عضویت در سفرنویس

register-image

تورهای سفرنویس

tour-image

آمار سفرنویس

counter-image
358 سفر
13198 همسفر

آغوش باز برای مسافران بندر کراسنوودسک

جنگ دوم جهانی را می‌توان از زاویه ای، فرصتی برای برپایی جامعه ای آزاد برای ایران و ایرانی دانست؛ فرصتی که با پایان یافتن دوره استبدادی پهلوی اول در خود سمت‌وسویی از آزادی داشت، به‌ویژه برای شناخت جهان درحال گذار. ایران اما به کشورهای اشغالی کمتر می‌مانست. پادشاهی از دودمان پیشین بر سرکار آمده بود و دولتی ایرانی امور را برعهده داشت. نیروهای اشغالگر، دست‌کم به ظاهر، در روند امور درونی ایران مداخله نداشتند. ایران درواقع پلی و گذری برای پیروزی شد.

اردوگاه لهستانی های جنگ زده در فردوگاه قلعه مرغی تهران
اردوگاه لهستانی های جنگ زده در فردوگاه قلعه مرغی تهران

انسان ایرانی اما در این دوره، بخت برخورد سینه‌به‌سینه با قومی اروپایی را یافت؛ مردمانی‌که تصویر دیرین فرنگی را در ذهن ایرانی دگرگون کردند. فرنگی، در باور ذهنی ایرانیان همیشه فردی فرادست بود؛ شخصیتی مقتدر که بر سرنوشت ایران و ایرانی استیلا داشت. رایش سوم اما با گشودن جبهه شرق، مرزبندی نیروهای درگیر در این جنون جهانی را سمت‌وسویی دیگر داد. پناهجویان لهستانی، آن قوم اروپایی بودند. پناهجویانی که در منابع تاریخ معاصر ایران به زبان‌فارسی، ردپایی روشن از آنان دیده نمی‌شود.

پناهجویان ایرانی در جنگ دوم‌جهانی چگونه به ایران رسیدند

لهستانیان از دو راه دریا و خشکی به ایران وارد شدند؛ ٧٧‌هزار سرباز و بیش از ۴٣‌هزار غیرنظامی. ٢٠‌هزار کودک در میان آنان وجود داشت. از این گروه هرکس، از زن و مرد، توان نبرد با نیروهای متحد را داشت در صف نیروهای آندرس، درگیر در جنگ، جای گرفت. دیگران اما در شهرهای ایران و در اردوگاه‌هایی ویژه اسکان داده شدند تا با یاری صلیب‌سرخ در دیگر مناطق امن جهان اقامت داده شوند. گروهی دیگر اما در ایران ماندند، گروهی نیز در این خاک برای همیشه و تا هنوز خفتند. نخستین گروه مهاجران لهستانی ١٢ مارس ١٩۴٢ میلادی از مرز زمینی به مشهد رسیدند. این گروه ١٢٠ کودک را دربرمی‌گرفت. آنان از شهر عشق‌آباد به سوی ایران حرکت کرده بودند.

جمعیت کودکان لهستانی که در ادامه از مرز زمینی به مشهد رسیدند، به ١٧٠۴ نفر رسید. اردوگاه کودکان لهستانی در شهر مشهد در اتاق‌های یک پرورشگاه ایرانی بر پا شد. ۶٧۵ تن از این کودکان لهستانی، از راه زاهدان نزد والدین خود به هندوستان فرستاده شدند. خبر گسیل این کودکان لهستانی به هند در مطبوعات روز ایران نیز بازتاب یافته است. در روزنامه اطلاعات می‌خوانیم «روز ١۶ فروردین [سال ١٣٢١ خورشیدی] هفت کامیون حامل زنان و اطفال از مشهد به تربت‌حیدریه وارد و پس از صرف ناهار به زاهدان عزیمت نموده‌اند. در سپتامبر ١٩۴٣ کودکان لهستانی ساکن در اردوگاه مشهد که موفق به یافتن والدین خود نشده بودند به آموزشگاه‌های مستقر در شهر اصفهان منتقل شدند». در راه مردم از آنان استقبالی گرم کردند. مطبوعات ایران نیز گوشه‌ای از این استقبال را منعکس کرده‌اند.

گروهی بسیار از زنان و کودکان مهاجر لهستانی که به تهران آورده شده بودند، یکم اردیبهشت ١٣٢١ خورشیدی برابر با ٢١ آوریل ١٩۴٢ میلادی، در بیرون از دروازه دوشان‌تپه در چادرهایی که برای اقامت آنان برپا شده بود، سکنی گرفتند. سه‌هزار تن از این زنان وکودکان دو هفته بعد، به اردوگاه منظریه در شمیران جابه‌جا شدند.

فرهنگ و هنر ایرانیان و لهستانی‌ها درهم ‌می‌آمیزد

کودک لهستانی و توزیع نان در یکی از اردوگاه های تهران
کودک لهستانی و توزیع نان در یکی از اردوگاه های تهران

در میان لهستانی‌هایی که به ایران آمدند و ماندگار شدند، می‌توان چهره‌هایی از ادب و فرهنگ لهستان را بازشناخت. آنان به جامعه فرهنگی و هنری ایران جذب شدند و البته تاثیر گذاشتند و تاثیر پذیرفتند. همچنین می‌دانیم گروهی از فرهیختگان لهستانی مقیم ایران در‌ سال ١٩۴٢ میلادی انجمن لهستانی مطالعات ایرانی را در تهران تشکیل دادند. هدف این انجمن آشنایی دو ملت با فرهنگ یکدیگر بود. برای تحقق این مهم، انجمن برای دستیابی به این هدف، جلسات سخنرانی برگزار و جزوه‌هایی منتشر کرد. گروهی دیگر از هنرمندان لهستانی در ١٣ ژانویه ١٩۴٣ میلادی مجمع نقاشان لهستانی در ایران را با هدف کمک به یکدیگر در زمینه هنر شرقی و آشنایی دیگران با هنر لهستانی بنیان‌گذاردند. هنرمندان لهستانی بدین‌ترتیب در همه سطوح جامعه ایرانی راه یافتند. آنها هم در کافه‌های همگانی در برابر اقشار جامعه نمایش اجرا می‌کردند، هم در سطح مخاطبان خاص جامعه مطرح شده بودند. از دیگر فعالیت فرهنگی لهستانیان در ایران می‌توان به اجرای نمایش، برگزاری کنسرت‌های موسیقی و نمایش فیلم اشاره کرد. نمایش‌های لهستانی از نخستین روزهای حضور لهستانیان در ایران، بر صحنه‌های تهران به اجرا درآمد.

برگزاری مسابقه دوستانه فوتبال میان تیم تهران و تیم سربازان لهستانی، از رویدادهای ورزشی در دوران اقامت لهستانیان در ایران به شمار می‌آید. تیم فوتبال سربازان لهستانی مقیم خاورمیانه در عصر روز ١۶ اسفند‌سال ١٣٢١ خورشیدی به تهران وارد شدند. بانک‌ملی، اعضای تیم‌های تهران و لهستان را شب پس از مسابقه به ضیافت‌شام در باشگاه بانک‌ملی دعوت کرد. این مسابقه اما نخستین و یگانه مسابقه فوتبال ایرانیان و لهستانیان نبود. چند ماه پیش‌تر در ٧ اردیبهشت ١٣٢١ خورشیدی، تیم سالمندان تهران و سالمندان لهستانی در ورزشگاه امجدیه مسابقه فوتبال دادند. تیم تهرانی، اعضای تیم لهستانی را پس از برگزاری مسابقه به مهمانی شام دعوت کرد. تیم فوتبال تهران در تاریخ ٢٠ اردیبهشت همچنین مسابقه‌ای دیگر با تیم لهستانیان تازه ‌وارد به ایران برگزار کرد.

چرا برخی لهستانی‌ها از اردوگاه ویژه بیرون آمدند

نماد سربازان ، زنان ، مردان و کودکان مدفون شده لهستانی در گورستان تهران
نماد سربازان ، زنان ، مردان و کودکان مدفون شده لهستانی در گورستان تهران

همه لهستانی‌ها اما در اردوگاه‌هایی ویژه که برای آنها سامان‌یافته بود، به سر نمی‌بردند. زندگی بیرون از اردوگاه با سختی‌هایی همراه بود؛ تامین معاش مهم‌ترین دغدغه به‌شمار می‌آمد. لهستانی‌هایی که به درون جامعه ایران- بیرون از اردوگاه- راه‌یافته بودند، با همان مشکلاتی که شهروندان ایرانی دست به گریبان بودند، درگیر شدند. گروهی از این لهستانیان در جامعه ایرانی به فعالیت و درآمدزایی مشغول شدند. با درنگی بر نشریات آن روز ایران، گاه‌گاه آگهی‌هایی از این گروه لهستانیان می‌توانیم ببینیم.

این مهاجران اما چرا باید از اردوگاه ویژه خود بگریزند؟ زندگی برای شهروندان ایرانی در آن روزها از نظر اقتصادی سخت می‌گذشت که از پیامدهای جنگ و اشغال کشور از سوی متفقین بود. گرانی و نبود آذوقه کافی بیداد می‌کرد. گزارش شده است که هزینه زندگی در ایران در میانه سال‌های ١٣١٨ تا ١٣٢٢ خورشیدی برابر با ١٩٣٩ تا ١٩۴۴ میلادی بیش از ٨٠٠‌درصد افزایش یافته بود. این درحالی است که براساس آنچه در مطبوعات آن روزگار منتشر شده، تامین وسایل زندگی و خوراک و پوشاک همه لهستانی‌هایی که به ایران آمده بودند برعهده ارتش بریتانیا بود. صلیب سرخ آمریکا نیز در یاری‌رسانی به لهستانیان مشارکت داشت. در خبر گشایش شعبه صلیب‌سرخ آمریکا در تهران در فروردین‌ سال ١٣٢١ در خیابان فردوسی، معاون صلیب‌سرخ آمریکا در خاورمیانه بیان می‌کند که در این مدت ٣٠٠ تن خواروبار و ۵/٢ تن شیرخشک و کنسرو برای استفاده لهستانیان تامین شده است. وی البته در سخنان خود اشاره می‌کند که مخارج این لهستانیان با دولت بریتانیا است و صلیب‌سرخ آمریکا تنها در اداره امور به‌ویژه بیماران و کودکان یاری می‌رساند.

عبدالحسین هژیر، وزیر راه که به‌عنوان نماینده دولت تهران به لندن رفته بود درباره حضور پناهجویان لهستانی در ایران به آنتونی ایدن، وزیر امور خارجه بریتانیا نامه‌ای نوشت. در ضمیمه چهارم نامه آمده است «ملت ایران می‌دید که مقامات انگلیس در ایران با چه دلسوزی و مراقبت شبانه‌روزی خوراک و پوشاک و مسکن و نظافت و معالجه و گردش و پرورش‌بدنی و روحی متجاوز از ۵٠‌هزار نفر مهاجر لهستانی را در ایران مرتب و منظم کرده‌اند و در اوقاتی که در تهران تعدادی از مردم نان پیدا نمی‌کردند و … مرض همه‌جا را احاطه کرده بود و گرانی به جایی رسیده بود که تخم‌مرغ در ازای یک شلنگ پیدا نمی‌شد، جراید به تصدیق مستشار آمریکایی وزارت خواروبار می‌نویسند: که نان خالص و شیر و تخم‌مرغ و کره و مربا و گوشت و… به حد وفور برای مهاجرین لهستانی تهیه می‌شود، از خود می‌پرسند که چگونه است که دولت انگلستان در این مصیبت که به مردم ایران روی آورده است به همان درجه  لهستانی‌ها مساعدت نمی‌کند».

همزیستی آرام و آموزنده ایرانیان جنگ‌زده و لهستانی‌های پناهنده

نشستی درباره مسأله لهستانی‌ها در ١٢ آبان ‌سال ١٣٢١ خورشیدی برابر با سوم نوامبر ١٩۴٢ میلادی در تهران برگزار شد. همچنین در کمیسیونی که با حضور نمایندگان سفارت انگلستان در ایران، صلیب‌سرخ آمریکا، وزیر مختار لهستان در ایران، نمایندگان مهاجران لهستانی و دولت ایران تشکیل شد، شریدنف مستشار خواروبار، نظر دولت ایران را درباره تأثیر مصرف خواروبار مهاجران لهستانی در وضع خواروبار اهالی پایتخت و لزوم خروج آنها از ایران به اطلاع رسانید. نماینده دولت انگلستان نیز قول داد همه لهستانی‌های مهاجر تا پایان ‌سال‌آینده خاک ایران را ترک خواهند کرد.

لهستانیان مهاجر با وجود همه اینها در ایران ماندند. ‌هانری اشراربورگر، وزیر مشاور دولت لهستان و نماینده آن دولت در خاورمیانه به همراه وزیر مختار لهستان در تهران در ١١ بهمن‌ سال ١٣٢٢ خورشیدی، در یک نشست مطبوعاتی شرکت کرد. او با ابراز امیدواری به نزدیکی بیشتر ایران و لهستان، مراتب امتنان و تشکر خود را از مقامات و دولت ایران برای اجازه اقامت به پناهندگان لهستانی یادآور شد و توضیح داد که اکنون ٢‌هزار و ۵٠٠ کودک در اصفهان، ٢‌هزار و ۵٠٠ نفر در تهران و ۴‌هزار و ۶٠٠ نفر در اهواز به سر می‌برند و ٣٠هزار نفر از مهاجران لهستانی از ایران رفته‌اند.

ایرانیان با وجود آن‌که کشورشان در اشغال متفقین بود، از کمک و مهربانی به این میهمانان پناهنده چیزی فرونمی‌گذاشتند. یک شهروند ایرانی که به خواست خودش گمنام می‌ماند، تنها سه ماه پس از ورود این مسافران به ایران، در خرداد ١٣٢١ خورشیدی، باغی کوچک در شمال تهران برای کودکان لهستانی وقف می‌کند. روزنامه اطلاعات همزمان با این رخداد نیکوکارانه اینگونه نوشت «یک نفر ایرانی نیکوکار که بنا به خواهش خودش از ذکر نام وی خودداری می‌شود برای این که کودکان لهستانی بر اثر سکونت در زیر چادر در این گرمای تابستان در زحمت نباشند باغچه‌ای که شامل هفت اتاق با لوازم و قریب یک‌هزار متر مساحت می‌باشد واقع در سر راه دزاشوب [دزاشیب؟] نیاوران در اختیار صلیب‌سرخ گذاشت. روز گذشته مراسم گشایش باغچه نامبرده با حضور آقای وزیر مختار لهستان و نماینده پاپ و فرمانده نیروی لهستانی، شرحی مبنی‌بر سپاسگزاری از میهمان‌نوازی‌های ایرانیان مخصوصا ستایش از جوانمردی و سخاوت ایرانی و این که در چنین موقعی به فکر آسایش کودکان بی‌نوای لهستانی می‌باشند، ایراد کرد. پس از تشکر از بانی خیر، از آقای مارینا، اسقف اعظم و نماینده پاپ خواهش کرد به‌دست خود باغچه را افتتاح و تقدیس نماید و پس از پذیرایی گرمی که از مدعوین به عمل آمد مجلس مقارن با ساعت ٧ بعدازظهر پایان یافت». لهستانیان نیز به اندازه توان خود سپاسدار مهربانی ایرانیان بودند. زلزله‌ای در خرداد ‌سال ١٣٢٣ خورشیدی در شمال غربی ایران در شهرستان گرگان روی داد. خبرهایی در روزنامه‌های آن روزگار درباره کمک لهستانیان به زلزله‌زدگان ایرانی درج شده است. بادر، وزیر مختار دولت لهستان در تهران در ١١ خرداد ١٣٢٣ خورشیدی برابر با اول ژوئن ١٩۴۴ میلادی با حضور در وزارت امور خارجه ایران، با ملت ایران در این‌باره همدردی کرد و چکی به مبلغ ۶٠٨٠٠ ریال از سوی کارکنان سفارت و مهاجران لهستانی در تهران برای یاری زلزله‌زدگان گرگانی به رئیس تشریفات وزارت امور خارجه ایران اهدا کرد.

نویسنده؛ علیرضا دولتشاهی: لهستان‌شناس و رئیس انجمن دوستی ایران و لهستان روزنامه شهروند شماره ۶۳۸ | ۱۳۹۴ دوشنبه ۲۶ مرداد

همسفران

با ما همسفر باشید

XHTML: امکان استفاده از این کدها وجود دارد: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>