عضویت در سفرنویس

register-image

تورهای سفرنویس

tour-image

آمار سفرنویس

counter-image
344 سفر
12798 همسفر

خانه شهریار عدل کجاست؟

خانه شهریار عدل کجاست؟ یا بهتر است دیگر نگوییم خانه شهریار عدل، بگوییم خانه مرحوم شهریار عدل، خانه ای که شهریار عدل در آن به دنیا آمد، خانه ای که خیلی ها پاسخ پرسش های خود را در این خانه یافته بودند، سرانجام خانه شهریار عدل چیست؟ …

زنگی که دیگر به صدا در نخواهد آمد. خانه شهریار عدل
زنگی که دیگر به صدا در نخواهد آمد. خانه شهریار عدل

آدرس خانه شهریار عدل : استان تهران، شهر تهران ، خیابان حقوقی شرقی، شماره ۱۸۰ قدیم، ۶۶ جدید
شماره ثبت در فهرست آثار ملی ایران خانه شهریار عدل :  این خانه تاکنون ثبت ملی نشده است!
مختصات جغرافیایی ، آب و هوا ، نقشه و … خانه شهریار عدل:  E 51″25’57.85      N 35″42’14.89
ارتفاع از سطح دریا : ۱۲۰۷ متر

خانه شهریار عدل
خانه شهریار عدل

پیرامون نام (وجه تسمیه) : شهریار عدل در این خانه به دنیا آمد و در این خانه زندگی می کرد.
دوران و بانی اثر : در دوران پهلوی اول توسط احمد حسین عدل
مساحت خانه ۱۰۶۳ متر مربع در ابعاد ۲۵٫۸۰ در ۴۱٫۱۸ متر
امکان بازدید از خانه شهریار عدل: با توجه به فوت شهریار عدل فعلا نامشخص است.
نکته اول) این گزارش به علت زمان کم به صورت کامل کنکاشانه و ریزبینانه نگارش نشده است.

درب ورودی خانه شهریار عدل
درب ورودی خانه شهریار عدل

پیشینه و تاریخچه خانه شهریار عدل:
قبل از پرداختن به خانه مرحوم شهریار عدل بهتر است کمی درباره خیابان حقوقی بنویسم.

نقشه خیان حقوقی
نقشه خیان حقوقی

این گذر در ابتدای خیابان شمیران (شریعتی) تهران واقع شده، خیابانی که مردان بزرگی در آن اسکان داشتند، نخست وزیر دوران پهلوی (حسنعلی منصور) احمد حسین عدل (وزیر کشاورزی دوران پهلوی) غلامرضا فولادوند (نماینده مجلس شورای ملی از شاهرود در دوره ۱۴ و ۱۵) خاندان کوثری (از مدیران تشریفات پهلوی دوم) و …. (شاید دلیل اهمیت پرداختن به کوی حقوقی برایتان روشن شد) .

نقشه خانه شهریار عدل و خیابان حقوقی
نقشه خانه شهریار عدل و خیابان حقوقی

حالا بد نیست به نقشه به خوبی بنگرید؛

عکس هوایی خیابان حقوقی و خانه شهریار عدل در سال 1335
عکس هوایی خیابان حقوقی و خانه شهریار عدل در سال ۱۳۳۵

املاک شماره ۵، ۶، ۷، ۸ و ۹ متعلق به خاندان گوهری بود، خانه هایی ارزشمندی که هم اکنون در میان انبوده ساختمان های بلند مرتبه گرفتار شده است.

عکس هوایی خیابان حقوقی و خانه شهریار عدل در سال 1386
عکس هوایی خیابان حقوقی و خانه شهریار عدل در سال ۱۳۸۶

خانه شماره ۵ که به خانه رنجور ایران مشهور بود، شوربختانه در سال قبل تخریب شد!

خانه رنجور (روبروی خانه شهریار عدل) که سال گذشته تخریب شد
خانه رنجور (روبروی خانه شهریار عدل) که سال گذشته تخریب شد – عکس بنیامین

خانه شماره ۷ هم اکنون انبار سازمان ام کا جهت انبار ضایعات ماشین های چاپ شده! و خانه شماره ۸ بدون هیچ کاربری رها شده !

خانه های ارزشمند سرشناسان پهلوی که در حال تخریب و فراموشی هستند - روبروی خانه شهریار عدل
خانه های ارزشمند سرشناسان پهلوی که در حال تخریب و فراموشی هستند – روبروی خانه شهریار عدل

املاک شماره ۱ و شماره ۳ باغی بود، سه هزار متری متعلق به احمد حسین عدل، پدر شهریار عدل.

ساختمان بلندمرتبه در ضلع شرقی خانه شهریار عدل
ساختمان بلندمرتبه در ضلع غربی خانه شهریار عدل

پس از فوت برادران بزرگتر برای ملک رای افراز گرفته شد و ملک شماره ۳ که مدتی در اختیار امیر حسن عدل و سپس سفارت عربستان بود تخریب و یک ساختمان بلند مرتبه به جای آن در حال ساخت است. خانه شماره ۳ از شاهکارهای معماری استاد فروغی بود!! که تخریب شد

محل زندگی کامران عدل در ضلع شرقی خانه شهریار عدل
محل زندگی کامران عدل در ضلع شرقی خانه شهریار عدل

خانه شماره ۲ خانه ای بود که تا ۴ سال قبل کامران عدل برادر شهریار عدل در آن زندگی می کرد.

خانه غلامرضا فولادوند در جنوب خانه شهریار عدل
خانه غلامرضا فولادوند در جنوب خانه شهریار عدل

خانه شماره ۴ هم متعلق به غلامرضا فولادوند از رجال به نام دوران پهلوی بود، خانه ای که هم اکنون به عنوان لوکیشن فیلمها از آن استفاده می شود.
آیا نقطه ای در تهران سراغ دارید که در یک مساحت کوچک این همه خانه ارزشمند وجود داشته باشد! و به راحتی دو تا از آنها تخریب شود!!
خوب بهتر است به خانه مرحوم شهریار عدل بپردازیم، خانه ای که شهریار عدل در همین خانه به دنیا آمده و علاقه وافری به حفظ این خانه داشت، خانه ای که شهریار عدل با تمام وجود برای حفظ آن تلاش کرد.

عکس خاه شهریار عدل از بالا
عکس خاه شهریار عدل از بالا

احمد حسین عدل پدر ایشان که دانش آموخته مدرسه ملی کشاورزی گرینیون فرانسه و وزیر کشاورزی پهلوی دوم بود، این خانه را بنا کرد، خانه باغی با وسعت بیش از ۳۰۰۰ متر مربع، خانه ای که هنوز سبز است! از برکت وجود پدر و فرزندی خلف به نام شهریار عدل

خانه شهریار عدل و غلامرضا فولادوند
خانه شهریار عدل و غلامرضا فولادوند

برای ورود به خانه شهریار عدل باید دو پله را به سمت پایین رد کنید تا به حیاطی برسید، پر از گیاه و درخت، خانه ای که کف حیاط آن پر از سنگ ریزه است، صدای خش خش سنگ ریزه ها گوش شما را می نوازد.
در ابتدای امر دو جیپ، یکی خاکی و دیگری مشکی را خواهید دید، خودروهایی که استاد شهریار عدل در شهر با آن تردد می کرد و بیشتر کاووش ها را با همین خودروها انجام داده بود.
حالا دوباره باید قدم بر روی پله های شمال غربی ملک بگذارید تا از درب چوبی که این روزها با حفاط آهنی آکاردئونی پوشانده شده است وارد راه پله سنگی ساختمان شوید، پله هایی مارپیچ

خانه شهریار عدل
خانه شهریار عدل

معمولا استاد شهریار عدل از مهمانهای خود از اطاق یا تالار اصلی بزرگ طبقه اول پذیرایی می کرد، اتاقی پر از عتیقه‌ و نقاشی‌های قهوه خانه‌ای، لوسترهای قجری، میزهای معرق کاری شده، دیواری پر از عکس های قدیمی ریز و درشت، مبلمان هایی که از پدر به یادگار مانده بود و با پارچه ای سفید روی آن پوشانده شده و …

خانه شهریار عدل
خانه شهریار عدل – عکس ایسنا

به گفته کامران عدل، مدیریت خانه احمد حسین عدل کاملا مادر سالارانه بود، خانه ای که در ضلع جنوبی آن استخری قرار داشت.
پدر شهریار عدل در مهر سال ۴۱ بر اثر تصادف فوت کرد، ‌یعنی یک سال قبل از حادثه ۱۵ خرداد و به همین علت این ملک بعد از انقلاب شامل مصادره اموال طی فتوای امام خمینی نشد، چون ایشان گفته بود کسانی که بعد از فتوای من با حکومت پهلوی همکاری نداشته‌اند، ‌مشمول این ماجرا نمی‌شوند!

جداره خانه شهریار عدل، نیمی سبز و نیمی خشکبده در آسمانی نه چندان آبی!!
جداره خانه شهریار عدل، نیمی سبز و نیمی خشکبده در آسمانی نه چندان آبی!!

خانه شهریار خانه ای است که تمامی ایرانشناسان، معماران، محققان و پژوهشگران برای یافتن پاسخ پرسشهایشان به این خانه می رفتند، امیدورام این و خانه های همجوار حفظ و به یادگار برای نسل بعدی باقی بماند و امیدورام کمیته برای حفظ این خانه و خانه های همجوار شکل بگیرد.
درباره شهریار عدل در اینجا بیشتر بخوانید.
ته نویس) این گزارش را تقدیم می کنم به دوست نادیده، بنیامین که تلنگر این مجموعه را در سال قبل در ذهن حقیر زد.

همسفران

  1. سلام
    نکته اول که گزارش بسیار هم ریزبینانه است و دقیق…
    ممنون از معرفی این خیابان و این شخصیت و این خانه فکر کنم داخل خونه اتفاقات بسیار هیجان انگیزی افتاده البته باید دید…
    و دم بنیامین گرم….
    در آخر عکسا همه از بالای داربسته کلا گزارش خطرناکی بوده ها…

    شهریار؛ سلام و سپاس از دلگرمی شما، آره واقعا وقتی اون بالا رو داربست بودم ، حسابی ترسیدم

  2. بنیامین

    سلام خدمت شما استاد گرامی واقعا شرمنده کردید سپاس از محبت شما باعث افتخاره که دوستان و اساتید گرانقدری همچون شما دارم و امیدوارم بالاخره روزی شما را زیارت کنم…. و بتونم از اطلاعات ارزشمندتان استفاده کنم روز شنبه هم انشالله اطلاعات کاملی در خصوص خاندان گوهری وعمارتها تقدیم حضورتان خواهم کرد و لینکی در جهت ارتباط با این خاندان سلامت و برقرار باشید.

    شهریار: سپاس از دل نگرانی های شما، درباره شهری که در آن زندگی می کنی

    1. بنیامین

      سلامت باشید نمیدانم اسمش نگرانیه یا احساس تعلق اما ….. من این تخریب ها را از کودکی لمس کردم وقتی خانه زیبای مادربزرگ در سه راه امین حضور بهانه طرح شهرداری برای ساخت پارک تخریب شد وقتی دایی پدرم از خونه پدربزرگش آشیخ حسن امام زاده زیدی تو بازار میگه و وقتی میپرسی الان کجاست آدرس فلان پاساژ رو میگیری وقتی میبینی خونه ی قاجاری پدر بزرگ پسر داییت (استاد محسن چراغچی مسجد شاه )یکی از بزرگترین موسیقی دان های دوره پهلوی تو محله بازار داره نابود میشه و کسی به فکر نیست استاد شهریار عزیز زیادن این موارد ای کاش میتونستید کمی از وقتتون رو در اختیار بنده قرار بدید حاضرم قاطعانه بگم خیلی از خونه های ارزشمند و شناسنامه دار هستند که ناشناخته باقی موندند و و ناشناخته تخریب میشند ………….

      شهریار: به روی چشم، در اولین فرصت با شما در تماس خواهم بود

  3. با سلام و خسته نباشید و تقدیر و تشکر از ارائه اینهمه اطلاعات مفید و همچنین دغدغه حفظ و صیانت و همچنین معرفی خانه و اماکن تاریخی .

    شهریار: سلام و سپاس از نگاه شما

  4. درود بر شما!
    ما ۴۸ سال است که در خیابان حقوقی ساکن هستیم و از همین رو گزارش دقیق شما خیلی به دلم نشست و از این بابت بسیار سپاسگزارم.
    در اینجا به صورت مختصر مشاهدات خودم را از این خیابان قدیمی (که بیشتر شهرتش نزد عوام به واسطه وجود مرکز معاینه چشم راهنمایی و رانندگی جهت دریافت گواهینامه در ابتدای این خیابان بود) خدمت تان بازگو می‌کنم:
    ملک شماره ۳ که به گفته شما از شاهکارهای استاد فروغی بوده، در دهه شصت مهد کودک بود و من که دانش آموز دبستان پیشرو (شهید معززی بعدی) و راهنمایی فرگام (فلق بعدی) در آن سوی خیابان شریعتی بودم، هر روز از جلوی این ساختمان زیبا و قدیمی می گذشتم. چندی پیش که آن را در حال تخریب توسط بساز بفروشان دیدم، گویی در حال از دست دادن یکی از اعضای بدنم بودم!
    کارگاه عکاسی جناب کامران عدل (خانه شماره ۲) ویژگی خاصی در آن سال های خاکستری دهه شصت داشت. ایشان یک ویترین شیشه ای به ورودی خانه نصب کرده بودند و آثاری از خود را در آن به نمایش می گذاشتند. در همان سال های کودکی و نوجوانی، دیدن این عکس ها و کشف دنیای رازآلودشان، مرا به درنگ و تامل وا می داشت.
    پیشینه و هویت خانه شماره ۵ را که از آن به عنوان خانه رنجور ایران نام برده اید همیشه برای من ناشناس مانده است. تقریبا روبروی کوچه آبتین قرار داشت و در کنار آن تعمیرگاهی ویژه خودروهای لندروور فعال بود. همیشه دوست داشتم شهرداری بی خیر و برکت منطقه هفت تهران این خانه و یا ملک شماره ۳ را خریداری و مانند خانه آیت الله طالقانی در منطقه ۱۳، تبدیل به مرکزی فرهنگی و هنری مانند کتابخانه و … نماید. افسوس که …
    ساختمان های زیبای دیگری نیز در این خیابان وجود داشت که گل سرسبد آن، خانه دکتر حسین فاطمی بود. این خانه بسیار زیبا و بزرگ نبش کوچه قریب (شهید فرزانگان فعلی) بود که توسط تعاونی مسکن بیمارستان شفا یحیاییان خریداری و تخریب شد. امروز به جای آن بنای زیبا، آپارتمانی بی قواره و زندان مانند پابرجاست!
    در خیابان آمل (شهید طاهریان فعلی) که به موازات خیابان حقوقی قرار دارد نیز اوضاع از این هم غم انگیز تر است! ساختمان زیبای دبستان راه زندگی که تخریب شد. یکی دو ساختمان زیبای دیگر تبدیل به تولیدی شده اند که باز خدا را شکر که از بین نرفته اند و …
    ای کاش شهرداری منطقه هفت کمی سلیقه به خرج می داد و چنین ساختمان هایی را خریداری می کرد. وقتی نزدیک ترین فرهنگسرا شهرداری تهران به این محله، فرهنگسرای اندیشه در محدوده سید خندان است، این عمارت های زیبا و صاحب تاریخ، بهترین گزینه برای ایجاد چنین مراکز فرهنگی برای اهالی خواهد بود. اما باز هم افسوس که

    شهریار: سلام و سپاس فراوان از نگاهتان و همچنین نوشته ارزشمند شما، خانه حسین فاطمی را نمی دانستم، سپاس که اطلاع دادید، اگر شماره پلاک را هم قید بفرمایید ، سپاس گذار خواهم شد، البته خانه سرهنگ غفاری هنوز وجود دارد و دخترشان تا آنجا که می دانم در آنجا ساکن هستند، باز هم سپاس، امیدوارم زمان اجازه دهد و درباره خیایان طاهریان نیز بنویسم، راستی می دانید چرا اسم این خیابان حقوقی شده؟؟

    1. درود دوباره!
      نشانی دقیق خانه پیشین دکتر فاطمی را از راه رایانامه خدمت تان تقدیم کردم. نشانی سردستی آن می شود: خیابان حقوقی، نبش کوچه قریب پیشین و شهید فرزانگان کنونی.
      در مورد چرایی نام خیایان حقوقی چیزی نمی دانم اما اگر به گفتگوی جناب کامران عدل با تارنمای “تاریخ ایرانی” دقت کنید، در جایی می گوید:
      اگر شما خیابان شمیران را در نظر بگیرید، ‌می‌دانید که خیابان حقوقی شرقی و غربی است. خانه ما باغ اول بود. “باغ دوم برای حقوقی بود” و باغ سوم برای علی منصور، نخست‌وزیر وقت ایران.
      شاید خود جناب کامران عدل پاسخ دقیق تری برای این پرسش داشته باشند.
      بدرود

      شهریار: سپاس بیکران از شما درباره خانه دکتر فاطمی

      درخصوص نامگذاری، انگار نام خیابان فاطمی بوده اما شخصی به نام حقوقی که از درشکه داران قدیمی تهران بوده و کمی هم قلندر و … تابلو خیابان را حذف و نام خود را بر روی آن می نوشته که به دستور جناب دکتر فاطمی، نام این خیابان همان حقوقی نام گذاری می شود، این موضوع را با کامران عدل هم مطرح کردم ، ایشان بر روی این گفته صحت گذاشتند

    2. منوچهر عبدی

      کودکستان و دبستان راه زندگی در سال ۱۳۳۸ با این آدرس معرفی میشد :
      از خیابان شمیران کوچه مشایخی
      از خیابان حقوقی، کوچه غفاری
      از خیابان آمل کوچه ادیب

      دکتر علی ادیب در کوچه ادیب ساکن بودند. خاندان مشیر همایون شهردار در خیابان آمل منزل داشتند. بعدها فرهاد مهراد خواننده فقید ساکن این خیابان بود.
      مهندس مهدی بازرگان در کوچه پروین منزل داشتند. خیابان حقوقی هم از سال ۱۳۰۷ حتی قبل به نام میرزا محمد حقوقی بوده که نه تنها درشکه چی نبودخ بلکه از وکلای درجه یک عدلیه بوده است وتلفن منزلش ۱۰۳ بوده است.

      شهریار: سلام و سپاس از اطلاعات ارزشمند شما، بی نهایت ممنونم. منتظر اطلاعات بیشتر شما می مانم

  5. مهدی کوثری-لندن

    با درود فراوان جناب شهریار.مثل همیشه از زحماتِ شما و همفکرانتان باید قدردانی کرد.در مورد این خانه ها من با توجه به سابقه ی بیش از ۳۰ سال زندگی در اروپا پیشنهادی دارم.بنده در سوئدو خیلی کشورهای اروپایی دیده ام اسکلت اصلی خانه حفظ شده و بخشی از آن بعنوان جایی برای گردهمایی و مهمانیِ اهل محل از آن استفاده میشود و البته با تعیین وقت قبلی. ایده دیگری که خودم دارم این است که میتوان برای فعال و زنده نگاه داشتن محیط خانه بخشی از آن بعنوان گالری نقاشی برای اجاره با بهای بسیار کم برای هنرمندان نقاش برای ارائه ی آثار خود و یا شب شعر و اینجور چیزها.بدین ترتیب هم مراجعه و رفت و آمد زیاد تر شده و هم فعالیت های جانبی در هر کوچه و محل زیاد شده ارزش چنین خانه هایی صد چندان میشود.من چنین پیشنهاد هایی گاه و بیگاه برای مسئولین می فرستم.ابدا به آیه های یاس و نومیدی که گویا در ایران سنت شده هم توجه نمی کنم.خوب هم می دانم که اکثرا دوستان و علاقه مندان در چنین مواردی اغلب با بی توجهی روبرو شده و ناراحت و نومید می شوند.اما در بدترین شرایط هم ما محکوم هستیم به امیدوار بودن و آینده .

    شهریار: سلام و سپاس فراوان از پیشنهادات ارزشمند شما، ما هم به امید زنده هستیم اما ….!!! اما واقعا با این مدیران لایق نمی دانیم چه باید بکنیم

  6. با اینکه اهمیت حفظ ونگهداری آثار و ابنیه های تاریخی برای همه دغدغه شده ، بویژه ابنیه هایی که به تاریخ این سرزمین پیوند خورده واقعا جای سواله که به این راحتی تخریب می شوند…؟

    شهریار: برایهمه نه متاسفانه، اگر همگانی بود ، چنین نمی شد!

  7. من باستان شناس

    با سلام و احترام. نگو نه که آقای عزیز خیلی جهت گیریهای خاص می کنید نگید نه که به شدت سیاسی کاری در نوشته هاتون موج میزنه. کارهای ارزشمدتون حقیقتا ارزنده است اما خودتون هم خوب می دونید که اصلا بدتون نمیاد هر گند و کوتاهی رو به انقلاب و بانیانش نسبت بدید. طوری از امام و فتوا و وچه وچه صحبت می کنید و می بافید و تفسیر به رای می کنید که زبانم لال انگار از یک دیکتاتور تاریخی معروف حرف می زنید!!!! به عنوان یک باستان شناس ارزش والای افرادی چون پروفسور عدل رو خوب می دونم و البته مدافع انقلاب هستم به شدت و اینها هیچ منافاتی باهم ندارند جهت اطلاع حضرتعالی گفتم. ضمنا روز دوشنبه از ساعت ۳ تا ۷ در سازمان ایکوموس ایران مراسم یادبودی برای پروفسور عدل برگزار خواهیم کرد. نشانی: پارک ساعی سالن همایشهای نقش جهان. البته ورود برای اعضا و مدعوین ممکن هست طبق سیاست مسیولین ایکوموس.

    شهریار: سلام بر شما

    الف) بهتر بود پشت نام من باستان شناس پیام نگذارید، البته اگر می خواهید تهمت بزنید.

    ب) اینجا یک تارنمای اهالی سفر است و کسانی که دغدغه میراث را دارند، نه مکانی برای تمایلات سیاسی شما، اینجا موضوع اصلی خانه یک باستان شناس است.

    ج) موضوع فتوا بر می گردد به گفتگوی تارنمای تاریخ ایرانی خانم سما بابایی با کامران عدل، بهتر است خرده خود را با سایت تاریخ ایرانی و آقای صادق خرازی که فکر می کنم خیلی بیشتر از شما دغدغه انقلاب را دارند در میان بگذارید و شاید هم با خود کامران عدل.

    د) در تارنمای سفرنویس هیچگاه گزارشی بدون منبع نوشته نشده است ، این موضوع را فراموش نکنید. بهتر است اصل سوال و پاسخ را در اینجا قرار دهم؛

    بعد از فوت پدر ارتباط شما با خاندان سلطنتی حفظ شد؟

    پدر من در مهر سال ۴۱ بر اثر تصادف فوت کرد، ‌یعنی یک سال قبل از حادثه ۱۵ خرداد و به همین علت ما بعد از انقلاب شامل مصادره اموال طی فتوای امام خمینی نشدیم، چون ایشان گفته بود کسانی که بعد از فتوای من با حکومت پهلوی همکاری نداشته‌اند، ‌مشمول این ماجرا نمی‌شوند. به همین خاطر است که تمام کارکنان رژیم پهلوی شامل مصادره اموال شدند. به هر تقدیر ارتباط ما با دربار قطع شد. بهترین دوست پدر من ثقه‌الدوله دیبا بود، ‌چون پدر من در سال ۱۳۱۸ با رضاشاه هم درگیری پیدا کرده و از مناصب حکومتی‌اش کناره گرفته بود، به همراه دیبا یک شرکت ساختمانی راه انداخته بودند که بخشی از جاده‌های چالوس و اوشان فشم را پدر من ساخته است. اتفاقا دکتر حسابی هم برخلاف آنچه که عنوان می‌شود، ‌نقشی در محاسبات آن جاده نداشته است. اسم شرکت «دیبا بیات» بود که بزرگ خاندان دیبا بود. به هر تقدیر خانواده عدل و دیبا در تبریز مناسباتی داشته‌اند. من در بچگی با خانواده سید حسن عدل – پسر عموی پدرم – خاطرات بسیاری داشتم که آن‌ها نیز با دیبا ارتباط داشتند. بنابراین من بدون اینکه چیزی از سرنوشت بدانم با خانواده دیبا آشنا بودم. وقتی فرح دیبا، فرح پهلوی شد، ‌آقای دیبا رایزن ایران در فرانسه بود؛ من با کامران و نازی دیبا بزرگ شده بودم و مراوده داشتیم.

    ه) من خیلی بیشتر از شما به آرمانهای انقلاب و بنیان گذار آن احترام می گذارم، امیدوارم خداوند شما را به خاطر بی احترامی و استفاده از کلماتی مثل دیکتاتور و … عفو کند.

    ش) راستی شما به خود چطور جرات دادید که از این کلمات استفاده کنید

    و) خیلی پیش تر از کامنت شما، مراسم یادبود شهریار عدل را در سفرنویس اطلاع رسانی کردم!

    ه) تا آنجا که می دانم در تارنمای ایکموس اشاره ای نشده که مراسم کارت دعوت می خواهد، اگر می خواهید من حضور نداشته باشم، و ناراحتی شما از جای دیگری است، به راحتی اعلام فرمایید. این هم لینک تارنمای ایکموس و اصل خبر

    ی) راستی اگر اشتباه نکرده باشم، گلایه امروز شما بر می گردد به گزارش تخریب تجارتخانه جهانیان، و آن ته نویس آخر گزارش، شما که مدعی هستید همه کاره هستید، چرا از همان ایکموس … ، چرا بودجه عودلاجان … ، چرا … بگذارید فعلا همان سه نقطه باقی بماند، تا آبروی رفته شما حفظ شود

    ته نویس) از تمامی دوستان به خاطر بی احترامی ایشان به بنیان گزار انقلاب اسلامی ، پوزش می خواهم

    1. مهدی کوثری-لندن

      با درود هموطنِ باستان شناس.من سالهاست که خواننده ی این سایت هستم.تقریبا همه ی نوشته ها نشان از زحمات فراوان برای شناساندن ایران از طرف دوستمان جناب شهریار هست.ایشان بعنوان صاحب نظر و دلسوز و منتقد حتما باید از بی توجهی و کمبودها هم بنویسند تا اهل فن و حقوق بگیرانِ این حیطه متوجه ی نقاط ضعف و قدرت خود بشوند.در مجموع اینجا رعایت عدل و انصاف شده و من هنوز چیزی از امام و فتوا و این چیزها در این سایت ندیده ام.از اینکه مراسمی هم جهت یادبود پروفسور عدل برگزار می کنید، قدردانی می شود.

      شهریار: سلام و سپاس از مهرتان بزرگوار

    2. آقای من باستان شناس!

      من هم چیزی راجع به فتوا و امام و امثالهم اینجا ندیدم! فرافکنی شما آشکار است.

      شهریار: رفیق شما آقا اید

  8. سلام …..

    یادم می یاد از وقتی روزنامه دیواری مد بود توی مدارس می نوشتم ….. بعدش مدیر مسئول نشریه بسیج دانشگاه شدم و چون بودجه ندادند بیشتر از دوشماره منتشر نشد …. بعدش وبلاگ آمد و باز مشغول نوشتن شدم نه اینکه نویسنده هستم نه … فقط علاقه داشتم …. ولی مدتی هست احساس می کنم توی دور باطلم افتادم //// یک مقداری مشکلات زور آمده ….

    شهریار: سلام دوباره، می دونید ما معتاد به نوشتن شدیم، اصلا مهم نیست خوانده شود یا …. مهم عادت به نوشتن است، نمی دانم چطور می شود، ترک کرد این اعتیاد را!!

  9. بنده سه سال دوره راهنمایی خود را ساکن خیابان حقوقی نزدیک خانه های چنین شخصیت هایی و همسایه مرحوم شهریار عدل بودم و خبر نداشتم!

    شهریار؛ زنده شدن خاطرات خوشایند است

  10. شهریار عزیز
    سلام . دوست خوبم آدرس وبسایت من از ctir.ir به oneless-car.com تغییر پیدا کرد. لطفا اصلاحش کن . عنوانش هم اصلاح کن لطفا
    سلامت باشی و پایور

    شهریار: سلام بزرگوار، منزل نو مبارک، حسب المر انجام و اصلاح شد

  11. درود بر شما نترسید چند وقت دیگه تخریبش میکنند و جاش یه چیزی مثل قارچ میره بالا متاسفانه تخریب اثار تاریخی ایران به شدت داره دنبال میشه این هم نمونه اش

    شهریار: سلام بر شما، شوربختانه نمونه این اقدامات بسیار است، اما ما امیدواریم

  12. محدثه تاجیک

    سلام دوست عزیز .ممنون از سایتتون.من دنبال پلان این ساختمون و نماش هستم چه جوری می تونم تهیه کنم

    شهریار: سلام بر شما، پلانی از این عمارت کشیده نشده، اما سازمان زیباسازی شهرداری تهران در فکر تهیه آن است

  13. سلام و عرض ادب خدمت اساتید ارجمند. حقیقتا لذت بردم از مطالب این سایت و همچنین دغدغه و تعاملی که بین اعضا وجود دارد. بنده حقیر قصد تهیه گزارشی درباره گذشته خیابان حقوقی را دارم. اگرچه اطلاعات موجود در این سایت برای تهیه گزارش تقریبا کافی است اما اگر این امکان وجود داشته باشه که یکی از عزیزان مطلع، در خیابان حقوقی همراهی مان کند قطعا موثرتر واقع می شود. چندی پیش هم به کمک مطالب همین سایت و چند نفر از اهالی قدیمی مطلبی درباره استاد شهریار عدل تهیه و منتشر کردیم، البته متاسفانه برای آن گزارش دسترسی به استاد کامران عدل پیدا نکردیم که اگر اینچنین می شد قطعا موثرتر می افتاد. با سپاس از همه دوستان ارجمند

    شهریار: سلام بر شما ، سپاس از مهرتان، برای دادن اطلاعات درخصوص برادر استاد عدل در خدمت شما هستم

    1. مریم جوانیان

      سلام دوست گرامی…من در خ سمیه کوچه طباطبایی مقدم ( محل منزل استاد مکتب سقاخونه ای – استاد ژازه طباطبایی مقدم) زندگی میکنم. اگر خواستید من میتونم در جهت پاسخ یابی سوالاتتون در حد امکان برایتان در محله حقوقی جستجو کنم.
      در ضمن این خانه طباطبایی مقدم هم از جمله خانه های قدیمی ست که با وجود تلاشهای زیاد تا کنون ثبت ملی نشده.

      شهریار: سلام بر شما
      منتظر تماس و گفتگوی بیشتر با شما در این زمینه هستم
      ۰۹۳۵۲۴۳۵۵۶۴

  14. سلام و عرض ادب مجدد. بزرگواران لطفا اگر اطلاعات تکمیلی درباره ساکنان خیابان حقوقی یا عکس های قدیم آن دارید برای انتشار در اختیارمان بگذارید یا شماره ای ارسال بفرمایید که تماس بگیرم خدمتتون. بسیار سپاس

    شهریار: تلفنی در خدمت شما هستم

    1. مریم جوانیان

      با ایمیل با من تماس بگیرید تا به شما شماره تلفن بدهم.

      شهریار؛ چند باری این کار را کردم اما هنوز دون جواب مانده ام.

  15. سلام واحترام به شما از نوشته ارزشمندتان در خصوص این خانه های قدیمی لذت بردم وسپاس فراوان برای اینکارتان ،خانه ها ی قدیمی تهران که در حصار اپارتمانها زندانی میشوند که گاهی درگذرمان در محله های قدیمی انها را میبینیم ونگران ازبین رفتن انها وجایگزین شدن با مجتمع ها هستیم وبراستی یکی از دغدغه های ذهنی من است با ثبت وشناساندن اینها کار بسیار با ارزشمندی انجام میدهید .

    شهریار: سلام و سپاس از حضور مهر شما بزرگوار

  16. مریم جوانیان

    از جناب استاد شهریار گرامی و بسیار محترم هم کمال سپاس و خسته نباشید دارم…از خواندن مطالب عالی شما بسیار محظوظ و از جهتی بینهایت قلبم بدرد می آید که تخریب این بناهای زیبا و پر خاطره رو شاهد میشویم.من اینروزا دایم تو حال و هوای این بناهای درحال تخریبم که نکنه قبل از اینکه ببینمشون، خراب شن!!!!
    باز هم سپاس…سپاس و سپاس

    شهریار: سلام بر شما
    منتظر تماس و گفتگوی بیشتر با شما در این زمینه هستم
    ۰۹۳۵۲۴۳۵۵۶۴

با ما همسفر باشید

XHTML: امکان استفاده از این کدها وجود دارد: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>