توسط شهرداری در سال ۱۳۴۸ می پردازد.
زمان؛ ساعت ۲۱ چهارشنبه ۷ مهر ۱۳۹۵ شبکه مستند سیما

نمایش فیلم تپه های قیطریه پرویز کیمیاوی
نمایش فیلم تپه های قیطریه پرویز کیمیاوی

اکنون قیطریه را با برج های بلند آن می شناسند اما ۴۷ سال پیش قیطریه گورستان بوده است. در سال ۱۳۴۷، تپه های قیطریه شاهد یکی از بزرگترین اکتشافات باستان شناسی دنیا بود و در یک عملیات عمرانی از تپه قیطریه ۳۵۰ گور باستانی، تدفین های یک نفره و دو نفره و نزدیک به ۵۰۰۰ شی سالم برنزی و سفالی به دست آمد. پس از این اداره باستانشناسی، از شهرداری درخواست کرد که جواز ساخت و ساز در این منطقه را ندهد اما این اتفاق رخ نداد و نشانه های کهنی از فرهنگ و تمدن در زیر برج ها مدفون و از دیده ها پنهان شده است. موضوعی که کیمیاوی به آن پرداخته است.
مهمترین نقطۀ قوت مستند تپه های قیطریه انسجام محتوایی آن است. این فیلم هم اگرچه به سبک مرسوم و البته نه چندان درستِ رایج در فضای فیلمسازی در ایران عنوانی کلی (تپه های قیطریه) دارد اما خوشبختانه مضمون اثر به کلیت عنوان آن نیست و به طور هوشمندانه ای محدود و منسجم است. مضمون اصلی فیلم پرویز کیمیاوی نگرش به تاریخ باستان از زاویۀ زندگی و مرگ انسان است. و در این میان نقش مرگ پررنگ تر است از زندگی. شاید چون معنای زندگی اساساً وابسته به درک و دریافت درست از مرگ است چنانکه هر چیز با نقیض خودش شناخته می شود. گواه بر این مدعا صحنۀ آغازین فیلم کیمیاوی و همینطور صحنۀ نهایی آن است. و البته بسیاری صحنه های دیگر در طول فیلم.
شروع فیلم با یک حادثۀ خاص و ویژه است که عبارت است از کشف یک جمجمه در میان آثار سفالی. کسی که این جمجمه را کشف کرده می آید و روبروی دوربین در گوش کارشناس مربوطه دربارۀ جسم مکشوفه اش پچ پچ می کند. کارشناس دوان دوان به سمت نقطۀ حفاری شده می رود و سپس ما در حالی که جمجمۀ انسان دیروز را مثل یک کودک در آغوش انسان امروز می بینیم به پیشواز ادامۀ فیلم کیمیاوی می رویم. این شروع مناسبت کامل دارد با آنچه پیشتر گفتیم دربارۀ لزوم توجه فیلمساز به عنصر جذابیت و مسئلۀ همراه کردن مخاطب با خود. از این نظر فیلم کیمیاوی فیلمی قابل توجه است.
صحنۀ نهایی هم که عبارت است از نمای گورستان دسته جمعی و فاصلۀ انسان دیروز از انسان امروز، گذشته از مناسبتی که با شروع اولیه و همینطور موضوع محوری کل فیلم داراست به خودی خود حرف بسیار برای گفتن دارد.
فیلم کیمیاوی فقط نمایش واقعیت از منظر ظاهری نیست. اگر ما حفارگران را می بینیم مقصود فقط دیدن آن ها نیست. قرار نیست مستندساز فقط ما را با خود به جاهایی ببرد که تابحال نرفته ایم و یا چیزهایی را نشانمان بدهد که تابحال ندیده ایم. این البته مسئلۀ مهمی است اما اگر شرط لازم هست شرط کافی نیست. یعنی برای ساخت فیلم مستند این تازه قدم اول است. مقدمه است. و نردبام است برای رسیدن به بام و به ذی المقدمه یا همان مضمون و ایدۀ اصلی ساخت اثر. تفاوت فیلمساز هنرمند با فیلمساز تکنسین در همین است که هنرمند ظاهر واقعیت را پلی برای رسیدن به حقیقت آن می کند و تکنسین تنها در ظواهر متوقف می ماند و فیلمش بجای اینکه مردم شناسانه باشد مردم نمایانه می شود. برای شناخت باید ژرف نگر بود و وجه ممیزۀ هنرمند از دیگران همین عمق نگاه است.
موسیقی فیلم کیمیاوی نقش به سزایی در موفقیت این اثر دارد. نه اینکه بهترین باشد بلکه به این دلیل که مزاحم تصویر نیست و به اصطلاح خود را به رخ نمی کشد. و نیز به این دلیل که چون ساده است و متشکل از نت های طولانی و غیرمنقطع، و از این رو ساکن و بی تحرک، به همین دلیل با سوژۀ اصلی یعنی مرگ همخوانی کامل دارد. از این گذشته بجاست و مختصر و مفید نه اینکه همۀ فیلم را پوشش داده باشد. کیمیاوی استفادۀ درست و بجا از موسیقی نموده چنانکه از صدای خود صحنه (آمبیانس) نیز استفاده بجا و مؤثر نموده و این سر جای خود بودن همۀ عناصر، فیلم کیمیاوی را به اثری شسته و رفته و یکپارچه و خوش ساخت تبدیل نموده است. البته فیلم کیمیاوی به اندازۀ فیلم گلستان حاوی ارزش های هنری نیست چراکه با وجود همۀ توجه فیلمساز به قواعد بیان هنری، هنوز کمی اغراق و بخصوص تصنع در آن دیده می شود و تصرف در واقعیت در مواردی به چشم می آید و این به وجه استنادی اثر کمی لطمه زده است. اما گرچه فیلم گلستان بهتر و هنرمندانه تر است اما در وجه انسجام مضمونی فیلم کیمیاوی رتبۀ بالاتری دارد و نمایانگر توجه این فیلمساز به لزوم بهره مندی هنرمند از نگاه ویژه و منحصر به فرد است.
پرویز کیمیاوی زاده سال ۱۳۱۸ تهران است اما تا دوره دبیرستان خودرا در نیشابور گذراند سپس به فرانسه رفت و تحصیلات سینمایی خود را در مدرسه عکاسی و فیلمبرداری ورژیرار در سال ۱۳۴۳ و انستیتو تحصیلات عالی سینمایی ایدک در سال ۱۳۴۵ به اتمام رساند. او فعالیت هنری خود را در فرانسه، به عنوان دستیار کارگردان در شبکه تلویزیونی O.R.T.F آغاز کرد که تا سال ۱۳۴۷ ادامه داشت. از فیلمهای او می توان به؛ ژان مقدس ایرانی، مغولها، ایران سرای من است، پیرمرد و باغ سنگی اش و … اشاره کرد
1445443445_telegram کانال خبری تارنمای سفرنویس
کانال اعلام تورهای سفرنویس

همسفران

با ما همسفر باشید

XHTML: امکان استفاده از این کدها وجود دارد: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>